جاما ( جبهه اتحاد مردم ایران )
پادشاه باش حتی اگر قلمروات به اندازه عرض شانه هایت باشد
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محمد دامن باغ
مطالب اخیر
نویسندگان
با فرا رسیدن عید وبهار. طبیعت جان تازه میگیرد.درختان لباس نو میپوشند همه جا سبز میشوند گلها جوانه میزند ودرختان شکوفه میدهند.
امیدوارم در سال جدید. ما انسانها هم در دلهایمان خانه تکانی کرده وکینه ها را بدور ریخته وقدر یکدیگر را بدانیم. وشادی خود را با دیگران تقسیم کنیم. در سال نو حتما بدیدار سالمندان و عیادت از بیماران بشتابیم. به ایتام و مستمندان کمک کنیم. سعی کنیم درطول سال با رفع نیاز نیازمندان.هر روزمان عید باشد.
فرا رسیدن عید سعید باستانی نوروز برهمگان مبارک باد.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
باز بوی باورم خاکستریست.
واژه های دفترم خاکستریت.
پیش از اینها حال دیگر داشتم.
هر میگفتند باور داشتم.
ما به رنگی ساده عادت داشتیم.
ریشه در گنج قناعت داشتیم.
پیرها زهر هلاهل خورده اند.
عشق ورزان مهر باطل خورده اند.
بازهم بحث عقیل و مرتضی ست.
اهن تفتیده مولا کجاست.
نه فقط حرفی زاهن مانده است.
شمع بیت المال روشن مانده است.
باخودم گفتم تو عاشق نیستی.
اگه از سر شقایق نیستی.
غرق دردریا شدن کار تو نیست.
شیعه ی مولا شدن کار تو نیست.
بین جمع. ایستاده بر نماز.
ابن ملجم ها فراوانند باز.
خواستم چیزی بگویم دیر شد.
واژه هایم طعمه تکفیر شد.
قصه نگفته بسیاراست باز.
دردها خروار.خروار است باز.
دستها را باز در شبهای سرد.
ها.کنید ای کودکان دوره گرد.
مژده گانی ای خیابان خوابها.
میرسد ته مانده بشقابها.
سربه لاک خویش بردیم ای دریغ.
نان به نرخ روز خوردیم ای دریغ.
قصه های خوب رفت از یادها.
بی خبر ماندیم از بنیادها.
صحبت از عدل وعدالت نابجاست.
سود در بازار ابن الوقهاست.
گفته ام من دردها را بارها.
خسته ام. خسته از این تکرارها.
ای که میاید صدای گریه ات.
نیمه شبها ازپس دیوارها.
گیر خواهد کرد روزی .روزیت.
در گلوی مال مردم. خوارها.
من به در گفتم ولیکن بشنوند.
نکته ها را مو به مو دیوارها.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
مار.ازپونه. من از مار بدم میاید.
یعنی از عامل ازار بدم میاید.
هم ازاین هرزه علفهای چمن بیزارم.
هم ز همسایگی خار بدم میاید.
کاش میشد بنویسم بزنم بر در باغ.
که من از این همه دیوار بدم میاید.
دوست دارم به ملاقات سپیدار روم.
ولی از مرد تبردار بدم میاید.
ای صبا بگذرو با مرد تبردار بگو.
که من از کار تو بسیار بدم میاید.
..........................................................
واعظی پرسید از فرزند خویش.
هیچ میدانی مسلمانی به چیست.
صدق وبی ازاری و خدمت به خلق.
هم عبادت هم کلید زندگیست.
گفت فرزند. زین.معیار اندر شهرما.
یک مسلمان هست. ان هم. ارمنی ست.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
کسی اینجا به یادش نیست که دنیا زیر چشماته.
یه عمره یادمون رفته. زمین دار مکافاته.
فراموشم شده. گاهی که من اینجا چها کردم.
یه روزی باید از اینجا بازم پیش تو بر گردم.
خدایا. وقت برگشتن یه کم بامن مدارا کن.
شنیدم گرمه اغوشت اگه میشه منم جا کن.
................................................................
دختر رنجیده ای مادر نداشت.
جز دلی غمگین و چشمی تر نداشت.
سینه اش لبریز از اندوه بود.
گرچه دردش راکسی باور نداشت.
جز نشستن در کنار مادرش.
ارزوی دیگری در سر نداشت.
اشک گرمش بود سنگ سرد قبر.
هدیه ای شاید از این بهتر نداشت.
صبح شد ان شب ولی چون روز قبل.
سر ز روی قبر مادر برنداشت.
چهره اش پژمرده بودو زرد چون.
روز مادر بود و. او مادر نداشت.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 28 اسفند 1394
گرگها خوب بدانند. که دراین ایل غریب.
گر پدرمرد.تفنگ پدری هست هنوز.
گر چه مردان قبیله همگی کشته شدند.
توی گهواره چوبی پسری هست هنوز.
اب اگرنیست نترسید که در قافله مان.
دل دریایی وچشمان تری هست هنوز.
........................................................
خداوندا تو میدانی که انسان بودن وماندن.دراین دنیا چقدر سخت است.
چه رنجی میکشد انکس که انسان است و از احساس سرشار است..


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
کسی که در ایام موفقیت وخوشی ترا ثنا گوید به انچه در تو نیست.
در روز ناسازگاری هم از دروغ وتهمت وبهتان درحق تو دریغ نخواهد کرد.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سالهاست بر اثر بی توجهی وکم توجهی مسئولان. قشر ضعیف ارام. ارام چون شمع در حال اب شدن هستند.وعده ای نیز با جا خوش کردن زیر قبای مسئولین فربه شده اند.
این قرار ما با شهدا نبود.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 26 اسفند 1394
گه گاهی گشت های ارشاد رامیبینی که درخیابانها به دنبال بد حجابی میگردند تا ارشادش کنند.
ای کاش گشت ارشادی هم برای مردان میگذاشتند.
تا چشم در حجاب کشند.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

ساقی امشب باده از بالا بریز
باده از خم خانه مولا بریز

باده ای بی رنگ و آتش گون بده
زان که دوشم داده ای افزون بده 

ای انیس خلوت شبهای من
می چکد نام تو از لب های من

محو کن در باده ات جام مرا
کربلایی کن سرانجام مرا 

یا علی درویش و صوفی نیستم 
فاش میگویم که کوفی نیستم

یاعلی لعل عقیقی جز تو نیست
هیچ درویشی حقیقی جز تو نیست 

لنگ لنگان طریقت را ببین
مردم دور از حقیقت را ببین 

مست مینای ولایت نیستم
سرخوش از شهد ولایت نیستم

خیل درویشان دکان آراستند
کام خود را تحت نامت خواستند

خلق را در اشتباه انداختند
یوسف ما را به چاه انداختند 

کیستند اینان رفیق نیمه راه
وقت جانبازی به کنج خانقاه 

فصل جنگ آمد تماشاگر شدند
صلح آمد لاله پرپر شدند

دل به کشکول و تبرزین بسته اند
بهر قتلت تیغ زرین بسته اند

موج ها از بس تلاطم کرده اند
راه اقیانوس را گم کرده اند

یا علی بار دگر اعجاز کن
مشتهای کوفیان را باز کن 

باز کن چشمان نازآلوده
را بنگر این چشم نیاز آلوده را

باز گو شعب ابی طالب کجاست
آن بیابان عطش غالب کجاست

تا ز جور پیروان بوالحکم
سنگ طاقت را ببندم بر شکم

تشنگی در ساغرم لب ریز شد
زخم تنهایی فساد انگیز شد 

آتشی افکند بر جان و تنم
کین چنین بر آب و آتش می زنم

تاول ناسور را مرحم کجاست
مرحم زخم بنی آدم کجاست

مرحم ما جز تولای تو نیست
یوسفی اما زلیخای تو کیست

شاهد اقبال در آغوش کیست؟
کیسه نان و رطب بر دوش کیست؟

کیست آن کس کز علی یادی کند
بر یتیمان من امدادی کند

دست گیرد کودکان شهر را
گرم سازد خانه های سرد را

ای جوانمردان جوان مردی چه شد؟
شیوه رندی و شبگردی چه شد؟

شیعگی تنها نماز و روزه نیست
آب تنها در میان کوزه نیست

کوزه را پر کن ز آب معرفت
تا در او جوشد شراب معرفت

حرف حق را ازمحقق گوش کن
وز لب قرآن ناطق گوش کن

گوش کن آواز راز شاه را
صوت اوصیکم بتقو الله را

بعد از او بشنو و نظم امرکم
تا شوی آگاه بر اسرار خم 

خم تو را سر شار مستی می کند
بی نیاز از هر چه هستی می کند

هر چه هستی جان مولا مرد باش
گر قلندر نیستی شبگرد باش

ای خروس بی محل آواز کن
چشم خود بر بند و بالی بازکن 

شد زمین لبریز مسکین و یتیم
ما گرفتار کدامین هیبتیم

با یتیمان چاره لا تقهر بود
پاسخ سایل و لا تنهر بود 

دست بردار از تکبر وز خطا
شیعه یعنی جود و انفاق و عطا

باده ی مما رزقناهم بنوش
ینفقون نوش و در انفاق کوش

هم بنوش و هم بنوشان زین سبو
لن تنالوا البرحتی تنفقوا

یا علی امروز تنها مانده ایم
در هجوم اهرمن ها مانده ایم 

یا علی شام غریبان را ببین
مردم سر در گریبان را ببین

گردش گردونه را بر هم بزن
زخم های کهنه را مرحم بزن 

مشکها در راه سنگین می روند
اشک ها از دیده رنگین می روند

مشکهای خسته را بر دوش گیر
اشکها را گرم در آغوش گیر 

حیدرا یک جلوه محتاج توام
دار برپا کن که حلاج توام

جلوه ای کن تا که موسایی کنم
یا به رقص آیم مسیحایی کنم 

یک دوگام از خویشتن بیرون زنم
گام دیگر بر سر گردون زنم

گام بردارم ولی با یاد تو
سر نهم بر دامن اولاد تو 

شیعه یعنی شرح منظوم طلب
از حجاز و کوفه تا شام وحلب

شیعه یعنی یک بیابان بی کسی
غربت صد ساله بی دلواپسی 

شیعه یعنی صد بیابان جستجو
شیعه یعنی هجرت از من تا به او

شیعه یعنی دست بیعت با غدیر
بار ش ابر کرامت بر کویر

شیعه یعنی عدل و احسان و وقار
شیعه یعنی انحنای ذوالفقار

از عدالت گر تو می خواهی دلیل
یاد کن از آتش و دست عقیل

جان مولا حرف حق را گوش کن
شمع بیت المال را خاموش کن

این تجمل ها که بر خوان شماست
زنگ مرگ و قاتل جان شماست

می سزد کز خشم حق پروا کنیم
در مسیر چشم حق پر وا کنیم

این دو روز عمر مولایی شویم
مرغ اما مرغ دریایی شویم

شیعه یعنی قسمت یک کاسه شیر
بین نان خشک خود با یک اسیر

چیست حاصل زین همه سیر و سلوک
تاب وتاول چهره وچین وچروک

سالها صورت ز صورت باختیم
تا ز صورت ها کدورت یافتیم

یک نظر بر قامتی رعنا نبود
یک رسوخ از لفظ بر معنا نبود

گر چه قرآن را مرتب خوانده ایم
از قلم نقش مرکب خوانده ایم

سوره ها خواندیم بی وقف و سکون
کس نشد واقف به سر یسطرون

سر حق مستور مانده در کتاب
عالمان علم صورت در حجاب

ای برادر عالمان بی عمل
 همچو زنبورند لاکن بی عسل

علمها مصروف هیچ و پوچ شد
جان من برخیز وقت کوچ شد

از نفوذ نفس خود امداد گیر
سیر معنی را ز مجنون یاد گیر

ای خوش آن جهلی که لیلایی شویم
هر نفس لا گوی الایی شویم

تا به کی در لفظ مانی همچو من
سیر معنی کن چو هفتادو دو تن 

همچو یحیی گر نهی سر در طبق
می شود عریان به چشمت سّر حق

همچو یحیی گر نهی سر در طبق
می شود عریان به چشمت سّر حق

شیعه یعنی عشق بازی با خدا
یک نیستان تک نوازی با خدا

شیعه یعنی هفت خطی درجنون
شیعه طوفان میکند در کاف ونون

شیعه یعنی تندر آتش فروز
شیعه یعنی زاهد شب شیر روز

شیعه یعنی شیر یعنی شیرمرد
شیعه یعنی تیغ عریان در نبرد

شیعه یعنی تیغ، تیغ مو شکاف
شیعه یعنی ذوالفقار بی غلاف

شیعه یعنی سابقون السابقون
شیعه یعنی یک تپش عصیان و خون

شیعه باید آب ها را گل کند
خط سوم را به خون کامل کند

خط سوم خط سرخ اولیاست
کربلا بارز ترین منظور ماست

شیعه یعنی بازتاب آسمان
بر سر نی جلوه رنگین کمان

از لب نی بشنوم صوت تو را
صوت انی لا اری الموت تو را

یا حسین زلفت رها در باد شد
وز شمیمش کربلا ایجاد شد

صبر کن نی از نفس افتاده است
ناله بر دوش جرس افتاده است

کاروان بی میر و بی پشت و پناه
در غل و زنجیر می افتد به راه

می رود منزل به منزل در کویر
تا بگوید سرّ بیعت با غدیر

شیعه یعنی انتزاج نار و نور
شیعه یعنی راس خونین در تنور

شیعه یعنی هفت وادی اظطراب
شیعه یعنی تشنگی در شط آب

مادر موسی که خود اهل ولاست
جرعه نوش از باده جام بلاست

در تب پژواک بانگ الرحیل
می نهد فرزند بر دامان نیل

نیل هم خود شیعه مولای ماست
اکمل اوییم و او اولای ماست

شیعه یعنی تیغ بیرون از نیام
این سخن كوتاه كردم والسّلام

از سروده های مرحوم اغاسی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد

در این بازار عطاران مرو هر سو چو بی‌کاران

به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد

ترازو گر نداری پس تو را زو رهزند هر کس

یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد

تو را بر در نشاند او به طراری که می‌آید

تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد

به هر دیگی که می‌جوشد میاور کاسه و منشین

که هر دیگی که می‌جوشد درون چیزی دگر دارد

نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد

نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد

بنال ای بلبل دستان ازیرا ناله مستان

میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد

بنه سر گر نمی‌گنجی که اندر چشمه سوزن

اگر رشته نمی‌گنجد از آن باشد که سر دارد

چراغست این دل بیدار به زیر دامنش می‌دار

از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد

چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمه‌ای گشتی

حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد

چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی

که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دار



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 24 اسفند 1394
تواضع وفروتنی انسان را عزیز و
کبر وغرور باعث ذلت میشود.
.........،.،....................................
اگر کسی به صاحب سرمایه ای 
برای سرمایه ویا منصبش کرنش کند.
دین خود را بر باد داده است.
............................................
هم صحبتی. باخردمندان باعث ارامش روح.
وبا نابخردان  باعث رنجش دل وروح است
اگر نیاز خود را بخدا ابراز کنید.
شما را ازخلق بی نیاز کند.
انچه برای خود نمی پسندید.
بر دیگران نیز مپسندید.
دل از زندگی چند روزه دنیا بکنید چون در روز ناتوانی.
دنیا بشما هیچ رحمی نمی کند وشما را از خود می راند و.
خاک شما را می بلعد.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
این روزها حرفهایی بگوش میرسد از اینکه عده ای خود را فاتح میدان و رقیب را شکست خورده و سعی در بزرگ کردن موضوع دارند . در صورتی این حرفها هیچ نفعی برای مردم ندارد . اکثریت مردم به دنبال تثبیت نظام و حفظ حریم ولایت هستند و چپ و راست برایشان معنا ندارد چون نه از این جناح خیری دیده اند و نه از آن جناح و هر جناحی سعی کرده از نمد مردم برای خود و اطرافیانش کلاهی ببافد . بجای این حرفها و این کارها بفکر معاش و معاد مردم باشید . نگاهی به آمار طلاق , بیکاری , معظلات اجتماعی ,  فقر , شکاف طبقاتی و گرسنگی مردم که حاصل دست پخت هر دو جناح هست بیندازید . کمی از خدا بترسید برای مردم کار کنید بجای این حرفها کاری نکنید که کاسه صبر رهبری و مردم لبریز شود . بخدا قسم اگر تکلیف شرعی نداشتم شاید هرگز این کلمات را بر زبان نمی آوردم.  عده ایی در کمال وقاحت به تمجید و تعریف از کوفیان میپردازند و آنان را مردمانی خوب میدانند.  مگر همین کوفیان نبودند که خون به جگر فرزند زهرای مرضیه(س)کردند و عهد بستند و پیمان شکستند. امام خود را در غربت و تنهایی بی شرمانه در کمال مظلومیت به شهادت رساندند.  مگر همین مردم کوفه نبودند که مسلم بن عقیل را با اینکه برای امام هجده هزار نامه فرستادند یکه و تنها در کوفه رها کردند چطور میخواهید فردا در صورت شهدا بنگرید و بگویید که ما پیرو مکتب حسین(ع) و امت رسول الله(ص) هستیم از خدا بترسید و بجای این حرفها به فکر سفره های خالی مردم باشید چون سفره های خالی مردم نان میخواهد و جوان بیکار کار میخواهد و اقتصاد فلج رونق میخواهد و کشور امنیت و آسایش میخواهد نه خط و خط بازی.  
پیروز میدان هر مبارزه ایی مردم هستند سفارش میکنم به نگه داشتن حرمت و حریم ولایت که به این طریق دینمان کامل خواهد شد. 


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 22 اسفند 1394

زندگی یعنی همین که اگه داری یا نداری

حقتو بگیری اما حقو زیر پا نذاری

 

زندگی یعنی همین که اگه قهری،اگه آشتی

با تو باشم اگه داشتم بمونم اگه نداشتی

 

من و تو هر جا که باشیم،اگه پایین اگه بالا

ممکنه جامون عوض شه،دیر و زود،فردا یا حالا

 

زنده ای پس زندگی کن،نگو سخته نگو دیره

بگی ساده اس ساده میشه،بگی سخته سخت می گیره 

 

دنیا پر از دار و ندار آدما می گرده // می گرده

دیروز امرز فردا دنیا با ما بی ما می گرده // می گرده

  

زندگی یعنی همین که اگه داری یا نداری

حقتو بگیری اما حقو زیر پا نذاری 

 

زندگی یعنی همین که اگه قهری،اگه آشتی

با تو باشم اگه داشتم بمونم اگه نداشتی

 

دنیا پر از دار و ندار آدما می گرده // می گرده

دیروز امرز فردا دنیا با ما بی ما می گرده // می گرده



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
رسول گرامی اسلام (ص) پیش از رحلت خویش به حضرت فاطمه (س) بشارت دادند که او پس از مرگ رسول خدا فاطمه (س) اولین کسی است که به ایشان ملحق میشود.
شهادت جانگداز ام المومنین. حضرت زهرای مرضیه سلام الله را به همه جهانیان تسلیت میگوییم.


حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود
خلقت از روز ازل مدعون عطر یاس بود
ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه
گردند را میشکست انجا اگر عباس بود



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
در عشق هم آتش بزن
وقتی حجابت می شود
حتی دعا هم ، بی دعا
بهتر اجابت می شود
تفسیر دشنه سخت نیست
تسبیح اما، مشکل است
وقتی که گاهی بال دل
گاهی وبالی بر دل است
از غیر ، تا تو می برد
از تو به غیرت می رسد
از خیر تا شر می برد
از شر به خیرت می رسد
♫♫♫♫♫♫
هر بار گم تر بوده ام
در “هیچ” پیدا می شدم
با چشم های بسته ام
مات تماشا می شدم
بعد از خروجم از بهشت
هم مست هستم هم خمار
آدم همینجا خلق شد
در رقص جبر و اختیار
یاغی بمان در عاشقی
پرواز کن، بی پر زدن
از بی نهایت رد شو و
در عشق هم آتش بزن
در عشق هم آتش بزن
وقتی حجابت می شود
حتی دعا هم ، بی دعا
بهتر اجابت می شود


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی