جاما ( جبهه اتحاد مردم ایران )
پادشاه باش حتی اگر قلمروات به اندازه عرض شانه هایت باشد
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محمد دامن باغ
نویسندگان

فرق امیرمومنان حضرت علی (ع)را شکافتند.سر حسین ابن علی (ع)را از تن جدا کردند .بدن جناب مختار را تیرباران کردند وائمه ی معصومین (ع) هریک را بنوعی به شهادت رساند.تا امر به معروف ونهی از منکر در جامعه عمل نشود .این یعنی خاموش کردن فریاد عدالت .ومطالبه گری .وظلم ستیزی

 

به گزارش پایگاه عدالت خواهانجانباز محمددامن باغ.نوشت 
بسم رب الحسین (ع).

امر به معروف ونهی از منکر از اوجب واجبات است .

احیای این فریضه ی الهی که ریشه در فرهنگ عاشورا. وپیام حسین علی (ع)به مردم ازاده ی جهان است دارد. باید توسط قوای سه گانه و نیروهای مسلح.ارگانها .نهادها .مردم.مراجع معظم  تقلید .وشخص حضرت اقا مجدانه پیگیری شود.در کشوری که روح امربه معروف و نهی از منکر بمیرد. ان کشور مرده است. اشرافی گری .شکاف طبقاتی .انباشت ثروت در کف عده ای خاص .بیکاری. اماربالای طلاق .خالی شدن سفرهای محرومان .جولان دادن مرفعین بی دردونااهلان وانقلابی نماها و کسانی که دین را وسیله کاسبی قرار داده اند .خود باخته گی در مقابل زور گویان به ویژه استکباروصهونیست .اختلاس.ارتشا.فساد.و بزه .وهمه و همه. نتیجه ی تعطیل شدن این فریضه ی واجب الهی است.که باید با عزم ملی احیا و زنده شود. فرهنگ حسینی(ع)زمانی زنده است .که فریضه ی امربه معروف زنده بماند. ￿      و     جناب  مختار ثقفی. ￿چه زیبا چنین  فرمود.

امروز میخواهم  به مصاف تزویر  بروم .

که بدترین افت دین است .تزویر با لباس دیانت وتقوی به میدان می اید.

تزویر سکه ای است دو   رو. که بر یک روی ان نام خدا 

  و بر روی دیگرش نقش ابلیس است. عوام خدایش را میبینند .واهل معرفت ابلیسش را.

وچه خون دلهایی خورد علی(ع) از دست این جماعت سر به سجود .ایه خوان به ظاهر متدین.

احیای امر به معروف ونهی از منکر برای کسانی که جامه ی دلق و ریا پوشیده وتظاهر به دینداری و تجمیع ثروت میکنند.و خون خلق الله را در شیشه کرده ویا چون زالو مکیده اند .بسیار سخت وسنگین است .برای همین هم به فریب عوام میپردازند.درصورتی که احیای این فریضه ی واجب خداوند برای این است که مظلوم بتواند حق خود را از ظالم بستاند وزیر بار زور وظلم وجور نرود.و بسیاری چون منافع مادی ودنیوی وعمارت وصدارت وریاست خود را در خطر میبینند.در پی تعطیل این واجب عظیم هستند.وامروز نیز این خطر بزرگ جامعه ی اسلامی مارا بیش از پیش تهدید میکند.و تزویر با تیرهای زهرالود به میدان امده برای جلوگیری از این امر واجب تا محرومان نتوانند مطالبه ی حق کنند. و زیر یوغ استکبار واستعمار باشند .که شعار ملت ما هیهات من الذله است.امروز حجاب خواهران کوبنده ترازخون شهید است.خواهران ما در جامعه باید به رسالت زینب گونه ی خود عمل کنند و بینی یزیدیان زمان را که در پی دهن کجی به خون پاک شهداست به خاک بمالند.

   بدحجابی و غیره اموری هستند .که نیاز به فرهنگ سازی درست دارند. امربه معروف درجزئیات ریشه در .نصیحت توام با اخلاق مداری .وبرخورد کریمانه وفرهنگ سازی دارد.که  علاج این امور است.واما اساس کلی امربه معروف ونهی از منکر .

مبارزه با ظلم و جور وستم وبیدادگریست.

فرق امیرمومنان حضرت علی (ع)را شکافتند.سر حسین ابن علی (ع)را از تن جدا کردند .بدن جناب مختار را تیرباران کردند وائمه ی معصومین (ع) هریک را بنوعی به شهادت رساند.تا امر به معروف ونهی از منکر در جامعه عمل نشود .این یعنی خاموش کردن فریاد عدالت .ومطالبه گری .وظلم ستیزی. وتن به خفت وذلت دادن .که باروحیات رسولان وائمه ی معصومین سلام الله و ازاده گان جهان و اسلام ناب محمدی (ص)  هیچ سازگاری ندارد.کمی به اطراف خود بنگرید وبعد قضاوت کنید براستی ما امت کدام پیامبریم.و شیعه ی کدام امام همام. وازچه کتابی دستور میگیریم. وبرکدام قبله نماز میگذاریم .که برخی ازما این چنین سنگ دل وبی رحم وبی پروا شده ایم .کجای کار میلنگد  .و باید مراقب باشیم کلیات فدای فرعیات و جزئیات نشود.جزئیات نیاز به نصیحت وتذکر لسانی با ارامش و مهربانی وفرهنگ سازی دارد.

وکلیات که همان مبارزه با فسادهای کلان اقتصادی رباخوری سیستم بانکی که کمرمردم را شکسته واشک امام عصر (عج)رادراورده ربا یعنی جنگ با خدا کیست که درکشور این معنا را نداند

 چرا دست روی دست گذاشته ایم .گرانفروشی. کم فروشی . قاچاق کالا .کالای نامرغوب که همه را گیج کرده. که ایا کالای گران مرغوب است. یا کالای ارزان.وهزار فتنه ی دیگر  . که نیاز به روشنگری وبرخورد قاتع وبدون مماشات با هر کس درهر رده ای که باشد دارد.نصیحت عوام .وبرخورد برق اسا. با خواص زر اندوز عافیت طلب بی بصیرت.دین به دنیا فروش که در جهل و جمود تزویر غوطه ور شده و به نام دین سر دین را بریده .و اکثر جوانهای مارا با رفتار چند گانه وچهره در نقاق مسجد گریز کرده اند که خطر اینان از استکبار بیشتر است .امروز جوان به خواص خود مینگرد وقتی جوانان میبیند شخص در رفاه و به دنبال اشرافی گری است معلوم هست که ازدین گریزان میشود .در صورتی که جوان نمی داند اینها پیاده نظام دشمن هستند. وباید با بصیرت نافض جوانان عزیز ما خواص بی بصیرت رفاه زده ی دنیا طلب را از خواص واقعی باز شناسی کنند تا دچار شبهه نشده .واعمال برخی را به پای دین و اسلام ننویسند.اگرفریضه ی امربه معروف تعطیل نمیشد. فسادهای کلان مالی درجامعه رخ نمیداد .افراد دل بسته ی میز ومنصب و حب ریاست نمیشدند.محرومان سقوط نمی کردند و نااهلان صعود نمی کردند. و عدالت به حاشیه نمی رفت .کشور درگیر اختلاس های مداوم مالی نمی گردید. و بر سر رسیدن به پست کذایی برخی گریبان چاک نمی کردند .ومسلمان ابروی مسلمان را نمی برد وخون مسلمان را نمی ریخت .چه کسی میخواهد پاسخ این همه نابسامانی را بدهد.برای کشور شیعه که امید جهان اسلام و مظلومان عالم است. ننگ است که مسئولانش دزد باشند.وهرروزی از گوشه ای اخبار اختلاس وغیره برسد.ای کسانی که ادعای دینداری می کنید. بداد اسلام برسید .که مهدی فاطمه (ع)جگرش خون شد.

چشم بصیرت بسیاری را مقام و منصب کور کرده است.واخرت خود را فدای دنیای دیگران میکنند.وبرای به به و چه چه گفتن دیگران تن به هر ذلتی میدهند.

این است مفهوم واقعی امر به معروف و.

نهی ازمنکر که فلسفه ی قیام سیدالشهدا (ع)است.

جانباز محمد دامن باغ.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

دروغ از موضوعات بسیار مهمی است که در آیات متعدد قرآن مطرح شده است. «زشتی ذاتی دروغ»،«قبح آن در میان اقوام و ملل»، «علل و عوامل دروغگویی»، «آثار و پیامدهای ناگوار دروغ»، و «دروغگویان در تاریخ گذشته» از موضوعاتی است که در قرآن مطرح است. بدیهی است که نمی توان در یک مقاله کوتاه به همه عناوین فوق پرداخت، از این رو، تنها نگاهی کلی به موضوع دروغ در قرآن افکنده و نکات مهمی را که در این زمینه مورد تأکید قرآن است، مطرح می کنیم.

مفهوم دروغ

در قرآن کریم واژه های متعددی وجود دارد که در معنای دروغ به کار می رود، هر چند تفاوت های جزئی با یکدیگر دارند. شایع ترین واژه «کذب» در برابر «صدق» است به معنای خلاف راستی و حق. این واژه با مشتقاتش در آیات مختلف قرآن به کار رفته است. مثلا در سوره مبارکه انعام در باره مشرکانی که شرک خود را انکار می کنند، می فرماید: «اُنظُر کیفَ کَذَبوا علی انفسهم»(انعام: ۲۴) یا در سوره غافر می فرماید: «انّ الله لایهدی مَن هو مُسرفٌ کذّاب» (غافر: ۲۸)

واژه دیگر «افتراء» یعنی به دیگری دروغ بستن است. افترا دروغ خاصی است. چون دروغ اعم از این است که انسان در حق خود بگوید یا دیگران، اما آنچه انسان در باره دیگران بر خلاف واقع بگوید که او هم راضی نباشد، افتراست. در دنباله همان آیه سوره انعام می فرماید: «و ضلّ عنهم ما کانوا یفترون؛ »(انعام: ۲۴)یا در سوره آل عمران می فرماید: «افتری علی الله الکَذِب؛ بر خدا دروغ بندند، ..» (آل عمران: ۹۴)

واژه دیگر «افک» به معنای وارونه کردن حقیقت است. مثل دروغی که به همسر پیامبر نسبت دادند و به «داستان افک» شهرت پیدا کرد. «افّاک»(شعراء: ۲۲۲) نیز از همین واژه گرفته شده است.

تعبیر «قول زور» در قرآن که در چند سوره از آن نهی شده (حج: ۳۰؛ فرقان: ۴ و ۷۲؛ مجادله: ۲)، نیز به معنای گفتار باطل و دروغ تفسیر شده است.(طریحی، مجمع البحرین، واژه زور)

در این که دروغ تنها «سخن بر خلاف واقع» است یا «رفتار و کردار خلاف واقع» هم دروغ است؟، یا علم و جهل شخص در آن دخالت دارد یا نه؟ اختلاف نظر وجود دارد. هر گروهی به آیاتی از قرآن استناد کرده اند. از برخی آیات قرآن استفاده می شود که سخن خلاف واقع دروغ است، حتی اگر گوینده آن بدان باور داشته باشد. مثل کسانی که فرزند داشتن خداوند را باور داشتند. خداوند اینان را دروغگو خوانده است. «انّهم لکاذبون، ما اتّخذ الله من ولدٍ …؛قطعا آنان دروغ می گویند. خدا فرزندی اختیار نکرده و …» (مؤمنون: ۹۰ـ ۹۱)

قبح ذاتی دروغ

متکلمان افعال آدمی را سه دسته می دانند:

یک دسته که حسن و قبح شان ذاتی بوده و در هیچ شرایطی حسن و قبح خود را از کف نمی دهند مثل عدالت و ستم.

دسته دوم افعالی که حسن و قبح شان اقتضائی است، به این معنا که آن فعل اقتضای حسن را دارد مگر آن که مانعی پیش آید، یا اقتضای قبح را دارد مگر آن که مانعی بروز کند مثل حسن راستگویی و قبح دروغگویی.

و دسته سوم افعالی که حسن و قبح آنها نه ذاتی است و نه اقتضائی، بلکه بالوجوه و الاعتبار است. به این معنا که ذاتاً خنثی هستند، به خودی خود حسَن و قبیح نیستند، بلکه بستگی دارد که تحت چه عنوانی قرار گیرند. معمولا به ضرب الیتیم مثال می زنند و می گویند: اگر زدن یتیم به عنوان ادب کردن او باشد، حسن است ولی اگر به قصد ایذاء و اذیت او باشد، قبیح است.

این که حسن راستگویی و قبح دروغگویی ذاتی و عقلی است یا شرعی یا اساسا ملاک دیگری دارد و به سودمند و زیانمند بودن آنها بستگی دارد، مورد اختلاف است، اما از قرآن کریم می توان قبح ذاتی دروغ را به دست آورد. این که قرآن کسانی را که به دروغ به خدا افترا می بندند،«ظالم» خوانده(آل عمران: ۹۴)، دروغگویان را شایسته عذاب دردناک دانسته (بقره: ۱۰)، و ایشان را لعنت کرده (آل عمران: ۶۱) حکایت از قبح مطلق دروغ می کند. موارد استثنایی که در روایات و کتب فقهی دروغ را تجویز کرده اند، مثل اصلاح ذات البین و نجات جان انسان، و نیز توصیه به به کارگیری «توریه» به جای «دروغ» شاهدی بر قبح ذاتی دروغ است. در مواردی که دروغ مجاز شمرده می شود، هرگز به معنای آن نیست که دروغ قبح خود را از دست میدهد یا حسَن می گردد، بلکه در تزاحم ملاکات برتریِ حُسن و مصلحت «آشتی دادن زن و شوهر» یا «نجات جان انسان» موجب می شود که به مفسده دروغگویی تن بدهیم.از این رو، حتی در چنین مواردی انسان در دفاع از رفتار خود می گوید: «مجبور شدم تا دروغ بگویم.»

به هر صورت قبح دورغ ذاتی باشد یا اقتضایی، قطعا رفتاری خنثی نیست تا تابع عناوین دیگر باشد، بلکه عقل مستقلا دروغ را قبیح می شمارد.

معرفی دروغگویان و انواع دروغ های آنان

دسته دیگری از آیات قرآن به معرفی دروغگویان پرداخته است. غیر از ابلیس به عنوان نخستین دروغگو که با قصد فریب آدم و حوا به آنان دروغ گفت که «ما نهیکما ربّکما عن هذه الشجره الا ان تکونا ملکین او تکونا من الخالدین؛ پروردگارتان شما را از این درخت منع نکرد جز این که مبادا شما دو فرشته شوید یا از جاودانگان گردید.»، و حتی به دروغ سوگند یاد کرد که «انّی لکما لمن الناصحین؛ من قطعا از خیرخواهان شما هستم.»، و زمینه اغوا و اخراج آنان را از بهشت فراهم ساخت(اعراف: ۲۰ـ ۲۲)، سه گروه از انسان ها نیز در قرآن کریم دروغگو خوانده شده اند:مشرکان، اهل کتاب و منافقان.

آنان گاه به خدای سبحان دروغ می بستند، مثل این که خدا را دارای فرزند می پنداشتند «الا انّهم مِن اِفکِهم لَیقولونَ، ولدَ الله و انّهم لَکاذبون؛ آگاه باش که اینان از بس در دروغ‏گویى بى‏پروا هستند که خواهند گفت: خدا بچه آورده و حال آنکه دروغ گویند. » (صافات: ۱۵۱ـ ۱۵۲) یا یهودیان که عزیر، و مسیحیان که عیسی را فرزند خدا می خواندند و در حقیقت سخن کافران پیشین را تکرار می کردند. «و قالت الیهود عزیرٌ ابن الله و قالت النصاری المسیح ابن الله ذلک قولُهم بافواههم یضاهئون قولَ الذین کفروا من قَبل قاتلَهُم الله انّی یُؤفَکون؛ یهودیان گفتند: عزیز پسر خدا است، و نصارى گفتند مسیح پسر خدا است، این عقیده ایشان است که به زبان هم جارى مى‏کنند، در عقیده مانند همان کسانى شدند که قبلا کفر ورزیده بودند، خدا ایشان را بکشد چگونه افترائات کفار در ایشان اثر مى‏گذارد. »(توبه: ۳۰) هم چنین ادعاهای دروغین «دوستی با خدا»(مائده: ۱۸)، «نجات فوری از آتش جهنم، و …؛

گاه به پیامبران الهی نسبت دروغ می دادند، مثل جادوگر شمردن حضرت سلیمان (بقره: ۱۰۲)، نسبت های ناروا به حضرت موسی دادن مثل قتل، ادعای دروغین ایمان آوردن به رسول خدا «قالوا نَشهد انّک لرسول الله و الله یَعلم انّک لرسولُه و اللهُ یَشهد انّ المنافقین لکاذبون، اتخَّذُواْ أَیْمَانهَمْ جُنَّهً فَصَدُّواْ عَن سَبِیلِ الله …؛ اى رسول ما چون منافقان (ریاکار) نزد تو آمده گفتند که ما به یقین و حقیقت گواهى مى‏دهیم که تو رسول خدایى (فریب مخور) خدا مى‏داند که تو رسول اویى. و خدا گواهى‏مى‏دهد که منافقان (سخن به مکر و خدعه و) دروغ مى‏گویند.قسم‏هاى (دروغ) خود را سپر جان خویش (و مایه فریب مردم) قرار داده‏اند تا بدینوسیله راه خدا را ببندند. … »(منافقون: ۱ـ ۲)

و گاهبه دیگران دروغ می گفتند مثل ادعای منافقان مبنی بر حمایت از اهل کتاب در صورت جنگ با مسلمانان(حشر: ۱۱)، خود را در میان مسلمانان مؤمن وانمود کردن، در حالی که از قلب خود خبر داشتند (بقره: ۸ ـ ۱۰) و …

قرآن غیر از معرفی گروههایی از دروغگویان، دروغ تعدادی از افراد خاص را هم بر ملا و افشا کرده است. داستان برادران یوسف و دروغی که به پدرشان یعقوب در باره یوسف گفتند(یوسف: ۱۱ـ ۱۷)، هم چنین دروغ و افترای زلیخا به همسرش در باره یوسف، برای تبرئه خود از گناه بزرگی که مرتکب شده بود. (یوسف: ۲۵)، دروغ و افترای گروهی از مسلمانان به همسر پیامبر (نور: ۱۱)، و …

علل و عوامل دروغگویی

قرآن کریم از پاره ای علل و عوامل دروغگویی هم پرده برداشته تا آدمی با شناخت آنها و مراقبت از خویش، زمینه دروغگویی را که «کلید همه زشتی ها» خوانده شده، از بین ببرد. «وسوسه شیطان»، «حسادت به دیگران»، «فقدان ایمان به خدا و آیات او»، «اعتماد به ظن و گمان و باور بدون تحقیق» از جمله عوامل ابتلای به دروغگویی است.

قرآن کریم منشأ دروغگویی برخی از انسان ها را وسوسه شیطان دانسته که قسم یاد کرده تا انسان را بفریبد. در داستان افک که گروهی از مسلمانان به خاطر عقب ماندن همسر پیامبر از قافله و گم شدن در صحرا که توسط یکی از مسلمانان پیدا شد و به کاروان مسلمانان رسانده شد، به دروغ تهمت ناروایی به همسر پیامبر زدند، قرآن پس از نقل ماجرا، عامل آن را سوء ظن و پیروی از شیطان دانست. (نور: ۱۱ و ۲۴)

این داستان در قران کریم درس عبرتی است برای آنان که با اعتماد به ظن و گمان و گرفتار شدن به وسوسه های شیطان، برادران دینی خود را متهم ساخته و آبرویشان را می ریزند. اگر قرآن درس زندگی ما مسلمان هاست، گفته قرآن آن است که پیروی از هواهای شیطانی موجب می شود که انسان دیگران را به جای دعوت به نیکی ها، به فحشا و منکر دعوت کند.

چنان که رذیلت اخلاقی حسد به تدریج انسان را به گناهان بزرگی مثل دروغ مبتلا ساخته و درِ خانه زشتی ها به روی انسان گشوده می شود. حسادت برادران یوسف که به دروغگویی آنان به پدرشان منجر شد، تا سالیان متمادی در تنگنای همان یک دروغ گرفتار ساخت و پدری چون یعقوب را در فراق فرزند پیر کرده، فروغ از چشمانش گرفت. گاه یک دروغ ساده و پیش پا افتاده، آثار و پیامدهای فراوان و غیر قابل جبرانی بجا می گذارد. هدف قرآن هم از نقل داستان یوسف و برادرانش، قصه گویی و سرگرمی نبوده، بلکه هشدار به مخاطبان قرآن است که از پیامدهای گفتار، رفتار و کردار خویش غافل نشوند. بدانند و عبرت بیاموزند که رذیلت اخلاقی حسادت چگونه فرزندان پیامبری را به رذیلت بزرگ دیگری مانند دروغ مبتلا ساخت، و این دروغ چه پیامدهای ناگواری بجا نهاد.

مباحث مهم دیگری در باره انگیزه های دروغگویی، آثار و پیامدهای دروغ مثل «رسوایی دروغگو»، «بی اعتمادی به دروغگو در جامعه»، «تکرار دروغ و انجام گناهان دیگر به منظور برملانشدن دروغ»، «نفاق و دورویی»، «محرومیت از هدایت» و «لعن و نفرین الهی»، در قرآن به چشم می خورد که فرصت دیگری لازم دارد.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
خداوندا به من قلب وروحیه ای عنایت کن.
تا برای تکه ای  نان. و نام. نزد تو شرمنده نباشم.
تنها بتو تکیه کرده ام چون فقط ترا برای
همه ی داشته ها ونداشته هایم کافی میدانم.
وسپاسگذارم.که مورد توجهت قرار گرفته ام.
برای امتحانهای  سخت. و خداوندا به من توان وقدرتی
کرامت کن تا بپذیرم انچه را که نمی دانم و شجاعتی ده
تا تعقیر دهم انچه را که میتوانم  وبینشی عنایت کن تا فرق
این دو را بدانم  ومرا فهمی کرامت کن تا متوقع نباشم  که 
دنیا و مردم مطابق میل من رفتار کنند.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

برادر محمود احمدی نژاد ساعاتی پیش بر اثر سکته قلبی در بیمارستانبستری شد.

 حال داود احمدی‌نژاد مساعد نیست و در بخش ICU بیمارستان نیکان تهران بستری شده است.


خانواده داوود احمدی نژاد از مردم خواسته است برای شفای او دعا کنند.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
نویسنده: حبیب اله بهرامی - سه‌شنبه ٤ آبان ،۱۳٩٥

اگر رییس جمهور شویم چه کارهایی می کنیم؟

سردار" دامن باغ"جانباز:


مسوولان برای خدمت به مردم باید به راه"مالک" بروند

داشتم با خود فکر می کردم که اگر روزی رییس جمهوری شوم چه کارهایی می کنم؛ اما از همان ابتدای راه، بازگشتم و به راه حضرت مولوی رفتم و با خود گفتم: "هر کسی را بهر کاری ساختند/ میل آن را در دلش انداختند/ دست و پا بی میل جنبان کی شود/خار وخس بی آب و بادی کی رود..."

 اما به دنیای اینترنت که پا گذاشتم و به گشت و گذار مشغول شدم، چشمم افتاد به یادداشتی از یک برادر جانباز از طایفه سرحدی منطقه سرحد سیستان و بلوچستان ایران. نیاکان بختیاری سردارجانباز"محمد دامن باغ"-که تفکرى به وسعت اقیانوس دارد- بیش از 300 سال پیش به منطقه سرحد سیستان و بلوچستان کوچ کردند و او -که اصالتا از بزرگان بختیاری است- اعتقاد دارد: "نگاه یکسانی به همه اقوام دارد..."

سردارجانباز"محمد دامن باغ"- که سابقه ۲۷ سال بسیج و۳۰ سال خدمت نظامى را در کارنامه خود دارد و هم اکنون به عنوان دبیر کل جبهه فراکشورى وحدت آفرینان ایران مقتدر در استان گلستان فعالیت دارد- تاکید می کند:"مسوولان نظام اگر می خواهند به مردم خدمت کنند باید راه جناب مالک را بروند. اگرغیر از این باشد خائن و دروغ گو و همراه دشمن و درپی ضربه زدن به اسلام وارزش ها هستند."

به گزارش پایگاه عدالت خواهان؛"این فعال سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نوشته است:

"در همه کشورهای پیشرفته سیاست و اقتصاد و مدیریت قاطع، عامل ثبات و پیشرفت آن کشور است. تقسیم صحیح سرمایه و حمایت از بازار تولید و استفاده مطلوب از نیروی کار و اشراف برامور و فرهنگ سازی و نگاه درست به طبقات ضعیف تاثیر به سزایی در رونق اقتصادی و بهبود امور مردم دارد که متاسفانه در جوامع بشری امروز یا این نگاه اصلا دیده نمی شود یا بسیار کمرنگ دیده می شود و همین امر باعث شکاف طبقاتی شده و تجمیع سرمایه در کف عده ای خاص است که در دراز مدت باعث ناهنجاری های فراوان مانند بزه کاری و بهم ریختگی فرهنگی و اقتصادی و بالا رفتن آمار جرم و جنایت و طلاق و غیره خواهد شد...

در یک کلام: من اگر رییس جمهور شوم دستان چنگ اندازان به بیت المال را از آرنج قطع خواهم کرد. با احدی در هر پست و مقام و منصب و لباسی که باشد لحظه ای مماشات نخواهم کرد و عدالت را بر همگان یک سان جاری می کنم.

افراد محروم و طبقه ضعیف بخصوص افرادی که زمینه ساز انقلاب شدند و مدافع آن هستند و کسانی که در جنگ هشت ساله برای کشور افتخار و آبرو به ارمغان آوردند را مورد نوازش قرار داده و تکریم خواهم کرد و بسیاری از قوانین و سیاست های جاری را  که با آن مخالفم که مانع و باعث رشد نیافتگی کشور شده است را برخواهم چید .

هنوز یادمان نرفته چگونه همرزمان مان دراغوش مان جان دادند و بسیاری تکه تکه شدند. هنوز هم خیل عظیمی از یاران عزیزمان مفقودند. هرگز نخواهیم گذاشت این خون های پاک توسط عده ای از خدا بی خبر به بازی گرفته شده و به هدر رود. ما را با این یاران سفرکرده عهد و پیمانی هست که باید به سرانجام برسانیم و ادای دین کنیم. برای همین هم اجازه نخواهیم داد عده ای با ثروت های بادآورده برطبقات ضعیف آقایی و سروری کنند .

دست همه را از غارت و چپاول قطع نموده و نگاه خود را بر محرومان و چرخه تولید کشور و استفاده از مغزهای خلاق و مبتکر و سازنده و سالم و دلسوز معطوف خواهم داشت و کشور را به بهشت برای مردم خداباور و جهنم را برای غارتگران اقتصادی تبدیل خواهم نمود و با فرهنگ سازی درست، اسلام ناب  محمدی (ص) را در قلب ها جاری خواهم کرد .

بنیه دفاعی کشور را قوی و توان خرید مردم را بالا خواهم برد . با تکیه برتوان داخلی و حمایت قاطع و همه جانبه از صنعت و تولید داخلی و یاری کارخانه ها و کارگاه هایی که بدون حمایت ورشکست شده اند به کشور جان تازه ای خواهم بخشید.

هرکدام از مسوولان که در خدمت رونق کشور و سفره های مردم باشند نوازش خواهم کرد و هرمسوولی در هر جایگاهی که باشد و خیانت کند ازکار برکنار و اعدام خواهم کرد.

کشور امروز و در این برهه و شرایط نیاز به حاکم مقتدر دارد تا قوانین به درستی عمل شود و مردم در رفاه باشند . قوانین باید برای همه یک سان باشد. مردم باید قانون را مدافع خود بدانند و مجرمان اقتصادی و اجتماعی را قانون باید بلرزاند و هر یک از مجریان قانون هم که در مسوولیت خود کوتاهی کرد باید به جوخه مرگ سپرده شود یا توبه کند تا عبرت دیگران بشود. شاید برخی فکر کنند این گونه نگاه، نگاه دیکتاتوریست! اما باید بگویم سخت در اشتباه اند این اصل عدالت است و باید اجرا شود.

قانون نباید برای افراد ضعیف و بی پناه بغرد و در مقابل صاحبان زر و زور و تزویر بلرزد. قانون باید برای صاحب منصبان قاطع باشد تا همه احساس آرامش کنند. امیدوارم این نگاه در کشور نهادینه شود.

البته چند مشکل عمده بر سر راه اقتصاد مقاومتی وجود دارد که باید اصلاح شود و به موقع تشریح خواهم کرد.

در بسیاری از قوانین باید بازنگری شوند. بسیاری از ارگان ها و نهادهای موازی که فقط مفت می خورند و بودجه کشور را هدر می دهند یا باید ادغام یامنحل شوند. دولت باید اشراف کامل بر قوانین توسط دستگاه های زیر مجموعه خود داشته باشد و کار را به دیگران نسپارد و خود کلیه مصوبات را به شخصه نظارت کند و به قول های دیگران دل خوش نکند تا بتواند هم به صورت جامع کشور را از بحران مالی نجات دهد و هم اگر خطایی از مسوولی سر زد به شخصه متوجه شود و پیگیر و خاطی را تنبیه کند.

نیاز امروز کشور تولید داخلی و اقتصاد مقاومتی است که می باید از سال ها پیش تحقق می یافت. تقسیم ثروت باید به گونه ای می بود که به اشرافی گری دامن نمی زد و شکاف طبقاتی را عمیق نمی کرد و دفاع از محرومان و مستمندان و قشر آسیب پذیر درشعار خلاصه نمی شد. همه ما در مقابل خداوند یکتا و خون سرخ شهدا مسوول هستیم. حاکمیت باید زمینه ورود دلسوزان را به عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی فراهم کند و الا مسوول است و روزی باید در پیشگاه خدا و مردم پاسخ گو باشد. ظهور اقتصاد پویا با روحیه جهادی و انقلابی و عزم ملی میسر است. اگرخداوند یاری کند و مردم فداکاری.

با توکل به خدا و توجه ولی عصر (عج) فاصله فقیر و غنی به حداقل برسد و ضعفا به آقایی و اغنیا فقرا راتکریم کنند و ثروت عادلانه تقسیم شود.

ما داد ستمدیده گان را از ستمگران باز می ستانیم و نگاه مغرضانه هم نداریم؛ آنچه می گوییم از سر دلسوزی و نگاه منصفانه است که همه دلسوزان نظام باید توجه داشته باشند...

از رافت اسلامی بسیاری در این سال ها سو استفاده کردند. مرفهین بی درد و زجر نکشیده ها و شکم سیرها و نااهلان و جنگ ندیده ها و انقلابی نماها متاسفانه امروز کاسه داغ تر از آش شده اند و با آهنگ اصلاح طلب  و غیره فقط در پی جنگ قدرت  و انباشت ثروت هستند نه رفع مشکلات کشور و مردم! باید حاکمی مقتدر به این خیمه شب بازی ها پایان دهد. با هرمفسده ای از هرکسی در هر لباسی حتی لباس روحانیت. چون بسیاری با سو استفاده حتی در این لباس مقدس خواسته یا نا خواسته اسلام، اعتقادات و عقاید جوانان مردم را هدف قرار داده اند و به دنبال کاسبی وکسب قدرت و ثروت ولابی گری و کارچاق کنی و توصیه گری افتاده اند که باید ضمن برخورد شدید با آنان خلع لباس شوند.

امروز روز خدمت به مردم و انقلاب و تبعیت از ولایت است. نه آسمان و ریسمان کردن  و تعارف و مصلحت اندیشی برای رسیدن به جایگاهی و منکر را معروف و معروف را منکر جلوه دهند...

مسوول نظام اسلامی خود باید ساده زیست باشد. جناب مالک اشتر وقتی از جانب حضرت امیر(ع) به فرمانداری منصوب شدند خطاب به مردم گفتند: امروز با هرچه که دارم آمده ام خدمت کنم و پس از پایان خدمتم اگر چیزی اضافه با خود بردم بدانید که خیانت کرده ام.

 همه ی مسوولان نظام اگر می خواهند به مردم خدمت کنند باید راه جناب مالک را بروند. اگرغیر از این باشد خائن و دروغ گو و همراه دشمن و درپی ضربه زدن به اسلام و ارزش ها هستند. نباید در نظام اسلامی- که حاصل خون هزاران شهید، جانباز و آزاده و ایثارگر و مردمی غیرتمند و ازجان گذشته است و باعث قوت قلب جوانان- جای یکه تازی و مانور وجود داشته باشد.

ساده زیستی باید محور کار همه ی مسوولان باشد. کسی حق ندارد از وسیله دولتی و بیت المال استفاده کند و با سفرهای خارجی با خیل عظیم  دوستان خود بیت المال را هدر دهد. سفرهای استانی که باعث هدر رفتن میلیاردها تومان هزینه بنرها و پوستر و... می شود و در حقیقت می تواند کمک بزرگی برای همان استان باشد، باید لغو شوند. چون بسیاری از هزینه ها از جیب مردم پرداخت می شود.

اگر من رییس جمهور شوم نمی گذارم مردمی که در زرخیز ترین کشور دنیا زندگی می کنند براثر بی مبالاتی، بی مسوولیتی، سهل انگاری، بی خیالی و خوش گذرانی برخی به  این حال روز بیفتد. اگر دست در دست هم دهیم می توانیم کشوری آباد و مقتدر بدون کمک بیگانگان بسازیم. عزم ملی، جهاد اقتصادی و فرهنگی، باور کردن جوانان،  ورود دلسوزان به عرصه های مختلف، دوری از سیاست بازی و سیاه نمایی و عمل کردن به فرامین رهبری تنها راه برون رفت از مشکلات است.

ممکن است کسانی زمزمه می کنند این جانب سمت های اجرایی نداشته ام؛ اما من می آیم تا به این خودسری ها و لابی گری ها پایان دهم. کاری خواهم کرد که مسوولان در پیشگاه ملت پاسخ گو شوند که در دوره ی تصدی خود کدام مانعی را از سر راه مردم برداشته اند. شعار ما عدالت، مستضعفین و ولایت است. از هرکسی به امور کشور داری مسلط تریم. درد امروز جامعه ما رزومه های کذایی نیست. معاش و معاد مردم و صلابت و عزت کشور و اقایی درد کشیدگان است. ما برنامه های جامعی برای خروج از رکود وتعامل با کشورهای دوست و بی اعتنایی به ستمگران وزورگویان داریم.

پرچم اسلام و ایران به یاری خدا و همت جوانان در جهان خواهد درخشید. امروز به حمدالله عوام ما صد قدم از خواص جلوتر حرکت می کنند و دلسوزان را از حرافان به خوبی تشخیص می دهند. یک سال مراجع معظم تقلید و حضرت اقا و شورای نگهبان به ما اعتماد کنند بعد حلاوت و شیرینی را درکام مردم و چهره بشاش و انقلابی جوانان و شکوفایی کشور و دریوزه گی دشمن ببینند.

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم.

فلک را سقف بگشاییم و طرحی نو در اندازیم.

ما آمده ایم این نیمه جان را هم فدای اسلام و قران و مستضعفین، رهبری و ولی عصر(عج) نماییم. هرکه دارد سر همراهی ما بسم ا...

باید به جای غدیر سرایی، غدیر شناس باشیم و به منشور عاشورا عمل کنیم .

درخت تنومند انقلاب باید هرس شود. نااهلان شکم پرست را باید به  سیره ی امام علی (ع) آشنا کرد. دشمن از سلاح های نظامی ما نمی ترسد. آنچه موجب ترس و وحشت و نگرانی استکبار است روحیه ی شهادت طلبی، تقوا، شجاعت، ولایت پذیری و حب وطن و ایمان به هدف مقدس است که پشت دشمن را می لرزاند. فرزندان ما، فرزند پدرانی هستند که با دست خالی و نیروی ایمان پوزه دشمنان را به خاک مالیدند. اگر جوانان خود را باور کنیم و میدان بدهیم، هیچ قدرت نظامی توان رویارویی با ما را نخواهد داشت



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

علی (ع) را جز خدا کسی نمی شناخت. او را هرگز تا روز حشر کسی نمی شناسد .فقط علی (ع) خود.و خدایش میداند علی(ع)کیست.

چرا امام علی (ع)بعداز جریان سقیفه از آیات قرآن خصوصا آیه 3سوره مائده که درمورد واقعه غدیر خم است به نفع خود استدلال نکردند،اما حضرت زهرا(س)بعداز غصب فدک وحقشان به مسجد رفته وباآیات الهی استدلال نمودند.

چون امیر مومنان حضرت علی (ع) اعتنایی به دنیا نداشتند.برای همین ازحق خود دفاع نکردند.
اما در مقابل حق دیگران همیشه افروخته بودند.
ونمیگذاشتند حق مظلومی پایمال شود.
اگر نصیحت اثر نمیکرد با شمشیر حق مظلوم را می گرفتند.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

شنیدستم که مجنون جگر خون

چو زد زین دار فانی خیمه بیرون

دم آخر کشید از سینه فریاد

زمین بوسید و لیلی گفت و جان داد

هواداران زمژگان خون فشاندند

کفن کردند و در خاکش نهادند

شب قبر از برای پرسش دین

ملائک آمدند او را به بالین

بکف هر یک عمود آتشینی

که ربت کیست دینت چه دینی است

دلی جویای لیلی از چپ و راست

چو بانگ قم به اذن الله برخاست

چو پرسیدند من ربک ز آغاز

بجز لیلی نیامد از وی آواز

بگفتا کیست ربت گفت لیلی

که جانم در ره جانش طفیلی

بگفتندش به دینت بود میلی

بگفتا آری آری عشق لیلی

بگفتندش بگو از قبله خویش

بگفت ابروی آن یار وفا کیش

بگفتند از کتاب خود بگو باز

بگفتا نامه آن یار طناز

بگفتندش رسولت کیست ناچار

بگفت آن کس که پیغام آرد از یار

بگفتند از امام خویش می گوی

بگفت آن کس که روی آرد بدان کوی

بگفتند از طریق اعتقادات

بگو از عدل و توحید و معادات

بگفتا هست در توحید این راز

که لیلی را به خوبی نیست انباز

بود عدل آنکه دارم جرم بسیار

ازآن هستم به هجرانش گرفتار

بخنده آمدند آن دو فرشته

عمود آتشین در کف گرفته

ندا آمد که دست از وی بدارید

به لیلی در بهشتش وا گذارید

که او را نشئه ای از جانب ماست

که من خود لیلی و او عاشق ماست

شنیدم گفت مجنون دل افکار

ملائک را سپس فرمود آن یار

تو پنداری که من لیلی پرستم

من آن لیلای لیلی می پرستم

کسی را کو به جان عشق آتش افروخت

وفاداری زمجنون باید آموخت

به مجنون گفت روزی ساربانی
چرا بیهوده در صحرا دوانی
اگربا لیلی ات بودی سروکار
من اورا دیدمش بادیگری یار
سرزلفش به دست دیگران است
تورا بیهوده در صحرا دوان است
ازحرف ساربان مجنون فغان کرد
جوابش این رباعی رابیان کرد
درعقد بی ثمر هر کس نشاید
دوای درد مجنون را بداند
میان عاشق و معشوق رمزی است
چه داند آنکه اشتر میچراند
به مجنون گفت کاخر بداختر
گناهی از محبت نیست بدتر
تو را ایزد به توبه امر فرمود
برو از عشق لیلا توبه کن زود
چو بشنید این سخن مجنون فغان کرد
به زاری سر به سوی آسمان کرد
بگفتا توبه کردم توبه اول
زهر چیزی به غیر از عشق لیلا
عکس عاشقانه لیلی و مجنون
شنیدم که مجنون دل افکار
چو شد از مردن لیلی خبردار
گریبان چاک زد تا وصل دامان
به سوی تربت لیلی شتابان
در آنجاکودکی دید ایستاده
به لب مهر خموشی برنهاده
سراغ قبر لیلی را از او جست
پس آن کودک بدو خندید و چون گفت
تو را گر عشق لیلی مینمودی
تمنائی چنین کی مینمودی
در این صحرا به جا جستجو کن
زهر خاکی کفی بر دار و بو کن
از آن تربت که بوی عشق برخاست
یقین دان تربت لیلی همانجاست
دید مجنون را یکی صحرا نورد

در میان بادیه بنشسته فرد

کرده صفحه ریگ وانگشتان قلم

میزند با اشک خونین این رقم

گفت ای مجنون شیدا چیست این

مینویسی نامه بهر کیست این

کی به لوح ریگ باقی ماندش

تا کس دیگر پس از تو خواندش

گفت مشق نام لیلی میکنم

خاطر خود را تسلی میکنم

مینویسم نامش اول وز قفا

مینگارم نامه عشق و وفا

نیست جز نامی از او دست من

زان بلندی یافت قدر پست من

نا چشیده جرعه ای از جام او

عشق بازی میکنم با نام او



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 24 دی 1395

به مجــــــــنون گفت روزی عیب جویی

که پیدا کن به از لیــــــــــــــــــــلی نکویی

که لیلی گرچه در چشم تو حوری است

به هر جزئی زحسن او قصـــــــــــوری است

ز حرف عیب جو مجــــــــــنون برآشفت

در آن آشــفتگی خنـــــــــــدان شد و گفت

:اگر در دیده ی مجـــــــــــــنون نشینی

به غیر از خوبی لیــــــــــــــــــــلی نبینی

تو کی دانی که لیلی چون نکویی است

کزو چشـــــمت همین بر زلف و رویی است

تو قد بینی و مجــــــــــــــنون جلوه ناز

تو چشــم و او نگاه نـــــــــــــــــــــاوک انداز

تو مو بینی و مجــــــــــــنون پیچش مو

تو ابـــــــــرو، او اشـــــارت هــای ابـــــــــرو

دل مجــــــنون زشکّر خنده، خون است

تو لــب می بینی و دنــدان که چون اوست

کسی کاو را تو لیـــــــــلی کرده ای نام

نه آن لیــــــــــــلی است کز من برده آرام

اگر می بود لیــــــــــــــــلی بد نمی بود

تــــرا رد کــــــــــــــردن او حـــــــد نمی بود




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

مکش به­ خون، پر و بالم که من هرآن­چه پریدم

به غیر گوشـــه­ ی بامت نشیمنی نگزیـدم

هـزار دانه فشاندند و رامشان نشـدم مـن

هـزار سـنگ به بالـم زدی و مـن نپریـدم

ندیدم آن­که توانم بـه او گـریختن از تـو

که بود دام تو گسترده هر طرف که دویدم

نظاره­ ی گل و گشت چمن به مرغ­ چمن خوش

که مـن به دام فـتادم چـو، زآشـیانه پریـدم

سـزد اگر نفروشم غـم تو را بـه دو عـالم

که نقد عمـر ، ز کف دادم و غـم تو خریـدم

مرا به جرم چه کردی برون ز گلشن کـویت؟

بری ز نخل تو خوردم؟گلی ز شاخ تو چیدم؟

وطـن به بـیدگل امّا کسی ندیـده صباحی

به دست شاخه ی گل یا به فرق سایه ی بیدم

شعر از : صباحی بیدگلی یا صباحی 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

دبیر کل سابق سازمان ملل گفت: از اتهامات رشوه خواری که توسط دادستان‌های آمریکایی علیه برادر و برادرزاده اش مطرح شده، بهت زده و شرمسار است.

"بان کی مون دبیر کل سابق سازمان ملل که انتظار می رود در رقابت های انتخابات ریاست جمهوری کره جنوبی شرکت کند، در سخنانی تاکید کرد: به خاطر اتهامات رشوه خواری علیه برادر و برادرزاده‌ام کاملا "بهت زده و شرمسار" هستم.

بان کی ‌سانگ، برادر کوچک ‌تر بان کی‌ مون که مدیر ارشد یک شرکت بزرگ ساخت‌ وساز در کره جنوبی است و پسرش جو هیون بان، کارگزار املاک و مستغلات نیویورک، سه ‌شنبه در دادگاه فدرال منهتن در نیویورک حاضر شدند تا به اتهام رشوه‌ دهی پاسخ دهند.

دادستان‌ های امریکا برادر و برادرزاده بان کی‌مون را به رشوه‌ دادن به یک مقام رسمی اهل یک کشور خاورمیانه‌ از طریق یک واسطه امریکایی متهم کرده ‌اند. ظاهرا این مقام رسمی قرار بود با دریافت رشوه از بودجه دولتی برای خرید پروژه ساختمانی آنان استفاده کند.

دادستان‌ ها می ‌گویند که در اوایل سال ۲۰۱۳ شرکت ساخت ‌وساز کینگنام کره جنوبی که برادر کوچک‌ تر بان کی‌مون، مسئول اجرایی آن بوده، با افزایش بدهی مواجه شده بود و می‌ خواسته ساختمان ۸۰۰ میلیون دلاری ‌اش را در هانوی، پایتخت ویتنام بفروشد.

بان کی مون افزود: من از اینکه اعضای نزدیک خانواده ام در چنین چیزی دست داشته اند، بهت زده و شرمسار هستم. من مطلقا اطلاعی از این مساله نداشتم.

بان کی مون که مدتی وزیر خارجه کره جنوبی بوده است، هنوز به طور رسمی تمایل خود را برای شرکت در رقابت های انتخابات ریاست جمهوری اعلام نکرده است.

این در شرایطی است که پارک گئون هائه رئیس جمهور کره جنوبی توسط نمایندگان پارلمان استیضاح شده و دادگاه قانون اساسی ۱۸۰ روز فرصت دارد تا درباره این مساله تصمیم گیری کند.

بر اساس کیفر خواست دادستان های آمریکایی، مبلغ ۵۰۰ هزار دلار به‌ عنوان رشوه اولیه به تاجری امریکایی به نام مالکوم هریس که خود را مقام دولتی معرفی کرده بود، داده شده و قرار بوده ۲ میلیون دلار دیگر هم در مراحل بعدی پرداخت شود.

محمد دامن باغ.

بخورید .بدزدید وببرید غارت کنید و بعد با یک .

عذر خواهی ماس مالی کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

باید دقت کرد که تضاد بین دین و دنیا چیست؟ آیا مومنان از خواب و خوراک منع شده اند؟ آیا مومنان نمی توانند خانواده تشکیل دهند و با اقوام و دوستان معاشرت کنند؟ آیا مومنان نمی توانند شادی کنند و به تفریح بپردازند؟ آیا لذت و تمایلی در انسان وجود دارد که مومن به طور کامل از آن منع شده باشد؟ یا ...

اگر اندکی بنگریم، می بینیم که در این ظواهر دنیوی فرقی بین مومن و کافر نیست. اگر فقر وجود دارد، کافر فقیر هم داریم، کما اینکه مومن فقیر هم داریم. اگر بیماری وجود دارد، کافر بیمار هم داریم کما اینکه مومن بیمار هم داریم.

با این حال احساس تعارض بین دنیا و آخرت، احساس غلطی نیست کما اینکه امام على علیه السلام می فرمایند : همچنان كه روز و شب با هم جمع نمى شوند، خدا دوستى و دنیا دوستى نیز با هم گرد نمى آیند. (غرر الحكم : ٧٢١٩٩)

و سر مطلب در نوع نگاه انسان به دنیا است. که به دنیا چگونه بنگریم. آن را وسیله بدانیم یا هدف! که هر دو نوع نگاه ممکن است. مثلا یک وقت انسان با عینک نگاه می کند و عینک را وسیله قرار می دهد که در نتیجه آنچه پیش روی دارد، می بیند. اما یک وقت به جای آنکه با عینک نگاه کند، به عینک نگاه می کند. و در این حال جز عینک نمی بیند. در حالی که وقتی عینک را وسیله قرار داده بود، اصلا متوجه عینک نبود و چه بسا شیشه عینک کثیف بوده و متوجه آن نشده، یا عینک بر روی چشمانش بوده و دنبالش می گشته است.  

درباره دنیا نیز همین گونه است. کسی که دنیا را وسیله می بیند، با آن آخرت را به دست می آورد. و دنیا برای او بهترین بازار کسب سود است. اما کسی که دنیا را هدف قرار داده، نه تنها آخرت خود را آباد نکرده، بلکه خروج از دنیا و رفتن به سوی آخرت، برایش عذابی دردناک است. و همه متون دینی همین نکته را به ما می گویند که اگر دنیا هدف نباشد، بهترین چیز است:

امام على علیه السلام : دنیا چه سراى نیكویى است براى كسى كه آن را خانه [همیشگى ]خویش نداند و چه جایگاه خوبى است براى كسى كه آن را وطن خود قرار ندهد(نهج البلاغة : الخطبة ٢٢٣)

امام على علیه السلام : بد سرایى است دنیا براى كسى كه خود را در آن [براى آخرت ]آماده نكند و در آن بیمناك نباشد . (بحار الأنوار : ٧٣/٩٨/٨٢)

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : به دنیا ناسزا مگویید كه آن نیكو مَركبى است براى مؤمن ؛ زیرا به وسیله آن به خیر و خوبى مى رسد و از شرّ و بدى مى رهد . (بحار الأنوار: ٧٧/١٧٨/١٠)

بنابراین آخرت جویی با دنیا، یک نوع جهت گیری است که ضمن اشتراکات بسیار با کفار در بهره مندی از دنیا، فقط در بعضی مقاطع انسان باید ضوابطی را رعایت کند. که اگر دقت کند، آن ضوابط هیچ محرومیتی برای او به ارمغان نیاورده، بلکه او را از یک مریضی دور می کند. چون دنیا دوستی همیشه با خود طمع را به همراه می آورد. (پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: تنبیه الخواطر : ٢/١٢٢) و طمع چیزی نیست که بهره بیشتری نصیب انسان کند. بلکه تنها سبب می شود از داشته های خود بهره نبرد و جمع کننده ای برای دیگران باشد. حال آنکه اگر به اندازه نیاز خودش از دنیا استفاده می کرد، و جهت الهی را رعایت می کرد، همان بهره بردن از دنیا هم می توانست برای او ثواب و عبادت محسوب شود. تا آن جا که کسب معیشت از بزرگترین عبادات است، یا ازدواج مقدس و آسمانی است و ....

در پایان حدیثی نقل می کنیم که  ابى یعفور می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض كردم : ما دنیا را دوست داریم . امام (ع) فرمود : تا با آن چه كنى؟ عرض كردم : ازدواج كنم ، حج بروم ، خرج خانواده ام را بدهم ، به برادرانم رسیدگى كنم و صدقه بدهم . حضرت فرمود : این از دنیا نیست، این از آخرت است . (بحار الأنوار : ٧٣/١٠٦/١٠٤٤)

 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

 

تصاویری از پوشش جدید مقبره امام حسین(ع) منتشر شد. مقبره مطهر امام حسین(ع) که در داخل ضریح فلزی قرار دارد از پارچه‌هایی که مزین به آیات قرآن و اسماءالحسنی است، پوشیده شده است..میباشد.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 مراسم ترحیم و بزرگداشت رئیس فقید مجمع تشخیص  مصلحت نظام حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی (رحمة‌الله‌علیه) از سوی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در حسینیه‌ی امام خمینی (رحمةالله‌علیه) و با حضور ایشان برگزار شد.
به گزارش گروه سیاسی  مراسم ترحیم رفیق دیرین و همسنگر دوران مبارزات و همکار نزدیک دوران جمهوری اسلامی حضرت حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی (رحمةالله‌علیه) رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی در حسینیه‌ی امام خمینی (رحمه‌الله) با حضور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای برگزار شد.

در این مراسم که اعضای خانواده و بستگان حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی، رؤسای قوای سه‌گانه، مسئولان کشوری و لشکری و قشرهای مختلف مردم حضور داشتند، قاریان، آیاتی از کلام‌الله مجید را تلاوت کردند و ذاکران اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به مداحی پرداختند.

در این مراسم، آیت‌الله موحدی کرمانی در سخنانی، ایمان به خدا و ایستادگی در راه حق را مهم‌ترین ویژگیِ رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام دانست و افزود: ملت قدرشناس ایران هرگز مبارزات آن یار دیرین امام و رهبری در مقابل طاغوت‌های زمان یعنی رژیم پهلوی و جبهه‌ی استکبار و همچنین خدمات و مسئولیت‌های او در مقاطع مختلفی مانند دفاع مقدس، مجلس شورای اسلامی، ریاست جمهوری و مجمع تشخیص مصلحت نظام را از یاد نخواهند برد.

وی با اشاره به مصلحت مهم حفظ انسجام ملی و حساسیت آن یار صمیمی انقلاب بر حفاظت از مصالح نظام، افزود: در نظام اسلامی، فصل‌الخطاب مقام معظم رهبری است و ایشان نیز همواره تأکید داشت که در مقام عمل، همگی باید رهرو و مطیع رهبری باشیم.


مراسم بزرگداشت حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی در حسینیه امام خمینی

مراسم بزرگداشت حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی در حسینیه امام خمینی

مراسم بزرگداشت حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی در حسینیه امام خمینی

مراسم بزرگداشت حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی در حسینیه امام خمینی

مراسم بزرگداشت حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی در حسینیه امام خمینی

مراسم بزرگداشت حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی در حسینیه امام خمینی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

فائزه رفسنجانی . خبر دعوت از سوی وی برای تجمع مردمی در عصر امروز را تکذیب کرد.

جاما."به نقل از ایسنا،‌ در پی انتشار شایعه‌ای در شبکه‌های اجتماعی مبنی بر سخنان دختر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در دعوت به تجمع در عصر امروز، وی این شایعات را تکذیب کرد.

"فائزه هاشمی گفت: پس از خاکسپاری پدرم، هیچ برنامه‌ای وجود ندارد و فردا مراسم رسمی برگزار خواهد شد.

دختر آیت‌الله هاشمی با دعوت مردم و علاقمندان آیت‌الله هاشمی به آرامش، حضور در هرگونه تجمع خیابانی را رد کرد.

ساعتی پیش خبر تجمع عمومی به دعوت فرزند آیت‌الله هاشمی در برابر دانشگاه تهران منتشر شد.

 صبح فردا ـ چهارشنبه ۲۲ دی ـ مراسم بزرگداشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به دعوت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب در حسینیه امام خمینی(ره) برگزار می‌شود




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

مراسم تشییع آیت الله هاشمی رفسنجانی صبح بیست و یکم دی با اقامه نماز به امامت رهبر معظم انقلاب در دانشگاه تهران برگزار شد.

 

 http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1395/10/21/13951021000174636196419813492909_92457_PhotoL.jpg

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1395/10/21/13951021000174636196419810368054_63321_PhotoL.jpg

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1395/10/21/13951021000174636196458160301740_62804_PhotoL.jpg

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1395/10/21/13951021000174636196419805055988_22332_PhotoL.jpg

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1395/10/21/13951021000174636196419808024134_71267_PhotoL.jpg

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1395/10/21/13951021000174636196432780085759_17899_PhotoL.jpg

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1395/10/21/13951021000174636196444123863041_62160_PhotoL.jpg

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1395/10/21/13951021000174636196432770085795_90041_PhotoL.jpg

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1395/10/21/13951021000174636196432773367133_69367_PhotoL.jpg

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1395/10/21/13951021000174636196432775398308_55773_PhotoL.jpg

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1395/10/21/13951021000174636196432777429918_60377_PhotoL.jpg

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1395/10/21/13951021000174636196444127300088_25293_PhotoL.jpg

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1395/10/21/13951021000174636196444130581416_99322_PhotoL.jpg

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1395/10/21/13951021000174636196444133706916_10423_PhotoL.jpg

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1395/10/21/13951021000174636196444136206198_43209_PhotoL.jpg

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1395/10/21/13951021000174636196458162801687_75311_PhotoL.jpg



با ارزوی علو درجات برای رکن رکین انقلاب.  مرحوم شادروان ریاست فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام.

افرین بر مردم قدر شناس ایران اسلامی که ثابت کردند قدر پیش کسوتان خود را میدانند . وهمیشه در صحنه های انقلاب حاضرند.

فرزندان جناب حاج اقا هاشمی رفسنجانی باید قدر مردم ورهبری را چون گذشته بدانند.و لحظه ای خود را از انقلاب وارزشها جدا ندانند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 163 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی