همسفر با مرغ عشق از آسمان پر میزنم

بام کوتاه زمان را چرخ دیگر میزنم

چاره جز تحکیم یاران نیست در پای مراد

فال نیک از رهنمود چشم ساغر میزنم

دستم ار کوتاه شد از دامن سیمین تنان

تن به سیم خاردار عشق کافر میزنم

طفل احساسم ز خُردی خانه بر دوشش نهاد

کین عصا در عهد پیری همچو لنگر میزنم

من به شاهین قضا نسپرده ام پرواز را
پنجه در چنگال دژخیم ستمگر میزنم ...