جاما ( جبهه اتحاد مردم ایران )
پادشاه باش حتی اگر قلمروات به اندازه عرض شانه هایت باشد
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محمد دامن باغ
نویسندگان

اما چهار روز پس از کشتار «سن برناردیو» در دوم دسامبر 2015 که حداقل چهارده کشته به همراه داشت باراک اوباما در سخنرانی خود به کنگره پیشنهاد می‌کند که برای مبارزه با آنچه که خود تروریسم می‌خواندش، نظارت قوی‌تری بر روی کسانی که بدون ویزا به آمریکا مسافرت می‌کنند اعمال نماید. اوباما در سخنرانی‌اش خواستار بازنگری در برنامه معافیت از اخذ روادید و ایجاد یک غربالگری قوی‌تر برای افرادی می‌شود که خواهان ورود به آمریکا هستند.

"رئیس‌جمهور کشورمان در حالی «فرمان اجرایی جدید آمریکا» را به تازه کار بودن ترامپ نسبت داده است که با بررسی سوابق این فرمان اجرایی و مرور اظهارات مقامات آمریکایی در روزهای اخیر، به روشنی مشخص است که سنگ بنای این قانون ابتدا توسط دولت اوباما بنا شده و ترامپ در ادامه فقط اجرا‌کننده و توسعه‌دهنده آن بوده است.


به گزارش رجانیوز به نقل از  کیهان جاما.، حسن روحانی رئیس‌جمهور کشورمان روز چهارشنبه در مراسم روز ملی فناوری فضایی گفت:«اینکه رئیس‌جمهور کشوری تصور کند اگر ویزای کشورش را برای مردم چند کشور ممنوع کند، می‌تواند میان انسان‌ها فاصله بیندازد، اشتباه است البته از کسانی که به تازگی به وارد عالم سیاست شده‌اند بیش از این انتظار نمی‌رود و تا خود و اطرافیانش بخواهند این مسایل را درک کنند، زمان زیادی طول می‌کشد و خسارات زیادی به مردم کشور خود و سایر ملت‌های جهان وارد خواهد کرد».
 

نسبت دادن فرمان اجرایی ترامپ به تازه‌کار بودن وی در حالی است که رسانه‌های فرصت طلب. طی روزهای اخیر پا را از این نیز فراتر گذاشته و در تحلیل‌هایی توهین‌آمیز و بزک‌کننده، می‌نویسند عامل خصومت آمریکا با ایران نیز تندروی‌های خودمان است و نباید آمریکا را سرزنش کرد!


اوباما نوشت؛ ترامپ اجرا کرد


رئیس‌جمهور محترم، «فرمان اجرایی منع صدور ویزا برای 7 کشور» را به ترامپ تازه کار نسبت داده است. این در حالی است که با بررسی سوابق این فرمان اجرایی و مرور اظهارات مقامات آمریکایی در روزهای اخیر، به روشنی مشخص است که این قانون ابتدا توسط دولت اوباما تهیه شده است و ترامپ در ادامه اجرا‌کننده آن بوده است. در همین زمینه، «شان اسپایسر» سخنگوی کاخ سفید در برنامه «این هفته» شبکه «ای‌بی‌سی» گفت: «فرمان اجرایی ترامپ برای ممنوعیت ورود اتباع هفت کشور، بر اساس فهرستی است که دولت اوباما تهیه کرده بود».


همچنین «رینس پریباس» رئیس‌دفتر «دونالد ترامپ» در برنامه «میت د پرس» شبکه «ان‌بی‌سی» گفت:«هفت کشوری که فعلا در فهرست قرار گرفته‌اند پیش‌تر از سوی کنگره و دولت (باراک) اوباما به عنوان کشورهایی که علیه آمریکا تهدیدآفرین هستند، مشخص شده بودند».


علاوه بر این، «ولید فارس» مشاور ترامپ در امور خارجه و مبارزه با تروریسم گفت:«طرح ممنوعیت سفر شهروندان ایرانی و شش کشور دیگر به آمریکا در دولت باراک اوباما تهیه شده و اکنون دولت دونالد ترامپ در حال اجرای آن است».


تطهیر کلیت سیستم «ترامپ‌پرور» آمریکا


پس از اقدام اخیر ترامپ، برخی از مقامات ارشد دولت در کنار مدعیان اصلاحات و رسانه‌های به ظاهر حامی دولت به آن واکنش نشان داده و موج ترامپ‌ستیزی به راه انداخته‌اند تا از طریق ستیز با ترامپ، کلیت سیستم «ترامپ‌پرور» آمریکا را تطهیر کنند. 


این گروه با نشان دادن آدرس غلط به مخاطب، مخالفت با آمریکا را محدود به ترامپ تندرو و بی‌نزاکت- به تعبیر یکی از روزنامه‌های زنجیره‌ای- کرده است، غافل از این‌که علت اصلی محرومیت‌های ناشی از امضای دونالد ترامپ قانون تحریمی است که در دولت باراک اوبامای دموکراتِ مودب! و باهوش! ـ به تعبیر مقامات ارشد دولت یازدهم ـ و با پیشنهاد شخص وی علیه ایران اعمال شده است. اگر نگاهی گذرا به متن کامل فرمان اجرایی ترامپ کرده باشیم متوجه می‌شویم که در این متن هیچ‌گونه اسمی از ایران آورده نشده و تنها از تعابیری چون «دولت‌های حامی تروریسم»، کشورهایی که «تهدیدی فوق‌العاده» به حساب می‌آیند و از همه مهم‌تر کشورهای حاضر در فهرست «کشورها یا مناطق مایه نگرانی»  (countries of concern) وزارت امنیت داخلی، استفاده شده است. با این وجود پس چرا این محدودیت‌ها شامل حال جمهوری اسلامی ایران می‌شود؟ 


وقتی اوباما، ایران را به «کشورهای در منطقه نگرانی» اضافه کرد 


در آمریکا قانونی به نام «برنامه معافیت از اخذ روادید» (Visa Waiver Program) وجود دارد که به موجب آن  از سال 1986 میلادی به شهروندان 38 کشور اجازه داده می‌شود تا با اهداف تجاری و گردشگری و برای مدت 90 روز بدون نیاز به اخذ روادید به ایالات متحده سفر کنند و در مقابل نیز این کشورها باید تعهدات مشابهی را در این خصوص بپذیرند.


اما چهار روز پس از کشتار «سن برناردیو» در دوم دسامبر 2015 که حداقل چهارده کشته به همراه داشت باراک اوباما در سخنرانی خود به کنگره پیشنهاد می‌کند که برای مبارزه با آنچه که خود تروریسم می‌خواندش، نظارت قوی‌تری  بر روی کسانی که بدون ویزا به آمریکا مسافرت می‌کنند اعمال نماید. اوباما در سخنرانی‌اش خواستار بازنگری در برنامه معافیت از اخذ روادید و ایجاد یک غربالگری قوی‌تر برای افرادی می‌شود که خواهان ورود به آمریکا هستند.


تنها ساعتی پس از سخنرانی اوباما پیش‌نویس طرح «محدودیت صدور ویزا» روی سایت کنگره آمریکا منتشر شد. پس از آن مجلس نمایندگان آمریکا با 407 رای موافق در برابر تنها 19 رای مخالف قانون «بهبود برنامه معافیت از اخذ روادید و ممنوعیت سفر تروریستی» Visa Waiver Program Improvement and Terrorist Travel Prevention Act Frequently موسوم به قانون H.R.158 را تصویب می‌کند. به موجب این قانون که بعدتر به امضای باراک اوباما رسید ایران به کشورهایی که در منطقه نگرانی آمریکا قرار دارند اضافه شد و به این ترتیب افرادی که به یکی از کشورهای ایران، سوریه، عراق و سودان سفر کرده‌ بودند  بدون داشتن ویزا قادر به سفر آمریکا نبوده و در واقع با مستثنی شدن از این قانون محروم شده‌اند.


حال دونالد ترامپ مبتنی بر همین قانون به طور کلی سفر اتباع این کشورها - به همراه سه کشور جدید سومالی، سودان و یمن - به آمریکا را ممنوع کرده است. در واقع ترامپ هیچ اشاره‌ای به ایران نکرده است و تحریم‌ها و ممنوعیت‌های جدید که امروز ‌گریبان ایران را گرفته تنها به خاطر قرار داشتن ایران در بین کشورهایی است که در منطقه به اصطلاح‌ نگران‌کننده آمریکا قرار گرفته‌اند؛ مسئله‌ای که تنها با پیشنهاد و همراهی باراک اوباما به وقوع پیوسته است.


گفتنی است، باراک اوباما در آخرین روزهای ریاست جمهوری، فرمان «وضعیت اضطراری آمریکا علیه ایران» را تمدید و شرایط را برای تشدید اقدامات ضد ایرانی توسط ترامپ مهیا کرد.


واکنش دولت یازدهم به قانون محدودیت ویزای اوباما؛ امضای کِری تضمین است!


با مروری بر رفتار دولت آقای روحانی به عهدشکنی‌های آمریکا در پسابرجام، به روشنی قابل دریافت است که گستاخی دونالد ترامپ، نتیجه ضعف دستگاه دیپلماسی دولت یازدهم و تیم مذاکره‌کننده کشورمان است.


اگر مقامات ارشد دولت یازدهم در مقابل گستاخی دولت اوباما در اجرای قانون محدودیت ویزا واکنش قاطع و مبتنی بر منافع ملی اتخاذ می‌کردند، ترامپ امروز گستاخانه به تکمیل این پروژه نمی‌پرداخت.
واکنش دولت یازدهم به گستاخی دولت اوباما در این مورد قابل تامل است. روزنامه زنجیره‌ای شرق در اول دی ماه 94 در تیتر یک نوشت: «اطمینان تهران از اجرای برجام، امضای کِری تضمین است». در متن گزارش آمده بود: «به دنبال اعتراض ظریف[به قانون محدودیت ویزا که نقض برجام از سوی آمریکا بود] جان کری، وزیر خارجه آمریکا، در نامه‌ای]فریبکارانه[ خطاب به ظریف نوشت این قانون به‌هیچ‌وجه مانع ما نمی‌شود که تعهدات خود طبق برجام را اجرا کنیم... عباس عراقچی، معاون وزیر خارجه ایران درباره این نامه تأکید کرد که این نامه، امضای وزیر خارجه آمریکا را دارد و اجرای موفق برجام را تضمین کرده است. عراقچی تاکید کرد: آنچه برای ما مهم است این است که برجام در مرحله اجرا با هیچ‌گونه خدشه و صدمه‌ای مواجه نشود، آقای کری این تضمین را به عنوان وزیر خارجه آمریکا به صورت کتبی با امضای رسمی داده است».


روحانی: اجلاس آستانه حاصل پیام برجام بود! 


روحانی در بخش دیگری از سخنان خود در مراسم روز ملی فناوری فضایی گفت:«امروز برجام و مذاکرات هسته‌ای پایان یافته و یک‌سال از اجرای آن گذشته و اکثر بندهای آن اجرا شده است و اجرای برخی از بندها نیز با مشکلاتی مسیر خود را پیش می‌برد اما مهم‌تر از مذاکرات هسته‌ای و برجام، پیام برجام و فرصتی است که برجام برای ما ایجاد کرده است».


وی با بیان اینکه پیام برجام این است که در سایر مسایل جهانی و منطقه‌ای مذاکره یکی از راه‌حل‌هایی است که می‌تواند، گره‌های کور را باز کند، افزود: «امروز برگزاری اجلاس آستانه درباره حل مسایل سوریه حاصل پیام برجام بوده و اگر بتوانیم مشکلات منطقه را پای میز مذاکره حل کنیم به معنای بهره‌گیری از پیام برجام است». درباره این اظهارنظر رئیس‌جمهور محترم گفتنی است، مقامات دولت یازدهم بارها در اظهارات جداگانه تاکید کردند که مهمترین هدف برجام، لغو تمامی تحریم‌ها و گشایش اقتصادی است. به همین منظور تمامی امور حتی آب خوردن مردم به برجام گره زده شد.


ولیکن پس از آنکه «هسته‌ای رفت و تحریم‌ها ماند» پروژه تقلیل مطالبات اقتصادی مردم- مثل این اظهارنظر که: «به برجام نگاه اقتصادی نداشته باشید».(بعیدی‌نژاد، عضو سابق تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای)- و دستاوردسازی از برجام- مثل این اظهارنظر که «اگر برجام نبود ما به سمت وضعیت نفت در برابر غذا و دارو می‌رفتیم»- جایگزین عذرخواهی و جبران خسارت‌های محض برجام شد. 


به موازات تقلیل مطالبات اقتصادی مردم و دستاوردسازی، جریانی در داخل کشور در تلاش بود تا با تعمیم الگوی شکست خورده برجام به سایر حوزه‌ها- برجام‌های 2 و 3 و...- خسارت‌های محض دیگری برای مولفه‌های قدرت جمهوری اسلامی ایران پدید آورد. اما در نهایت این پروژه با شکست مواجه شد.


در حال حاضر مسائلی از قبیل «ادعای دور شدن سایه جنگ از سر کشور به مدد برجام» و یا اینکه «اجلاس آستانه حاصل پیام برجام بود» و موارد مشابه صرفا پوششی برای فرافکنی و به حاشیه راندن ناکامی در تحقق وعده‌هایی است که قرار بود در پسابرجام رخ دهد. 


بسیاری از کارشناسان معتقدند که امنیت بی‌بدیل و مثال زدنی جمهوری اسلامی ایران و جایگاه ویژه کشورمان در معادلات منطقه غرب آسیا مرهون اقتدار نظام و ایثار مدافعان حرم و پیروزی‌های محور مقاومت در منطقه است.


حاصل واقعی پیام برجام،«فرمان اجرایی منع صدور ویزا برای ایرانیان از سوی آمریکا» به عنوان محصول مشترک اوباما و ترامپ است!



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

معاون امور آمادگی و مقابله سازمان مدیریت بحران کشور گفت:افت به یکباره دماست از امروز آغاز می‌شود این افت دما از 8 درجه تا 12 درجه خواهد بود و در برخی نقاط تا 14 درجه نیز پیش‌بینی می‌شود که بسیار بی‌سابقه است.

"اکبرپور  گفت: سازمان هواشناسی روز گذشته به شماره اخطاریه 75 در زمینه ورود یک سامانه بارشی برف و باران به کشور اخطار داد که این سامانه از تاریخ 12 تا 16 بهمن ماه ادامه خواهد داشت. سامانه‌ای که در کل جغرافیای کشور اثرگذار است.

وی افزود: بنابراین بارش برف و باران را خواهیم داشت، بارش باران در استان‌های جنوبی که البته در برخی از آنها مانند سیستان و بلوچستان به صورت سیلاب و آب‌گرفتگی خواهد بود و در استان‌های مرکزی، زاگرس و البرز بارش به صورت برف است. 

اکبرپور گفت: آنچه اهمیت دارد  افت به یکباره دماست که از امروز آغاز می‌شود این افت دما از 8 درجه تا 12 درجه خواهد بود و در برخی نقاط تا 14 درجه نیز پیش‌بینی می‌شود که بسیار بی‌سابقه است. 

معاون امور آمادگی و مقابله سازمان مدیریت بحران کشور تصریح کرد: به همین دلیل اخطاریه روز گذشته سازمان هواشناسی را برای مدیران بحران استان‌ها صادر کردیم و دستگاه‌های ملی را به نوعی نسبت به این موضوع فراخوان کرده‌ایم تا نسبت به وقایع پیش‌بینی نشده آمادگی داشته باشند.

وی گفت: این سامانه بارشی از شرق کشور و از 16 بهمن ماه پیش‌بینی می‌شود خارج شود و تا آن موقع شرایط اضطراری خواهیم داشت.

اکبرپور ادامه داد: به معاونت عملیات سازمان پدافند غیرعامل رونوشت اخطاریه را داده‌ایم که به عنوان ستاد نیروهای کل مسلح پشتیبان ما در سطوح شهری و استانی باشد و اگر این موضوع در سطح ملی مطرح شد بتوانند کمک‌کننده باشند.

معاون امور آمادگی و مقابله سازمان مدیریت بحران کشور تصریح کرد: به معاونت عملیات سپاه و ارتش نیز اعلام آمادگی داده‌ایم و اخطاریه‌ها را برای نیروی انتظامی، سازمان بسیج مستضعفان، پلیس راهور و امداد و نجات نیز ارسال کرده‌ایم.

اکبرپور گفت: علاوه بر این ارسال اخطاریه‌ها رئیس مدیریت بحران کشور نیز جداگانه اخطاریه‌هایی را برای استانداران ابلاغ کرده تا وزارتخانه‌های مرتبط مانند راه و شهرسازی، نیرو و شهرداری‌ها به صورت آماده‌باش برآیند.

 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
بیخودی پرسه زدیم....!
صبحمان شب بشود
بیخودی حرص زدیم
سهم مان کم نشود
ما خدا را با خود
سر دعوا بردیم
و قسم ها خوردیم
ما به هم بد کردیم
ما به هم بد گفتیم
ما حقیقت ها را
زیر پا له کردیم
و چقدر حظ بردیم
که زرنگی کردیم...
روی هر حادثه ای...
حرفی از عشق زدیم
از شما میپرسم.....!
ما که را گول زدیم

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موشی دید.

به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد .

همه گفتند : تله موش مشکل توست به ما هیچ ربطی ندارد... !

ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید.

از مرغ برایش سوپ درست کردند !

گوسفند رابرای عیادت کنندگان سر بریدند!

گاو را برای مراسم ترحیم کشتند!

و در این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه می کرد و به مشکلی که به دیگران

ربط نداشت فکر می کرد



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

برخی‌ها آمده‌اند تا فقط رقاصی کنند، فرقی هم نمی‌کند ساز و آهنگ چه باشد، این‌ها کلاً رقاصی برای صاحب‌شان را دوست دارند.

 رئیس‌جمهور آمریکا با قاطعیت تمام یک‌به‌یک وعده‌های انتخاباتی‌اش را اجرا می‌کند و در همین راستا بی‌هیچ واهمه‌ای ملت ایران را در کنار مردم 5 کشور مسلمان، تروریست می‌خواند و با همین بهانه‌، فرمان عدم صدور ویزا را برای نامبردگان صادر می‌نماید تا نژادپرستی و دیدگاه ضداسلامی‌اش را نمایان کرده باشد. آنوقت بازهم دایه‌های مهربان‌تر از مادر با کمی تاخیر تعجب‌برانگیز پیدایشان می‌شود و همچون گذشته تطهیر چهره‌ی آمریکا را در دستور کار قرار می‌دهند.

دیگر عالم و آدم می‌دانند ترامپ با هر کشوری هم تعامل کند، دست از خصومت‌ با ایرانی‌ها بر نمی‌دارد اما با این حال گروهی همچنان سعی دارند او را بی‌تقصیر جلوه داده و به مردم اینگونه القاء کنند که رئیس‌جمهور آمریکا آدمِ خوبی است اما چون مقامات ایرانی به خواسته‌هایش عمل نمی‌کنند، مقداری عصبانی شده است!

باید به این جریان‌های سیاسی که تا دیروز در کنار «صبحِ بدون تحریم»، «پرواز مستقیم تهران-نیویورک» را تیتر می‌کردند حق داد اینگونه به تکاپو بیفتند. نباید از رسانه‌های زنجیره‌ای پدرخوانده انتظار داشته باشیم به سیاستِ ضدایرانی مسئولین آمریکایی اشاره و اذعان کنند هیچ دولت‌مرد ایرانی نمی‌تواند با مذاکره و تعامل دشمنی آنان را با مردم اسلام‌گرا از بین ببرد.

در این بلبشور سیاسی و بزن‌بزن‌های بین‌المللی در کمال تاسف برخی از شخصیت‌ها و جریان‌ها کاسه‌ی گدایی غیرت به دست گرفته‌اند و چنان خود را به آن راه زده‌اند که خود نیز بی‌تقصیری‌شان را باور کرده‌اند.

در عرصه‌ی فعلی هیچ‌کس قطعنامه‌ها را کاغذپاره نمی‌نامد و اَحدی نیز از هولوکاست سخن نمی‌گوید اما بازهم ایرانی‌ها با اینکه تمام مفاد برجام را اجرا کرده‌اند تحریم می‌شوند. در این میان تنها یک مقوله متفاوت‌تر جلوه می‌کند و آن اینکه پیش‌تر با صنایع هسته‌ای تحریم بودیم و اکنون بدون صنایع هسته‌ای در تحریم به سر می‌بریم.

باید ترامپ را یک معجزه دانست، او تنها کسی بود که می‌توانست با نمایان ساختن باطن آمریکایی‌ها، آن‌هایی را که در جاده خاکی حرکت می‌کنند، اندکی آگاه سازد تا بدانند کلید حل مشکلات ایران در آمریکایی نیست که رئیس‌جمهورش تنفر خویش را از مسلمانان اعلام می‌کند.

عمق فاجعه وقتی نمایان می‌شود که روشنفکرنمایان ذلت‌پرست، راهکار علمی ارائه می‌دهند و می‌گویند برای رفع تحریم‌ها و بازگشت عزت به پاسپورت ایرانی آن نظام و مردمی باشید که ترامپ می‌خواهد! به زبان ساده‌تر از مردم می‌خواهند قرآن و پیامبرشان را کنار بگذارند و از صبح سه‌‌شنبه آمریکایی زندگی کنند، لابد نظام هم باید لیبرال و برپایه‌ی اومانیسم باشد و غلام حلقه‌ به گوش شود تا مبادا اقداماتی انجام دهد که به ترامپ بر بخورد!

عقل برخی از اعضاء گروه‌های سیاسی و مسئولین ما در همین حد و اندازه است، در وجنات آنان چیزی به نام غیرت نمی‌گنجند و برای رسیدن به مادیات حاضرند به سازِ آمریکایی‌ها برقصند!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

گفتگوی اختصاصی عدالت خواهان باسیداسداله جولایی ریس ستاددیه کشور:تمامی زندانیان مالی جرایم غیرعمدبجزمهریه تا سقف 22میلیون تومان بصورت فوری از زندان ها ازادمیشوند    

     ":ابراهیم حاتمی :بنابه گزارش خبرنگار سرویس قضایی ما طی گفتگوی اختصاصی بااقای سیداسداله جولایی ریس ستاددیه کشور درباره مصوبه اخیر این نهادحمایتی ( آزادی زندانیان مالی جرائم غیرعمد) زیرمجموعه سازمان زندانهای داشتند  ایشان در این باره به خبرنگار ما گفت؛درجلسه روزگذشته دوازده بهمن ماه سال نودوپنج اعضای هیت مدیره ستاددیه مرکز به مناسبت سی و هشتمین سالگردپیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی درقالب طرحی, بنابه وظایف حمایتی که اعضاهیات مدیره برعهده دارندقرارشدبه خاطر روز بیست و دوبهمن که سال روز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی هم بشمارمیرودتمامی بدهکا ران مالی جرایم غیرعمدبجزمهریه که تا مبلغ بیست و دو میلیون تومان در زندان های کشور محبوس هستند با این مصوبه هیات مدیره ستاددیه کشوربه قیدفوریت از زندان ها ازاد شوند و به اغوش گرم خانوادهای خودبازگردندوهم اکنون طی بخشنامه ای به تمامی روسای ستاددیه سراسر کشور ابلاغ کردیم دراین مورد اقدام فوری نمایند و این زندانیان مالی که تا مبلغ بیست و دو میلیون تومان بدهکار بوده و در زندان ها تحمل حبس میکنندشناسایی وبافوریت نسبت به ازادی انهااقدام کنندکه انشاله بااجرای این طرح حدود بیست درصد از زندانیان فعلی مالی جرایم غیرعمد  از زندان ها ازاد می شوند و اگر ما در,هیات مدیره برای محکومان مهریه در این طرح اقدامی نکردیم هدفمان این است که این خانوادهاراباهم اشتی بدیم و با رضایت, طرفین رابه ادامه زندگی زناشویی تشویق و ترغیب ودعوت نمایم.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
نام: میرزا تقی‌خان فراهانی

تولد: ۱۱۸۶ خورشیدی - روستای هزاوه، فراهان بزرگ

مرگ: ۲۰ دی ۱۲۳۰ - باغ فین، کاشان

ملیت: ایرانی

همسر: جان جان خانم - عزت‌الدوله (خواهر ناصرالدین‌شاه)

فرزندان: تاج‌الملوک (ام‌الخاقان و ملکه مظفرالدین شاه) - میرزااحمدخان (امیرزاده)

پیشه: سیاستمدار

دین: اسلام-شیعه


زندگینامه امیر کبیر از بدو تولد تا مرگ

میرزا تقی خان امیركبیر ( 1268 - 1222 هـ ق )، ستاره بی نظیر تاریخ ایران زمین دارای روحیه ای اصلاح طلب و عشق عمیق وی به استقلال و آزادی و اقتدار ملت مسلمان ایران، او كه مصلحی چنین تشنه اصلاح، سیاستمداری چنان شیفته استقلال و زمامداری چنین خیرخواه ملت، نه تنها در تاریخ دو هزار و چند صد ساله ایران بلكه در تاریخ جهان، كم نظیر و كمیاب است. اصلاحات داخلی در زمینه اعتلای فرهنگ، تنظیم اقتصاد و تطهیر عرصه سیاست كشور، اقدام در جهت احیای دین و بسط عدالت در سطح جامعه، مبارزاتش در جهت قطع نفوذ اجانب و استعمارگران، و حفظ استقلال و تمامیت ارضی كشور، ریشه كن نمودن فقر كه طی سه سال و اندی صدارت میرزا تقی‌خان امیر كبیر انجام گرفت، همه قابل تحسین است.

امیرکبیر اقدامات فراوانی در دوره کوتاه صدارت خود به شرح زیر نمود:

تأسیس دارالفنون - نشر علوم جدید - ترویج صنایع جدید - فرستادن ایرانیان به خارج برای تحصیلات و تدریس در ایران - ترویج ترجمه و انتشار کتب علمی - ایجاد روزنامه و انتشار کتب- مبارزه با فساد (که چون مرضی مزمن در همه شئون زندگانی ایران رخنه کرده بود) - تقویت بنیه اقتصادی کشور- استخراج معادن - بسط كشاورزی و آبیاری - توسعه تجارت داخلی و خارجی- کوتاه کردن دست اجانب در امور کشور - تعیین مشی سیاسی معینی در سیاست خارجی- اصلاح امور مالی و تعدیل بودجه- ایجاد امنیت و استقرار دولت - تنظیم و سر و سامان دادن به قشون ایران - ایجاد کارخانه‌های اسلحه‌سازی - اصلاح امور قضایی - تأسیس چاپارخانه – تاسیس بیمارستان و...

اقدامات انقلابی و ملی امیرکبیر، قهرمان مبارزه با استعمار، سبب شد که درباریان فاسد و خودخواه، از او سعایت كردند تا این که فرمان عزل و قتل امیر کبیر را از ناصرالدین شاه خودكامه گرفتند و او را در حمام فین کاشان به شهادت رساندند.
    
گذری بر زندگی

میرزا تقی خان امیرکبیر اهل فراهان است و دست پرورده خاندان قائم مقام فراهانی. فراهان همچون تفرش و آشتیان مجموعاً کانون واحد فرهنگ دیوانی و "اهل قلم" بود؛ ناحیه ای مستوفی پرور. چه بسیار دبیران و مستوفیان و وزیران از آن دیار برخاستند که در آن میان چند تنی به بزرگی شناخته شده، در تاریخ اثر برجسته گذارده اند. از این نظر میرزا تقی خان نماینده فرهنگ سیاسی همان سامان است.
    
نام اصلی میرزا تقی خان، "محمد تقی" است. زادگاهش "هزاوه" از محال فراهان عراق. هنوز هم در آنجا محله ای بنام "محله میرزا تقی خانی" معروف است، و خانه پدریش نزدیک تپه "یال قاضی" شناخته می باشد. اسم او در اسناد معتبر (از جمله مقدمه پیمان ارزنةالروم، و قباله نکاح زنش عزت الدوله) "میرزا محمد تقی خان" آمده است. رقم مهر و امضای او نیز تردیدی در نام حقیقیش باقی نمی گذارد؛ بی گمان اسم "محمد" رفته رفته حذف گردیده و به "میرزا تقی خان" شهرت یافته است.
    
خانواده پدری و مادری میرزا تقی خان از طبقه پیشه ور بودند. پدرش به تصریح قائم مقام "کربلائی محمد قربان" بود که در خطاب او را "کربلائی" می گفت. سجع مهرش "پیرو دین محمد قربان" بود. کربلائی قربان نخست آشپز میرزا عیسی (میرزا بزرگ) قائم مقام اول بود. پس از او همین شغل را در دستگاه پسرش میرزا ابوالقاسم قائم مقام ثانی داشت.
    
کربلائی قربان بعدها ناظر و در واقع ریش سفید خانه قائم مقام گردید، و همیشه مورد لطف مخدوم خود بود. آنچه بنظر می رسد کربلائی قربان خیلی هم بی چیز نبوده، بلکه آب و ملکی داشته و دست کم یک دانگه قریه حرآباد مال او بوده است. و نیز آنقدرها استطاعت داشته که به سفر حج برود.
    
سال تولد میرزا تقی خان را تا اندازه ای که جستجو کردیم، هیچ مؤلف خودی و بیگانه ای ثبت نکرده است. در حل این مجهول تاریخی، ما یک مأخذ اصلی و دو دلیل در تأیید آن مأخذ بدست می دهیم: زیر تصویر اصیلی که به زمان صدارت امیر کشیده اند می خوانیم: "شبیه صورت... اتابک اعظم، شخص اول ایران، امیر نظام در سن چهل و پنج سالگی". امیر از 22 ذیقعده 1264 تا 20 محرم 1268 صدارت کرد. اشعاری که در ستایش مقام تاریخی او در کنار همان تصویر نگاشته شده، و تصریح به اینکه کارهای سترگ از پیش برده است، نشان میدهد که تصویر مزبور را در اعتلای قدرت و شهرت امیر کشیده اند. و آن سال 1267 است. با این حساب و به فرض صحت رقم چهل و پنج سالگی تولد او به سال 1222، یا حداکثر یکی دو سال پیشتر بوده است.
    
اما دلیل معتبر تاریخی اینکه: در کاغذ قائم مقام خواهیم خواند که میرزا تقی همدرس دو پسر او محمد و علی بوده است. می دانیم که میرزا محمد پسر اول قائم قام در 1301 در هفتاد سالگی درگذشت، و پسر دیگرش میرزا علی در شصت و هفت سالگی درگذشت به سال 1300. یعنی هر کدام از آن دو پسر قائم مقام، سی و یکی دو سال پس از امیر زنده بوده اند. اختلاف سال تولد میرزا تقی با دو همدرس خود هر چه باشد، به هر حسابی، امیر در آخرین سال صدارتش 1268 بیش از پنجاه سال نداشته است.
   
امیر دو زن گرفته است. زن اولش، دختر عمویش بود یعنی دختر حاج شهباز خان. نام او را "جان جان خانوم" ذکر کرده اند. از او سه فرزند داشت: میرزا احمد خان مشهور به "امیرزاده" و دو دختر که بعدها یکی زن عزیز خان آجودان باشی سردار کل، دوست قدیم امیر، گردید. و دیگری به عقد میرزا رفیع خان مؤتمن درآمد. زن امیر در 1285 با دختر بزرگش سلطان خانم به زیارت مکه رفت، و ظاهرا یکی دو سال بعد، در آذربایجان درگذشت.
    
زندگینامه امیر کبیر از بدو تولد تا مرگ
خانه امیرکبیر در تبریز

زن دوم امیر، "ملکزاده خانم" ملقب به عزت الدوله یگانه خواهر تنی ناصرالدین شاه بود. به گفته دکتر پلاک میرزا تقی خان در زمان صدارت از زن اول خود جدا شد. عقد ازدواج با عزت الدوله روز جمعه 22 ربیع الاول 1265 انجام گرفت. ترتیب جشن عقد و عروسی را میرزا نبی خان امیرتومان (پدر میرزا حسین خان سپهسالار) بعهده داشت. عزت الدوله شانزده ساله بود. چنانکه قباله عقد زناشوئی می نماید، مهر عزت الدوله هشت هزار تومان نقد اشرفی ناصرالدین شاهی هجده نخودی، و یک جلد قرآن بود. راجع به ازدواج با عزت الدوله ضمن نامه امیر به شاه خواهیم خواند که گفته بود: "از اول بر خود قبله عالم... معلوم است که نمیخواستم در این شهر صاحب خانه و عیال شوم. بعد، به حکم همایون و برای پیشرفت خدمت شما، این عمل را اقدام کردم...." فداکاریهای این شاهزاده خانم در دوره تبعید و آخرین روزهای زندگی شوهرش، در خور ستایش است.
    
محیط خصوصی تربیت میرزا تقی خان را دستگاه میرزا بزرگ قائم مقام و پسرش میرزا ابوالقاسم قائم مقام، آن دو وزیر بزرگ عباس میرزا، می ساخت. میرزا بزرگ در سال 1237 درگذشت. با حسابی که راجع به سن میرزا تقی خان بدست دادیم، ظاهراً در آن زمان هجده ساله بود. پس محضر میرزا بزرگ را خوب درک کرده بود، و شاید هم پاره ای کارهای دبیری او را می کرد. امین الدوله هم به خدمت امیر در "دایره میرزا بزرگ قائم مقام" تصریح دارد.
    
در استحکام اخلاقی او تردید نیست، و مظاهر عینی آن گوناگون است. یک جنبه اش اینکه در عزمش پایدار بود. نویسنده صدرالتواریخ که زیر نظر اعتمادالسلطنه این کتاب را پرداخته می گوید: "این وزیر هم در وزارت مثل نادر شاه بود.... هم مانند نادر عزم ثابت و اصالت رأی داشته است". در موردی که نماینده انگلیس خواست رأی امیر را عوض کند، خود اعتراف دارد که "... سعی من و کوشش نماینده روسیه، و تلاش مشترک ما همه باطل است. کسی نمیتواند میرزا تقی خان را از تصمیمش باز دارد". برهان استقلال فکر او همین بس که در کنفرانس ارزتةالروم بارها دستور حاجی میرزا آقاسی را که مصلحت دولت نمی دانست، زیر پا نهاد. شگفت اینکه حتی امر محمد شاه را نیز نادیده می گرفت و آنچه را که خیر مملکت تشخیص می داد، همان را می کرد. بی اثر بودن پافشاریهای روس و انگلیس و عثمانی در رأی او، جای خود دارد. اما یک دندگی بی خردانه نمی کرد. حد شناسی از خصوصیات سیاسی اوست و چون می دید سیاستی پیشرفت ندارد، روش خود را تغییر می داد.
    
درستی و راست کرداری از مظاهر دیگر استحکام اخلاقی اوست؛ از این نظر فساد ناپذیر بود. قضاوت وزیر مختار انگلیس این است: "پول دوستی که خوی ملی ایرانیان است در وجود امیر بی اثر است". به قول رضاقلی خان هدایت که او را نیک می شناخت: "به رشوه و عشوهً کسی فریفته نمی شد". دکتر پلاک اتریشی می نویسد: "پولهایی که می خواستند به او بدهند و نمی گرفت؛ خرج کشتنش شد".
    
جنبه دیگر خوی استوار امیر اینکه به گفته و نوشته خویش اعتبار می نهاد. واتسون می نویسد: "امیر نظام به آسانی به کسی قول نمی دهد. اما هر آینه انجام کاری را وعده می کرد، باید به سخنش اعتماد نمود و انجام آن کار را متحقق شمرد". امیر خود به این خصلت خود می بالید. به قول نویسنده صدرالتواریخ "از برای حکم خود ناسخ قرار نمی داد. هر چه می گفت بجا می آورد، به هیچ وجه حکم او ناسخ نداشت".
    
دلیر و جسور بود. پسر کربلائی قربان زمانی که به مکتب می رفت، از مخدوش تقاضای قلمتراشی کرد. چون خواهش او برآورده نشد، چنان نامه ای به قائم مقام فرستاد که او خود می گوید:"ببین چه تنبیهی از من کرده است. عجبتر اینکه بقال نشده ترازو وزنی آموخته". اگر داستانهائی که از دوران جوانی و خدمت دیوانی او آورده اند، افسانه سازی صرف هم باشند، باز روشنگر همان فطرت او هستند.
    
رفتاری متین و سنگین داشت. به شخصیت خویش مغرور بود و نسبت به کاردانی و صفات برجسته اش آگاه. اما تعجب اینکه نامجو و شهرت خواه نبود. دلیل ما این است: هر چه که به حکام ولایات و نمایندگان سیاسی بیگانه در اصلاح امور مملکت نگاشته، همه را به نام شاه و امر او قلمداد کرده است. مهمتر اینکه در سرتاسر روزنامه وقایع اتفاقیه زمان صدارتش، از تجلیل میرزا تقی خان خبری نیست. فقط چهار جا اسمش آمده و آن هم به حکم ضرورت.
    
او را به مناعت طبع می شناختند که از مظاهر غرور نفسانی اش بود، و به خواری تن در نمی داد. نماینده انگلیس ضمن اینکه به حیثیت خواهی و حساسیت میرزا تقی خان در روابط با بیگانگان اشاره می کند، می گوید: "هیچ گاه حاضر نیست رفتار متکبرانه کسی را تحمل کند". حتی وقتی که مورد بی مهری شاه واقع گشت و زمان عزلش فرا رسید، حیثیت پرستی خود را از دست نداد. به شاه نوشت: "اگر حقیقة مقصودی دارند، چرا آشکار فرمایش نمیفرمایند... بدیهی است این غلام طالب این خدمات نبوده و نیست و برای خود سوای زحمت و تمام شدن عمر حاصلی نمی داند. تا هر طور دلخواه شماست؛ به خدا با کمال رضا طالب آنست".

روزى که امیرکبیر به شدت گریست
    
سال 1264 قمرى، نخستین برنامه‌ى دولت ایران براى واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ایرانى را آبله‌کوبى مى‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبى به امیر کبیر خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمى‌خواهند واکسن بزنند. به‌ویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویس‌ها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان مى‌شود.
    
هنگامى که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیمارى آبله جان باخته‌اند، امیر بى‌درنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور مى کرد که با این فرمان همه مردم آبله مى‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانویس‌ها و نادانى مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبى سرباز زدند. شمارى دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مى‌شدند یا از شهر بیرون مى‌رفتند.
    
زندگینامه امیر کبیر از بدو تولد تا مرگ

روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همه‌ى شهر تهران و روستاهاى پیرامون آن فقط سى‌صد و سى نفر آبله کوبیده‌اند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بیمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچه‌هایتان آبله‌کوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده مى‌شود. امیر فریاد کشید: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اینکه فرزندت را از دست داده‌اى باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت: باور کنید که هیچ ندارم. امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمى‌گردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز.
    
چند دقیقه دیگر، بقالى را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود. این بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گریستن کرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره دوز و بقالى از بیمارى آبله مرده‌اند. میرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مى‌کردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین هاى‌هاى مى‌گرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، براى دو بچه‌ى شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست. امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشک‌هایش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم. میرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیده‌اند.
    
امیر با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانى مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویس‌ها بساطشان را جمع مى‌کنند. تمام ایرانى‌ها اولاد حقیقى من هستند و من از این مى‌گریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند
 
دارالفنون
    
اندیشه امیر در بنای دارالفنون از یک سرچشمه الهام نگرفته بود، بلکه حاصل مجموع آموخته های او بود. آکادمی و مدرسه های مختلف روسیه را دیده بود؛ در کتاب جهان نمای جدید که به ابتکار و زیر نظر خودش ترجمه و تدوین شد، شرح دارالعلمهای همه کشورهای غربی را در رشته های گوناگون علم و هنر با آمار شاگردان آنها خوانده بود؛ و از بنیادهای فرهنگی دنیای جدید خبر داشت.
   
وجهه نظر امیر را در ایجاد دارالفنون باید بدرستی بشناسیم. ذهن امیر در اینجا در درجه اول معطوف به دانش و فن جدید بود، و بعد به علوم نظامی توجه داشت. این معنی از مطالعه تطبیقی برنامه درسهای دارالفنون، و نامه های امیر راجع به رشته تدریس استادانی که استخدام شدند، روشن می گردد. رشته های اصلی تعلیمات دارالفنون بنحوی که او در نظر گرفته بود عبارت بودند از: پیاده نظام و فرماندهی، توپخانه، سواره نظام، مهندسی، ریاضیات، نقشه کشی، معدن شناسی، فیزیک و کیمیای فرنگی و داروسازی، طب و تشریح و جراحی، تاریخ و جغرافیا، و زبان های خارجی. مدرسه هفت شعبه داشت، و پاره ای مواد مزبور مشترک بود. در ضمن باید دانسته شود که برای فنون نظامی دستگاه تعلیماتی جداگانه ای در خود تشکیلات لشکری تعبیه نهاد، و شعبه علوم جنگی دارالفنون مکمل آن بشمار می رفت.
    
سنگ بنای دارالفنون در اوائل 1266 در زمین واقع در شمال شرقی ارک سلطنتی که پیش از آن سربازخانه بود نهاده شد. نقشه آن را میرزا رضای مهندس که از شاگردانی بود که در زمان عباس میرزا برای تحصیل به انگلستان رفته بود کشید؛ و محمدتقی خان معمارباشی دولت آن را ساخت. و شاهزاده بهرام میرزا به کار بنائی آن رسیدگی می کرد. ساختمان قسمت شرقی دارالفنون تا اواخر 1267 به انجام رسید و مورد استفاده قرار گرفت. بـقـیـه آن تا اوایــل سـال 1269 پایان یافت. چهار طرف مدرسه را پنجاه اطاق "منقش مذهب" هر کدام به طول و عرض چهار ذرع ساخته جلو آنها را ایوانهای وسیع بنا نمودند. در گوشه شمال شرقی تالار تئاتر احداث شد. در پشت دارالفنون کارخانه شمع کافوری و آزمایشگاه فیزیک و شیمی و دواسازی برپا نمودند. چاپخانه ای هم ضمیمه آن گردید، به علاوه کتابخانه و سفره خانه ای ساختند. در ورودی دارالفنون به طرف خیابان ارک "باب همایون" باز می شد؛ در کنونی آن در خیابان ناصریه به سال 1292 ساخته شد.

روزنامه وقایع الاتفاقیه
    
(بنای روزنامه وقایع اتفاقیه به سال 1267 از ارزنده ترین تأسیسات اجتماعی امیر کبیر است.)
    
بنیانگزار روزنامه در ایران میرزا صالح شیرازی است. از شاگردانی بود که در زمان عباس میرزا برای تحصیل علوم جدید به انگلستان رفت. ضمناً به ذوق خود فن چاپ را آموخت، و از جمله کسانی است که در ایران مطبعه سنگی را تأسیس نمود. به علاوه او را پیشرو اندیشه های سیاسی جدید مغرب زمین در ایران می شناسیم. میرزا صالح نخستین روزنامه ایران را در زمان محمد شاه به سال 1252 در تهران بر پا کرد. روزنامه ای بود که ماهی یکبار با چاپ سنگی منتشر می شد، و بیش از چند سالی دوام نکرد.
    
ذهن امیر درباره روزنامه و ارزش سیاسی و مدنی آن خوب روشن بود، و از روزنامه های فرنگستان آگاهی داشت. حتی خوانده بود که: در شهر فرانکفورت آلمان (امیر اساساً به دولتهای آلمانی توجه خاص داشت) باسمه کردن کاغذ اخبار که از تاریخ 1651 مسیحی.. بنا شده، الی حال مطلقاً بسته نشده، و همیشه در کار باسمه اخبار است. توجه میرزا تقی خان معطوف به دو معنی بود: یکی اطلاع یافتن دولت از اوضاع جهان، و دیگر پرورش عقلانی مردم و آشنا کردن آنها به دانش جدید و احوال دیگر کشورها.
    
شماره اول روزنامه وقایع اتفاقیه روز جمعه پنجم ربیع الثانی 1267 (هفتم فوریه 1851) انتشار یافت. در صفحه اول علامت شیر و خورشید ایران و عبارت "یا اسدالله الغالب" نگاشته شده بود. این شماره به عنوان "روزنامچه اخبار دارالخلافه تهران" منتشر گردید. از شمارهً دوم به نام "وقایع اتفاقیه" خوانده شد. و تا ده سال بعد (1277 ه.ق.) به همین اسم نشر می شد. در این سال هنگام تصدی میرزا ابوالحسن خان غفاری کاشانی صنیع الملک، نام آن تغییر کرد و از شماره 474 به روزنامه "دولت علیه ایران" مبدل شد؛ و ضمناً به شکل روزنامه مصور درآمد. این نخستین روزنامه مصوری است که در ایران انتشار یافت. دیری نگذشت که دوباره اسم آن تغییر کرد و به روزنامه "دولتی" بدل شد. پس از آن به نام "روزنامه ایران" منتشر گردید و تا انقلاب مشروط همین اسم را حفظ کرد.
    
وقایع اتفاقیه روزنامه هفتگی بود، با چاپ سنگی بطبع می رسید. شیوه نگارش آن ساده و روشن و بکلی خالی از تقلید و تکلف بود. تا شماره هفدهم آن روزهای جمعه پیش از ظهر انتشار می یافت، از شماره هجدهم به بعد انتشارش به روزهای پنجشنبه موکول گردید. تا شماره 656 انتشار هفتگی آن مرتب بود، از آن پس گرفتار بی نظمی شد. بهای تک شماره آن در سرتاسر ایران ده شاهی، و اشتراک سالیانه اش 24 ریال بود. چون به گوش دولت رسید که کارکنان ولایات سوای بهای روزنامه چیزی از مردم به نام"خدمتانه" گرفته اند؛ اعلام شد که قیمت آن "در کل شهرهای ممالک محروسه بدون اخراجات دیگر" همان ده شاهی است، و مطالبه کردن چیزی بیش از آن "بسیار خلاف رأی امنای دولت" است.
    
مدیر روزنامه، حاجی میرزا جبار ناظم المهام کنسول سابق ایران در بغداد بود. "مباشر" روزنامه "ادوارد برجیس" انگلیسی، و نویسنده آن "عبدالله ترجمه نویس" بود. روزنامه در مطبعه حاجی عبدالمحمد استاد مطبعه چی چاپ می گردید. حیف که میرزا صالح دوست دیرین امیر درگذشته بود، وگرنه هیچ کس شایسته تر از او برای کار روزنامه نبود.

فرمان شاه بر عزل امیر صادر شد
    
نخست از صدارت و پیشکاری شاه برکنار گشت، ولی مقام امارت نظام همچنان در دست او ماند. پیام شاه در چهارشنبه هجدهم محرم 1268 (سیزدهم نوامبر 1851) شب هنگام به میرزا تقی خان ابلاغ گردید، و دستخط عزل فردا صبح (پنجشنبه نوزدهم محرم) به امیر رسید. عین دست خط به ما نرسیده؛ اما آنچه میرزا احمد وقایع نگار آورده، درست و نزدیک به اصل است؛ و مضمون آن در اسناد رسمی نیز منعکس می باشد:

    « چون صدارت عظمی و وزارت کبری زحمت زیاد دارد، و تحمل این مشقت بر شما دشوار است، شما را از آن کار معاف کردیم. باید به کمال اطمینان مشغول امارت نظام باشید. و یک قبضه شمشیر و یک قطعه نشان که علامت ریاست کل عساکر است، فرستادیم و به آن کار اقدام نمائید؛ تا امر محاسبه و سایر امور را به دیگران از چاکران که قابل باشند واگذاریم


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

رسول اکرم صلی الله علیه و آله: هر كه به دنیا بى ‏رغبت باشد و آرزویش را در آن كوتاه سازد، خداوند، به او دانشى عطا مى‏‌كند، بى‏ آن كه از كسى بیاموزد.

 پیامبر خدا حضرت محمد صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله:

هركه به دنیا راغب باشد و رغبتش را در آن به درازا بكشانَد، خداوند، دل او را به اندازه رغبتش به دنیا، كور مى‏‌گرداند.

و هر كه به دنیا بى ‏رغبت باشد و آرزویش را در آن كوتاه سازد، خداوند، به او دانشى عطا مى‏‌كند، بى‏ آن كه از كسى بیاموزد و راهنمایى‏ اش كند بى‏ آن كه از كسى راهنمایى گیرد.

متن حدیث:

 رسول اللّه‏ صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله : مَن رَغِبَ فِی الدُّنیا وأطالَ فیها رَغبَتَهُ أعمَى اللّه‏ُ قَلبَهُ عَلى قَدرِ رَغبَتِهِ فیها ، ومَن زَهِدَ فِی الدُّنیا و قَصَّرَ فیها أمَلَهُ أعطاهُ اللّه‏ُ عِلما مِن غَیرِ تَعَلُّمٍ وهُدىً بغَیرِ هِدایَةٍ.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

خبر، آمیخته با بغض گلوگیر شده‌ست / سیل دلشوره و آشوب، سرازیر شده‌ست / سرِ دین، طعمه‌ی سرنیزه‌ی تکفیر شده‌ست

هر که در مدح علی(ع) شعر جدید آورده‌ست
گویی از معرکه‌ها نعش شهید آورده‌ست

روضه‌ی مشک رسیده‌‌ست به بی‌آبی‌ها / خون حق می‌چکد از ابروی محرابی‌ها / باز هم حرمله... سرجوخه‌ی وهابی‌ها


کوچه پس‌کوچه‌ی آینده، به خون تر شده است
باز بوزینه‌ی کابوس، به منبر شده‌ است

خط و ربط عرب ای کاش که کاشی گردند / تا حرم، همسفر «قافله‌باشی» گردند / لاشه‌خواران سقیفه، متلاشی گردند

می‌زند قهقهه، «القارعه» بر خامی‌شان
خون دین می‌چکد از «دولت اسلامی»شان

بنویسید: تب ناخلفی‌ها ممنوع! / هدف آزاد شده، بی‌هدفی‌ها ممنوع! / در دل «عرش»، ورود سلفی‌ها ممنوع!

«عرش» یک روضه‌ی فاش است که داغ و گیراست
«عرش»… گفتیم که نام دگرِ سامرّاست

شرق، در فتنه‌ی اصحاب شمال افتاده‌ست / بر رخ غرب، از این حادثه خال افتاده‌ست / وا شده مشت و از این چفیه، عقال افتاده‌ست!

گویی از هرچه که زشتی‌ست، کفی هم کافی‌ست!
جهت خشم خدا، یک سلفی هم کافی‌ست!

تا «بهار عربی» روی علف باز کند / جبهه در شام و عراق از سه طرف باز کند / وای اگر دست کجی پا به «نجف» باز کند!

عاشق شیرخدا، وارث شمشیر خداست
سینه‌ی «سنی و شیعه» سپر شیر خداست

لختِ خونِ جگر ماست به روی لبشان / کوره‌ی دوزخیان، گوشه‌نشین تبشان / لهجه‌ی عبری و لحن عربی، مکتب‌شان

«نیل» را تا به «فرات»، آنچه که بود، آتش زد
شک مکن؟ ما همه را «مکر یهود» آتش زد

بی‌جگرها جگر حمزه به دندان گیرند / انتقام اُحُد و بدر ز طفلان گیرند / چه تقاص‌ ز لب قاری قرآن گیرند

بیشتر زان که از این قوم، بدی می‌جوشد
از زمین غیرت «حجربن عدی» می‌جوشد!

گره، انگار نه انگار به کار افتاده / سایه‌ی سرکش ما گردنِ دار افتاده / چشم بی‌غیرت اگر سمت «مزار» افتاده

صاعقه در نفسِ ابری خود کاشته‌ایم
به سر هر مژه‌ای یک قمه برداشته‌ایم

سنگ تکفیر به آئینه‌ی مذهب؟ هیهات! / ذوالفقار علی و رحم به مرحب؟ هیهات! / دست خولی طرف معجر زینب؟ هیهات!

ما نمک خورده‌ی عشقیم، به زینب سوگند
پاسبانان دمشقیم، به زینب سوگند

داس تکفیر، گل از ریشه بچیند؟ هرگز! / کفر بر سینه‌ی توحید نشیند؟ هرگز! / مرتضی همسر خود کشته ببیند؟ هرگز!

پایتان گر طرف «کرب و بلا» باز شود
آخرین جنگ جهانیِ حق آغاز شود

خوش‌خیالی است مرامی که اجاقش کور است / مفتیِ نفتیِ این حرمله‌گان، مزدور است / قصه حنجره و تیرِ سه‌پر مشهور است

خار در چشم سعودی شده «بیداریِ ما»
باز کابوس یهودی شده «بیداریِ ما»

رگ «بیداریِ ما» شد شریانی که زدند / بشنوی (بر دُهُل «جنگ جهانی» که زدند) / پاسخ شیعه به هر زخم زبانی که زدند

بذر غیرت، سر خاک شهدا می‌کاریم
پاسخ شیعه همین است که: صاحب داریم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

یکی از موضوعاتی که در سرای آخرت اهمیت دارد این است که انسان در آنجا چند سال دارد و یا از لحاظ ظاهری چگونه است؟

 آیا انسان در آن دنیا پدر و مادر خود را می شناسد؟

 با توجه به نظر بزرگان دین اسلام،مومنان نزدیکان خود را می شناسند.

اما تغییر شکل و شمایل انسان ها با تغییر سن و سال از موضوعات مربوط به این دنیا است، اما جهان آخرت به ویژه بهشت این گونه قابل تصویر نیست که انسان ها شکل و قیافه های مختلف مثلاً گروهی کودک، عده ای میان سال، برخی پیر و... باشند. حتی اگر معتقد باشیم که جهان آخرت نیز مادی است، اما در هر حال سن و سال با آن تصوری که اکنون از آن داریم برای بهشتیان وجود ندارد. آنچه از روایات برمی آید، این است که مؤمنانی که وارد بهشت می شوند به صورت انسان های جوان و زیبا هستند: "یدخلون الجنة شبابا منورین و قال إن أهل الجنة جرد مرد مکحلون" بهشتیان مانند جوانانی زیبا و نورانی وارد بهشت می شوند. 

به عبارت دیگر، آنان دائما در بهترین شکل و حالت هستند که گذر زمان در این شادابی تأثیری نخواهد داشت.

 

در قرآن کریم آن جا که از همسران پاک بهشتى سخن به میان آمده، مى‏ گوید: نزد بهشتیان همسرانى است که فقط چشم به شوهرانشان دوخته‏ اند، همگى جوان و با شوهران خود هم سن و سال اند: "وَ عِنْدَهُمْ قاصِراتُ الطَّرْفِ أَتْرابٌ".

 

"اتراب" به معناى " سن و سال"، یکی از توصیفات براى زنان بهشتى نسبت به همسرانشان است؛ چرا که توافق سنى جاذبه را میان دو همسر افزون مى‏ کند، و یا توصیفى است براى خود آن زنان که همه آنها هم سن و سال و جوانند. به بیان دیگر؛ هیچ یک در معرض اختلاف جوانى، پیرى و فرسودگى قرار نخواهند گرفت، نه کودک اند و نه پیر و فرسوده.

اما در جهنم هر نوع عذابی میتواند باشد و مثل پیری



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

آن‌قدر صدمه‌ای که اسلام از یک آخوند فاسد می‌خورد از محمدرضا نمی خورد

«خدای متعال می‌داند که من نسبت به آخوندهای فاسد آن‌قدر شدید هستم که نسبت به سایر مردم نیستم. ساواکی پیش من محترم‌تر است از آخوند فاسد [...] آن‌قدر صدمه‌ای که اسلام از یک آخوند فاسد می‌خورد از محمدرضا نمی خورد. در روایات هست که آخوند فاسد و ملای فاسد در جهنم از بوی تعفنش اهل جهنم در عذاب هستند. در این دنیا هم از بوی تعفن بعض از آخوندهای فاسد، دنیا در عذاب است. ما طرفداری از عمامه نمی‌کنیم. ما طرفداری از اسلام می‌کنیم. این اسلام پیش شما باشد معظم هستید. پیش هرکس باشد معظم است.»


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بعضی از آدمها را باید چند بار خواند تا معنی آنها را فهمید و بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت.

بعضی آدمها جلد زرکوب دارند٬ بعضی جلد ضخیم، بعضی جلد نازک و بعضی اصلا جلد ندارند.

بعضی آدمها با کاغذ کاهی نامرغوب چاپ می شوند و بعضی با کاغذ خارجی.

 بعضی آدمها ترجمه شده اند و بعضی تفسیر می شوند.

بعضی از آدمها تجدید چاپ می شوند و بعضی از آدمها فتوکپی آدمهای دیگرند.

بعضی از آدمها دارای صفحات سیاه و سفیدند و بعضی از آدمها صفحات رنگی و جذاب دارند.

بعضی از آدمها قیمت پشت جلد دارند. بعضی از آدمها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند.

بعضی از آدمها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند.

بعضی ازآدمها را باید جلد گرفت.

بعضی از آدمها را می شود توی جیب گذاشت و بعضی را توی کیف.

بعضی از آدمها نمایشنامه اند و در چند پرده نوشته و اجرا می شوند.

بعضی از آدمها فقط جدول سرگرمی اند و بعضی ها معلومات عمومی.

بعضی از آدمها خط خوردگی و خط زدگی دارند و بعضی از آدمها غلط های چاپی فراوان.

ازروی بعضی از آدمها باید مشق نوشت و از روی بعضی آدمها باید جریمه نوشت. به راستی ما کدامیم؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِیًّا كَبِیرًا ﴿۳۴﴾
مردان سرپرست زنانند به دلیل آنكه خدا برخى از ایشان را بر برخى برترى داده و [نیز] به دلیل آنكه از اموالشان خرج مى كنند پس زنان درستكار فرمانبردارند [و] به پاس آنچه خدا [براى آنان] حفظ كرده اسرار [شوهران خود] را حفظ مى كنند و زنانى را كه از نافرمانى آنان بیم دارید [نخست] پندشان دهید و [بعد] در خوابگاه ‏ها از ایشان دورى كنید و [اگر تاثیر نكرد] آنان را ترك كنید پس اگر شما را اطاعت كردند [دیگر] بر آنها هیچ راهى [براى سرزنش] مجویید كه خدا والاى بزرگ است (۳۴)تصحیح ترجمه info
وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَیْنِهِمَا فَابْعَثُوا حَكَمًا مِنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِنْ أَهْلِهَا إِنْ یُرِیدَا إِصْلَاحًا یُوَفِّقِ اللَّهُ بَیْنَهُمَا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِیمًا خَبِیرًا ﴿۳۵﴾
و اگر از جدایى میان آن دو [ زن و شوهر] بیم دارید پس داورى از خانواده آن [شوهر] و داورى از خانواده آن [زن] تعیین كنید اگر سر سازگارى دارند خدا میان آن دو سازگارى خواهد داد آرى خدا داناى آگاه است (۳۵)
وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَبِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاكِینِ وَالْجَارِ ذِی الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا ﴿۳۶﴾
و خدا را بپرستید و چیزى را با او شریك مگردانید و به پدر و مادر احسان كنید و در باره خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایه خویش و همسایه بیگانه و همنشین و در راه‏مانده و بردگان خود [نیكى كنید] كه خدا كسى را كه متكبر و فخرفروش است دوست نمى دارد (۳۶)
الَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَیَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَیَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِینَ عَذَابًا مُهِینًا ﴿۳۷﴾
همان كسانى كه بخل مى ‏ورزند و مردم را به بخل وامى دارند و آنچه را خداوند از فضل خویش بدانها ارزانى داشته پوشیده مى دارند و براى كافران عذابى خواركننده آماده كرده‏ ایم (۳۷)
وَالَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَمَنْ یَكُنِ الشَّیْطَانُ لَهُ قَرِینًا فَسَاءَ قَرِینًا﴿۳۸﴾
و كسانى كه اموالشان را براى نشان‏دادن به مردم انفاق مى كنند و به خدا و روز بازپسین ایمان ندارند و هر كس شیطان یار او باشد چه بد همدمى است (۳۸)
وَمَاذَا عَلَیْهِمْ لَوْ آمَنُوا بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقَهُمُ اللَّهُ وَكَانَ اللَّهُ بِهِمْ عَلِیمًا ﴿۳۹﴾
و اگر به خدا و روز بازپسین ایمان مى ‏آوردند و از آنچه خدا به آنان روزى داده انفاق میکردند چه زیانى برایشان داشت و خدا به [كار] آنان داناست (۳۹)
إِنَّ اللَّهَ لَا یَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِنْ تَكُ حَسَنَةً یُضَاعِفْهَا وَیُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْرًا عَظِیمًا ﴿۴۰﴾
در حقیقت ‏خدا هم‏وزن ذره‏ اى ستم نمى ‏كند و اگر [آن ذره كار] نیكى باشد دو چندانش مى ‏كند و از نزد خویش پاداشى بزرگ مى ‏بخشد (۴۰)
فَكَیْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِیدًا ﴿۴۱﴾
پس چگونه است [حالشان] آنگاه كه از هر امتى گواهى آوریم و تو را بر آنان گواه آوریم (۴۱)
یَوْمَئِذٍ یَوَدُّ الَّذِینَ كَفَرُوا وَعَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَلَا یَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِیثًا ﴿۴۲﴾
آن روز كسانى كه كفر ورزیده‏ اند و از پیامبر [خدا] نافرمانى كرده‏ اند آرزو مى كنند كه اى كاش با خاك یكسان مى ‏شدند و از خدا هیچ سخنى را پوشیده نمى‏ توانند داشت (۴۲)
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِی سَبِیلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَیْدِیكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا﴿۴۳﴾
اى كسانى كه ایمان آورده‏ اید در حال مستى به نماز نزدیك نشوید تا زمانى كه بدانید چه مى‏ گویید و [نیز] در حال جنابت [وارد نماز نشوید] مگر اینكه راهگذر باشید تا غسل كنید و اگر بیمارید یا در سفرید یا یكى از شما از قضاى حاجت آمد یا با زنان آمیزش كرده‏ اید و آب نیافته‏ اید پس بر خاكى پاك تیمم كنید و صورت و دستهایتان را مسح نمایید كه خدا بخشنده و آمرزنده 


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

وَ قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ  إِنَّ الْبَاطِلَ كاَنَ زَهُوقًا .

ترجمه آیه :

بگو : حق آمد و باطل نابود شد. حقا كه باطل نابودشدنى بود .

تفسیر آیه:

نکته ها:

در بعضى از روایات جمله «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ» به قیام حضرت مهدى تفسیر شده است هنگامى که امام باقر(ع) فرمود: مفهوم این سخن الهى این است كه:

«اذا قام القائم ذهبت دولة الباطل‏»

هنگامى كه امام قائم (ع) قیام كند دولت باطل برچیده مى شود.

در روایت دیگرى مى‏ خوانیم: «مهدى به هنگام تولد بربازویش این جمله نقش بسته بود: «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً» (1)                  

مسلما مفهوم این احادیث انحصار معنى وسیع آیه به این مصداق نیست بلكه قیام مهدى از روشن ترین مصداق هاى آن است كه نتیجه ‏اش پیروزى نهایى حق بر باطل در سراسر جهان مى ‏باشد.

در حالات پیامبر (ص) مى‏ خوانیم كه در روز فتح مكه وارد مسجد الحرام شد و 360 بت كه از قبائل عرب بر گرد خانه كعبه چیده شده بود هر یك را پس از دیگرى با عصاى خود سرنگون مى ‏ساخت و پیوسته مى‏ فرمود: «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً».

كوتاه سخن اینكه این قانون كلى الهى و ناموس تخلف ناپذیر آفرینش در هر عصر و زمانى مصداقى دارد، و قیام پیامبر (ص) و پیروزیش بر لشكر شرك و بت پرستى و همچنین قیام مهدى (ع) ارواحنا له الفداء بر ستمگران و جباران جهان از چهره ‏هاى روشن و تابناك این قانون عمومى است.

و همین قانون الهى است كه رهروان راه حق را در برابر مشكلات امیدوار و نیرومند و قوى و پر استقامت مى ‏دارد و به ما در همه تلاش هاى اسلامى ‏مان نشاط و نیرو مى بخشد. (22)

پی نوشت ها :

1 - تفسیر نمونه، ج ‏12، ص 234 .

2 - تفسیر نمونه، ج ‏12، ص 235



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

فخر فروشی بچه پولدارها/ از بادیگاردهای روزی 3 میلیون تومان تا ساعت‌های میلیاردیحرف «پ» لغات مختلفی را به ذهن می‌آورد که مهم‌ترین و شیرین‌ترینش «پول» است؛ آنچه که گویی همه جهان پیوسته در پی اویند! اما پول و پولداری در کنار مزایای فراوان و راحتی و آسایشی که به دنبال دارد، گاه ممکن است باعث رنجش دیگران شود، بخصوص زمانی که دارنده پول، ظرف و ظرفیتش به اندازه صفرهای حساب بانکی‌اش نباشد.

"اینجاست که رفتارهایی بروز می‌کند که اسامی مختلفی برایش می‌گذارند. برخی سیاسیون به آن «نمایش تجمل» می‌گویند، اما در ادبیات خودمانی، پای «پ» دیگری وسط می‌آید و آن «پز» است.

رابطه این دو «پ» یعنی پول و پز، رابطه‌ای قدیمی و طبیعی است. اصولا انسان به عنوان موجودی اجتماعی دوست دارد ستایش شود و مورد تائید و تحسین جمع قرار گیرد.

 

از همین رو، از تمام وسایل و امکانات موجودش برای به دست آوردن این اکسیر گرانبها استفاده می‌کند و باز طبیعی است پول چون دستیابی به ابزار و لوازم کسب تحسین را فراهم می‌کند، رابطه‌ای مستقیم با آن داشته باشد.

 

تا اینجای کار مشکلی نیست و پولدارها پز می‌دهند و... نوش جانشان! دارندگی و برازندگی، اما مشکل از آنجا شروع می‌شود که تعادل در این کسب تحسین دیگران، برهم خورده و پای لغاتی چون فخر فروختن، تحریک کردن، به رخ کشیدن و امثالهم پیش می‌آید. اینجاست که دیگر ماجرا یک پز دادن ساده نیست، بلکه سم مهلکی است که با توجه به شکاف قابل توجه طبقاتی در جامعه به نوعی منجر به تحریک برخی طبقات شده و واکنش‌های درون فردی و اجتماعی را ناشی شده و منشأ برخی آسیب‌های اجتماعی می‌شود. این همان تعبیر «نمایش ثروت و تجمل» است که رهبر انقلاب بارها به آن اشاره کرده و خواستار اقدامات فرهنگی برای کاهش آن شده‌اند. اقدامات فرهنگی از آن رو که اولا پدیده‌های اجتماعی با برخوردهای حذفی و سلبی، کاهش نمی‌یابند یا اگر بیابند، کاهش موقتی است و ثانیا هر پدیده‌ای حتی نامطلوب در هر حال در جامعه وجود خواهد داشت و صفر نمی‌شود، بلکه فقط کاهش پیدا می‌کند و ضعیف می‌شود.

 

فخرفروشان کیستند؟

 

نمونه‌ها و مصداق‌های متعددی می‌توان برای گروه‌های فخرفروش به یاد آورد. مثال بارز و اخیر آن به راه افتادن صفحه بچه پولدارها در شبکه‌های مجازی مانند اینستاگرام یا فیسبوک بود که مدتی هم سروصدا کرد. برخی سلبریتی‌ها، ورزشکاران، هنرمندان (گفتیم برخی، نه همه آنها!) و دیگر چهره‌هایی که به هر دلیل در کانون توجه عمومی قرار می‌گیرند نیز گاه نمایش‌دهی این گونه را به حد انزجار می‌رسانند. پول‌هایی که خرج برخی اقلام عجیب و غریب می‌کنند، چیزهایی که می‌خرند، جاهایی که می‌روند و رفتارهایی که بروز می‌دهند، جلوی چشم برخی اقشار که از نظر مالی وضعیت مشابه آنها را ندارند، تحریک‌کننده است. البته شکی نیست هر کس در محدوده شخصی‌اش مختار به هر کار و انتخابی است، اما وقتی کاری به صورت سوپراغراق شده به سطح جامعه کشیده می‌شود، ماجرا فرق می‌کند.

 

آرایشگاه؛ هر نفر 500 هزار تومان

 

دستمزد عادی یک آرایشگاه مردانه برای اصلاح سر حدود 30 هزار تومان است. چراکه نیازهای پیرایشی آقایان بیش از این هم نیست. با این حال شاید باورتان نشود در آرایشگاه‌هایی در همین نزدیکی، دستمزد یک پیرایش مردانه بین 500 تا 800 هزار تومان است! یکی از این آرایشگاه‌های مردانه اصولا کارش پذیرایی از ستاره‌های سینما و ورزشکاران است و استایل موی آنان را تعیین می‌کند. دستمزد عادی ایشان برای هر اصلاح سر به ازای هر نفر 500 هزار تومان است و اگر خدمات اضافی درخواست شود تا 800 هزار تومان هم می‌رسد. باز هم جالب‌تر است بدانید برخی افرادی که به این آرایشگاه‌ها می‌آیند برای چشم و همچشمی تا یک میلیون تومان هم می‌پردازند تا در این مسابقه فخرفروشی برنده شوند و روی طرف مقابل را کم کنند.

 

باشگاه‌های 70 میلیونی

 

یکی دیگر از مظاهر جالب فخرفروشی خارج از قاعده، باشگاه‌های ورزشی خاص و آنچنانی در تهران است. در یکی از این باشگاه‌های نمونه به نام «الف» حق عضویت سالانه 70 میلیون تومان یعنی هر ماه حدود 6 میلیون و 700 هزار تومان است. تازه مقررات باشگاه طوری است که عضویت ماهانه یا چند ماهه ندارد. عضویت فقط سالانه و با پرداخت کامل وجه به طور یکجا امکان‌پذیر است.

 

همچنین خدمات جانبی که در هر روز استفاده به عضو ارائه می‌شود، هزینه‌اش جداست. البته در این باشگاه، استخرهای خاص موزیکال با آبشارهای خاص هم وجود دارد، اما مهم‌تر از همه اینها این که هم سلبریتی‌ها به هم می‌گویند عضو فلان باشگاهی که فلانی هست، شده‌ام و هم برخی پولداران به هم می‌گویند در فلان باشگاهی که فلان فوتبالیست یا هنرپیشه سینما پاتوقش است، عضو هستم و تو هم بیا!

 

در این بین، ماساژ هم ماجرای جالب خودش را دارد. اکنون باشگاه‌های زنجیره‌ای ماساژ در تهران به راه افتاده که «ن» یکی از معروف‌ترین آن است. هر ساعت ماساژ خاص در این باشگاه‌ها تا 500 هزار تومان آب می‌خورد و اگر از سونا هم استفاده شود 200 هزار تومان دیگر به ازای هر ساعت به آن افزوده خواهد شد. با این قیمت‌ها فکر نکنید این باشگاه‌ها کم‌مشتری یا بی‌مشتری است؛ اصلا! آن‌قدر مشتری هست که در نقاط مختلف تهران و حتی روبه‌روی فرودگاه امام(ره) انواع دستگاه‌های مدرن از فرانسه وارد شود و شعبه راه‌اندازی گردد!

 

کفش‌های 6 میلیون تومانی

 

تازگی‌ها سری به برندهای کفش و کیفی که اخیرا در حاشیه بلوار آفریقا افتتاح شده، زده‌اید؟! اگر می‌خواهید دپرس شوید، نروید! اگر هم می‌روید، بدانید کفش زیر یک میلیون تومان ندارد. البته از نظر برخی دوستان پولدار ما اینجا برندهای بی‌کیفیتی هستند.

 

آنها مقداری بالاتر را انتخاب می‌کنند. در خیابان فرشته هم بوتیک‌های خاص و هم مراکز خرید خاص‌تر هست که کفش دست‌دوز با چرم گوزن به قیمت هر جفت 6 میلیون تومان می‌فروشد. همین کفش‌ها، چکمه یا بوت زنانه‌اش 5/8 میلیون تومان است. کیف‌های مردانه و زنانه‌اش هم از 4 میلیون تومان شروع شده و تا 7 میلیون تومان و بیشتر ادامه پیدا می‌کند. در اینجا هم جالب است بدانید هر جنسی چندان در دسترس نیست، بلکه مدل‌های موجود نمایشی است و پس از پرداخت کل پول باید دو هفته منتظر بمانید تا با کفش و کیفتان پز بدهید.

 

ساعت‌های یک میلیارد تومانی

 

یک میلیارد تومان؟! باور می‌کنید؟! باور کنید! زیاد دور نیست. ولیعصر، بالاتر از چهارراه پارک‌وی. کافی است به حاشیه چپ و راست خیابان دقت کنید و وارد یکی از مغازه‌ها شوید. حتی در همین میدان مادر در بلوار میرداماد هم یافتن این ساعت‌ها کار سختی نیست. مغازه‌هایی نه‌چندان پرزرق و برق، اما خاص‌فروش. مثلا مدل‌هایی از ساعت رولکس را به شما نشان می‌دهند که دسته‌اش طلای خالص، پوسته ساعت، طلای سفید و در داخل صفحه، الماس یا برلیان کار شده است. به تعداد این الماس‌ها و عیار و مقدار طلای به کار رفته هم قیمت ساعت فرق می‌کند. جالب این که برای قیمت‌گذاری این ساعت، نرخ دلار و نرخ طلای جهانی محاسبه می‌شود!

 

در داخل جعبه و در دفترچه، میزان طلا و سنگ‌های قیمتی درج و گارانتی شده و اینها به قیمت روز به شما عرضه می‌شود. حتی در برخی جعبه‌ها دکمه سردست‌های طرح همان ساعت نیز از طلای 18 عیار وجود دارد.

 

وفور این انواع ساعت، قانون معروف اقتصاد را به یاد می‌آورد که وقتی عرضه هست، حتما چند برابر آن تقاضا وجود دارد!

 

حیوانات گرانقیمت و هزینه نگهداری گرانقیمت‌تر!

 

تا به حال به این فکر کرده‌اید که هزینه‌های درمانی و ویزیت حیوانات خانگی برخی پولدارها در ماه، چند برابر کل حقوق ماهانه خیلی از ماهاست؟ و باز توجه کرده‌اید که تعرفه‌های درمانی این زبان‌بسته‌ها چقدر از تعرفه درمانی کلیه، کبد، قلب و ریه ما انسان‌ها بیشتر است؟ البته این امر فی‌النفسه بد نیست و حتی ممکن است اقتضائات و دلایل خاص خودش را هم داشته باشد، اما ماجرا وقتی جالب می‌شود که پز دادن با پول به چشم و همچشمی درباره نگهداری حیوانات عجیب و غریب از توله شیر و توله ببر و بچه‌آهو گرفته تا انواع پرندگان عجیب و غریب برسد و البته بعد هم به اسباب و وسایل و غذا و ملزومات آنها!

 

جالب است بدانید در برخی شبکه‌های اجتماعی آگهی‌هایی رد و بدل می‌شود حاکی از خرید و فروش حیواناتی که حتی فکر نگهداری آنها در خانه را نمی‌کنید. مثلا «مار پیتون» با خال‌های نارنجی‌رنگ 3 میلیون تومان، سنجاب بین 400 هزار تا 2 میلیون تومان، میمون حدود 20 میلیون تومان و توله شیر حوالی 3 میلیون تومان قیمت می‌خورد.

 

در باب خدمات و وسایل نگهداری حیوانات خانگی متعارف هم ارقام عجیب است، به طوری که فقط قرص ضدریزش موی سگ و گربه ماهانه 100 هزار تومان است. هر عدد کنسرو غذای سگ و گربه نیز حدود 35 هزار تومان قیمت می‌خورد. در دامپزشکی‌ها حتی برای سگ‌ها استخوان‌های جویدنی در بسته‌های شش‌تایی وجود دارد که حدود 60 هزار تومان است. برای این زبان‌بسته‌ها استیک جویدنی نیز به قیمت حدود 50 هزار تومان در بسته‌های ده تایی تدارک دیده شده است. اقلامی چون لباس برای سگ و گربه نیز از 100 هزار تا دو میلیون تومان به صورت ست وجود دارد.

 

ماجرای عمل‌های جراحی حیوانات، نه با هدف درمان بلکه با هدف زیبایی یا خوشصدا شدن هم حکایتی است. برای سگ و گربه یک جراحی فک و صورت تا 5 میلیون تومان و جراحی حنجره برای خوشصدا شدن تا 3 میلیون تومان آب می‌خورد. هر ویزیت دامپزشکی هم حدود 100 هزار تومان است.

 

سایر تجملات

 

آنچه گفته شد، مشتی کوچک از خرواری بزرگ است، اما اقلام گرانقیمتی چون ماشین‌های 2 تا 6 میلیارد تومانی که اخیرا و به عنوان نمونه یک دستگاه فراری وارد ایران شد، ادکلن‌ها، هواپیماهای اختصاصی، بادیگاردهای روزی 3 میلیون تومان و دیگر اقلام را به حساب نیاورده‌ایم که داستانی جداگانه می‌طلبد.

 

درخت هر چه بار بیاورد...

 

دکتر فرانک فرهی، جامعه‌شناس می‌گوید: رفتارهای فخرفروشانه برای افراد مرفه امری طبیعی است و شاید هر یک از ما هم در آن موقعیت قرار بگیریم چنین خواهیم کرد، اما افراط بیش از حد در این مسائل به دلیل ناهنجاری‌های اقتصادی چون یکشبه پولدار شدن در یک اقتصاد رانتی ـ نفتی بیشتر اتفاق می‌افتد.

 

وی افزود: سبک زندگی در جوامع نفتی مانند ایران، اکنون به شکلی بزرگ شده است و البته راه ترویج سبک زندگی صحیح، آموزش در مدرسه است. بازگشت به آموزه‌های بزرگان ما بهترین راه‌حل است. آنجا که گفته می‌شود، سادگی بهترین یا ماندگارترین مد است یا درخت هر چه بار بیاورد، سرش به زیر خم می‌شود.

 

وی اظهار کرد: قطعا تغییر سبک زندگی کنونی گروهی بیش از حد مرفه برای بهداشت روانی جامعه فوق‌العاده ضروری است. چراکه تحریک‌کنندگی و عقده‌زایی، اولین اثر آن در خیل افراد جامعه است. راه آن نیز فقط و فقط آموزش و ضمنا اصلاحات اقتصادی برای کاهش رانت و فاصله طبقاتی است.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 173 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی