جاما ( جبهه اتحاد مردم ایران )
پادشاه باش حتی اگر قلمروات به اندازه عرض شانه هایت باشد
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محمد دامن باغ
نویسندگان

 مسئول  جمهوری اسلامی باید دست کارگر را ببوسد نه دست سرمایه دار را.

تقوا چیست و سازو کارش کدام است.
تقوا یعنی خویشتنداری و خویشتن بانی ،یعنی انسان متقی کسی است که مواظب اعمال خویش ،رفتار خویش و عملکرد خویش باشد.یعنی انسان باید نگهبان خودش باشد در راه رضای خدا قدم بردارد و دنبال رضای خدا باشد.کسی که مواظب اعمال و رفتار خودش باشد،اعمال و رفتار و نیات خود را با فرمان الهی و اوامر الهی و رضای الهی تطبیق دهد متقی است.پس ما هم نگهبان اعمال خود باشیم خویشن بان باشیم ،خویشتندار باشیم،خود را به محاسبه بکشیم از اعمال خود محاسبه کنیم در روایت داریم حاسبوا انفسكم قبل أن تحاسبوا باید خود را به حساب بکشانید قبل از اینکه به حسابتان بکشانند، هر شب بررسی کنیم اعمال ٢٤ ساعت گذشته مان چگونه بوده است،عملکرد یک سال گذشته مان را بررسی کنیم در مسیر رضای الهی بوده یا نبوده است  این نگهبانی این نگاهبانی این محاسبه راه رسیدن به تقوای الهی است.


اگر به دنبال تقوا هستیم باید زندگی زهرای مرضیه را الگوی خودمان قرار بدهیم که در آستانه ولادت با سعادت حضرت زهرای مرضیه و خلف صالح اش امام راحل (ره) هستیم.
زهرای مرضیه زن کامله و همسری ایده آل و مادر نمونه عالم بوده اند که روز ولادتش روز مادر و هفته ولادتش هفته زن نامگذاری شده است.که به همه شیعیان، خصوصا مادران و زنان نمونه جامعه اسلامی تبریک می گویم که این نامگذاری به این معنا است که زندگی زهرا،منش زهرا،روش زهرا،رفتار زهرای مرضیه الگوی زنان جامعه ما باشد حجاب زهرا، شوهرداری زهرا، تربیت فرزندان، حضور در صحنه و حمایت از ولایت بیداری و آگاهی، بصیرت و دانایی بایستی سرمشق زندگی امروز جامعه ما باشد.
آن روز زهرای مرضیه برای دغدغه های ولایت قدم برمی داشت و حرکت می کرد امروز ببینیم خواسته های عزیز رهبرمان از مردم و از مسئولین چیست؟ دغدغه های رهبری را در این روزهای آخر سال در چند نکته خلاصه می کنم.


نکته اول اینکه مسئولین باید برای حل مشکل مردم تلاش کنند؛که لازمه اش اجرایی شدن شعار سال بود،این شعار سال در شعار ماند،اگر اقدام و عمل در اقتصاد مقاومتی اجرایی می شد اثر آن کم شدن مشکلات معیشتی مردم بود اینکه مسئولین گزارش می دهند که ما سیاست های اقتصاد مقاومتی را اجرایی کردیم عملیاتی نمودیم و ما پیروز در اقتصاد مقاومتی هستیم این فقط ادعایی بیش نیست،چون در پایان سال فرماندهی کل قوا، رهبری معظم، ولی واجب الطاعه از شعار سال سخن می فرماید و گلایه دارند که این گزارش ها نمی تواند جای واقعیت عینی و محسوس را برای مردم بگیرد صرف آمار و ارقامی که در مورد کارها که بیان شد نمی توان گفت اهداف اقتصادمقاومتی محقق شده است بلکه دستگاه های مختلف وظایف معمول خود را در غالب اقتصاد مقاومتی گزارش می دهند که این خواست رهبری نیست.در صورتی که باید اقتصادمقاومتی برای مردم ملموس و عینی باشد که مردم آثار اقتصادمقاومتی را در زندگی خود احساس کنند. احساس آن رفع مشکل معیشتی است.رهبری معظم با صراحت بیان فرمودند آنچه که تاکنون صورت گرفته است در راستای اقتصادمقاومتی نبود،حضرت آقا در عملکرد دولت در زمینه اقتصادمقاومتی در سال ٩٤ و در سال ٩٥ در هفته گذشته اظهار نارضایتی کردند و فرمودند "در سال ٩٤ که اقتصادمقاومتی مورد تاکید قرار گرفته بود حرکت مطلوبی در عمل شکل نگرفت و سال ٩٥ را سال اقدام و عمل در اقتصادمقاومتی نامگذاری کردیم چیزی در زندگی مردم قابل لمس نیست چون اگر کارها در راستای اقتصادمقاومتی انجام می شد امروز تفاوت محسوسی را در اوضاع اقتصادی کشور و در زندگی مردم شاهد بودیم و مشکل معیشتی مردم حل می شد اما امروز شکایت مردم از اوضاع اقتصادی به دست ما می رسد پس معلوم است در اقتصادمقاومتی موفق نشدیم.این گلایه رهبری از مسئولین است.
نکته دوم اینکه احساس مسئولیت ،مسئولان نظام امری فوری ضروری و واجب شرعی است.ولی امر مسلمین جهان، مرجع تقلید شیعیان بر اساس اسلام، این حکم را بیان فرمودند که دستور اسلام این است که مسئولین نظام اسلامی در مقابل خدا و مردم باید پاسخگو باشند.
رهبری معظم فرمودند"درقبال مسائل فرهنگی و معیشت مردم به شدت مسئول هستیم(تکبیرحضار)
رهبری فرمودند:در مسائل فرهنگی و معیشت مردم به شدت مسئول هستیم حتی اگر یک جوان مومن در اثر عملکرد ما خدای ناکرده از راه منحرف شد ما مسئول هستیم.پس این به این معناست که :

اولا:پاسخگویی مسئولین حق مردم است از رئیس جمهور و عوامل اجرایی استان ها و شهرستان ها، تا نماینده مردم در مجلس و شوراهای شهر و روستا، شهردارى و دهیاری ها در قبال عملکرد خود نسبت به این مردم باید پاسخگو باشند.نباید نسبت به جلسه پرسش و پاسخ بترسند و از رویارویی با سئوالات مردم در هراس باشند آن کس که عملکرد درست د
ارد سربلند در مقابل مردم و پاسخگو است آن کس که عملکرد درستی ندارد و وعده های سرخرمن داده و عمل نکرده است نمی تواند در مقابل مردم قرار بگیرد در صورتی که مسئولین باید در برابر مردم خاضعانه پاسخگو باشند و بهتر عمل کنند.


ثانیا: رهبر عظیم الشان فرمودند: در قبال مسائل فرهنگی هم باید پاسخگو باشیم.امروز برخی می گویند ما گشت ارشاد نمی خواهیم،ما امربه معروف و نهی ازمنکر نمی خواهیم، برخی تفکرات این است که ما ضامن بهشت و جهنم مردم نیستیم ما نباید مردم را به زور به بهشت ببریم در صورتی که اسلام به مسئولین نظام اسلامی امر می کند که مردم را به سوی بهشت بکشانید.


حتی خدا در قرآن مجید همه مسئولین را امر به اقامه دین می کند آنجایی که می فرماید(( الَّذینَ إِن مَكَّنّاهُم فِی الأَرضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكاةَ وَأَمَروا بِالمَعروفِ وَنَهَوا عَنِ المُنكَرِ)) ما به آنهایی که در دنیا مکنت دادیم در روی زمین مسئولیت دادیم باید نماز را زنده کنند مسئولین باید نماز را اقامه کنند نه اینکه فقط نماز بخوانند که همه باید نماز بخوانند بلکه مسولین باید پرچم نماز را بلند کنند فرهنگ نماز را احیاء کنند مانند آقا امام حسین که می توانست در روز عاشورا در گوشه خیمه اش نماز بخواند اما می آید در بحبوحه جنگ در مقابل جمعیت و لشکر دشمن به صورت جماعت با یارانش نماز می خواند که دو نفر از محافظین شان به شهادت می رسند.و می فرمایند: ما برای نماز می جنگیم.امام حسین می خواست فرهنگ نماز، فرهنگ دین و دیانت را زنده کند مسئولین ما با شرکت در نمازهای جماعات محله خودشان و با شرکت در نمازهای جمعه شهرستان تحت مسئولیت خودشان و با برنامه های فرهنگی، نماز را و فرهنگ نماز را احیا و اقامه کنند و اگر این کار را نکنند مسئولند خدا می فرماید.مسئولینی که ما در روی زمین به آنها مکنت و قدرت دادیم باید در راه اقامه نماز حرکت کنند(( الَّذینَ إِن مَكَّنّاهُم فِی الأَرضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكاةَ)) باید دین را، احکام دین را، خمس را و زکات را احیاء کنند ((وَأَمَروا بِالمَعروفِ وَنَهَوا عَنِ المُنكَرِ ))همه مسئولین باید در احیای امربه معروف و نهی ازمنکر تلاش کند نه اینکه امروز مسئولین ما به بهانه توریستی بودن شهرستان در بحث امربه معروف و نهی ازمنکر قدم جدی برندارند و طوری عمل کنند که به پَرِ شورتک و لباسِ رکابی آن مردک بی ادبی که در این شهرستان، به همه ما بی حرمتی می کند و جولان می دهد برنخورد و آن زن بدحجابی که با آرایش غلیظ و لباس نیمه عریان در شهر ما و جلوی چشمان ما مانور می دهد و جوانان جامعه ما را به انحراف می کشاند و حجاب و عفاف و دیانت ما را لگدمال می کند اهانت نشود می گویند طوری رفتار کنید که به پوزشان برنخورد ! می گویند می روند و برنمی گردند! خوب برنگردند.


 هرچه ما تلاش می کنیم كه جوانان جامعه بر اساس اسلام تربیت شوند کارهای فرهنگی می کنیم ایام عید نوروز كه می شود و یا تابستان می شود همه از راه بدر می شوند و همه رشته ها پنبه مى شود در صورتی که رهبری می فرمایند: اگر مسئولین در این امر کوتاهی کنند و جوانان منحرف شوند باید پاسخگو باشیم.


ثالثا : اگر مسئولین در معیشت مردم کوتاهی کنند و جوانی منحرف شود باید پاسخگو باشیم.چقدر وام های دهها میلیاردی برای تاسیس شرکت ها و کارگاه های تولیدی دادند؟ چقدر شرکت ها در شهرک های صنعتی در این شهرستان و شهرستان های دیگر ساخته شده است اما فعال نیست ؟ بخاطر عدم نظارت یا بخاطر یک مشکل کوچکی کار نمی کنند.اگر مسئولین همت کنند شرکت های تولیدی ،شرکت های صنعتی هر شهرستان را فعال کنند ما جوان بیکار نخواهیم داشت.اگر جوانی مشغول به کار شود انحراف کم می شود،اگر اشتغال بیاید اعتیاد می رود، طلاق کم می شود جامعه آباد می شود ((كَادَ الْفَقْرُ أَنْ یَكُونَ كُفْراً ))فقر بیاد دین می رود اما تمام برنامه های کشور در راستای فقیر کردن مردم است.
شما یک قبض موبایل را بررسی کنید مبلغ مکالمه می نویسند پنج هزار تومان است اما هزار كُفت و زهرمار به آن اضافه می کنند پنج برابر آن را از من و شما می گیرند،براى آبونمان ،هزینه ها،خدمات مبتنی بر محتوا،مالیات،درآمد عمومی دولت، كه براى هر كدام جداگانه مبلغى در قبض درج شده است،اگر آبونمان هست ،اگر مالیات هست،اگر هزینه مکالمه را می گیرید؟! دیگر هزینه ها چه معنا دارد؟ دیگر خدمات مبتنی بر محتوا چه صیغه ای است؟ چطور درآمد عمومی دولت را از این قبض می گیرید؟همه را جدا جدا از جیب من و شما برمی دارند پول تلفن پنج هزارتومانی مى شود ٢٥هزارتومان! قبض آب و برق و گاز هم بهتر از این نیست.
یعنی دولت در جیب مردم دست گذاشته است.

گفتند ٩٠٠میلیارد تومان باید فقط از تلفن ثابت، باید دولت درآمد داشته باشد.حالا از تلفن همراه چقدر خدا مى داند.
گفتند باید تمام یارانه ها از پول گاز این مردم دربیاید.
چکار دارید می کنید؟
رئیس جمهور خوب به وعده اش عمل کردهاست، رئیس جمهور فرمودند ما به وعده های خودعمل کردیم و شرمنده مردم نیستیم درست می گوید چون رئیس جمهور در  تبلیغات انتخاباتی خود گفتند چرا مردم باید به سوی دولت دست دراز کنند ما باید کاری کنیم که دولت به سوی دست دراز کنند خوب واقعا با این کار دست تو جیب مردم می کنند به وعده خود عمل كردند.
اگر عملکرد اقتصادی مسئولین ما، یک نفر را به گناه، به دزدی، به بی عفتی و به تن فروشی بکشاند یا خانواده ای را از هم بپاشاند فردای قیامت مسئولین باید پاسخگو باشند.
اینها دغدغه های رهبری است ما در مقابل فقر مردم مسئولیم.امیرالمومنین می فرماید هیچ ثروتی بدست نمی آید مگر حق فقیری پایمال شود.
نماینده شما مردم، دیروز در جلسه گزارش دهی خود می گوید: من دست سرمایه دارهای جامعه را می بوسم آقا نماینده! باید دست کارگر فقیر را بوسید که پیغمبر بر آن بوسه زد نه دست سرمایه دار. باید سرمایه دارهای جامعه را ترغیب کرد که به فقرای جامعه برسند چرا که وظیفه آنهاست که وجود نازنین امیرالمومنین می فرمایند(( الله الله فی طبقةِ السفلىٰ )) شما را به خدا، شما را به خدا؛ مواظب طبقه پایین جامعه ومردم فقیر باشید اینها بودند که جنگ را اداره کردند اینها بودند که در جبهه ها حضور پیدا میكردند و جان خود را فدا می کردند در موقع جنگ و مصائب  و مشکلات همین فقرا هستند که به کمک دولت می آیند برخی از سرمایه دارها در موقع جنگ آن ور آب صفای خودشان را می کردند و فقرای ما در جامعه جان خودشان را در طبق اخلاص می گذاشتند و کشور وقتی به امنیت رسید حال آمدند برگشتند و خون ملت را تو شیشه می کنند.حالا ما دست آنها را ببوسیم.شما رای تان از جامعه فقیر ماست.فقرای جامعه ما ولی نعمت ما هستند ما باید دست فقرای جامعه را ببوسیم.دست سرمایه دارها بوسیدن ندارد هرکسی چه سرمایه دار و چه فقیر محترم اند اما بوسیدن دست سرمایه دار در سیره پیامبر و معصومین نیامده است.بوسیدن دست فقیر کارگر را داریم یک مقدار در حرف زدن مان دقت کنیم سرمایه گذار هم  محترم است که می آید و سرمایه گذاری می کند.


نکته سوم اینکه مسئولین باید برای تحقق اسلام تلاش کنند رهبری تاکید فرمودند:حکومت اسلامی برای تحقق اهداف و دستورات اسلامی است این تصور که برخی فکر می کنند حکومتی اسم آن حکومت اسلامی باشد و در آن به هیچ یک از احکام اسلام عمل نشود و هیچ اراده جدی و انگیزه مستحکمی برای تحقق اهداف اسلامی نداشته باشد امری ناپسند و غیرقابل قبول است.حکومتی اسلامی است که برای تحقق دستورات دینی آن تلاش می شود دین را، احکام دین را به نسل جدید به کودکان مان انتقال بدهیم و این باید از مدارس و از مراکز آموزشی آغاز بشود.


متاسفانه شنیده شده است مسئولین آموزش و پرورش و وزارت علوم و تحقیقات و فناوری در مدتی قبل، بدون حضور مسئولین نهادهای انقلابی، بدون حضوراعضاى انقلاب فرهنگی، بدون حضور نخبگان جامعه و بدون حضور خبرنگارها از یک سندی رونمایی کردند که کمیسیون علمی و فرهنگی و تربیتی سازمان ملل یعنی یونسکو برای ایران در چارچوب آموزش جهانی 2030 و مطابق با دستورات بین المللی مصوب نموده است.سندی که یونسکو برای آموزش بچه های ما تبیین می کند با فرهنگ اسلامی و جامعه قرآنی و الهی ما چه قرابتی دارد؟ كه رفتند و امضاء دادند که ما این سند را در کشور اجرایی مى کنیم.
آیا در آن سند چشم انداز آموزش از ترویج معارف اسلامی، اشاعه مفاهیم قرآنی و تعلیم اخلاق اسلامی و احکام الهی خبری هست؟
ما باید سندی برای تحول بنیادی آموزش و تربیت فرزندان خودمان تدوین کنیم براساس آداب و رسوم مردم مسلمان ایران اسلامی و تربیت فرزندان این آب و خاک و بر مبناى باورها و اعتقادات و آرمانهای مردم ایران ترسیم و ساماندهی شده باشد نه براساس جامعه لائیک و کمونیسم و تفکر صهیونیست جهانی باشد نفوذی که رهبری معظم بارها فرمودند و تاکید داشتند در این موارد جلوه می کند که برروی فرزندان ما برای آینده و برای اهداف خودشان دارند برنامه ریزی می کنند کار می کنند مواظب باشیم.

نکته چهارم اینکه مردم گرایی، اعتماد به مردم، عدالت طلبی، ایستادگی دربرابر ظلم و فساد و خودداری از گرایش به اشرافی گری را باید در خود و در عملکرد خود ایجاد کنند مثل مردم زندگی کنند نه اینکه حقوق نجومی برای خودشان و حقوق نهصدوسی هزارتومانی برای کارگران تصویب کنند برای خودشان وام های یک تا هزارمیلیاردی مصوب کنند که بدون وثیقه و حتی بدون سود و حتی بدون بازپرداخت،اما براى کشاورزان وام دو سه میلیونی با هزار و دردسر و چقدر ضامن و وثیقه آن هم با سود ٢٠درصد و بالای ٢٠درصد در نظر بگیرند به فکر کشاورزان و به فکر محرومین جامعه باشید.میوه های سردرختی کشاورزان را خریداری کردند هنوز مبلغی را به جامعه باغداران ما ندادند که شب عیدی شرمنده زن و فرزندان خود نشوند.فرماندار محترم و نماینده مردم در مجلس باید پیکیر مطالبات باغداران و کشاورزان باشند.

نکته پنجم اینکه ذلیل نبودن در مقابل دشمنان و ایستادگی برای حفظ منافع ملی که در این باره سخن بسیار است که در آستانه روز ٢٩ اسفند روز ملی شدن صنعت نفت هستیم.یک روزی ملت و مردم ما با رهبری آیت الله کاشانی برای ملی شدن صنعت نفت قیام کردند و حرف خودشان را به کرسی نشاندند امروز هم باید خواست ملی این ملت تحقق پیدا کند خواست ملی این ملت صنعت هسته ای کشور است که باید مثل قبل احیاء و فعال شود.دشمنان باید بدانند با تهدید و تحریم و تصویب مصوبات علیه جمهوری اسلامی و با برجام نافرجام ما از هدفمان و خواستمان در دستیابی به انرژی هسته ای ذره ای عقب نشینی نمی کنیم و همچنان این ملت ایران بر حق مسلم خود پافشاری می کنند.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

یة: وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَیْهِ یُرْجَعُونَ.( سوره آل عمران، آیه 83)

و تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند. از روی اختیار یا از روی اجبار در برابر فرمان او تسلیم هستند و به سوی او باز می گردند.

عیاشی به سند خود از رفاعة بن موسی چنین آورده که می‏گوید: شنیدم حضرت صادق علیه‏السلام می‏فرمود:

(و هر که در آسمانها و زمین است خواه و ناخواه مطیع امر حق است) فرمود: هر گاه قائم علیه‏السلام به پا خیزد هیچ سرزمینی باقی نماند. مگر اینکه گواهی به شهادتین در آن ندا گردد.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
نفاق و نفوذ امروز متأثر از همان نفاق و نفوذیست که از صدر اسلام گریبان انقلاب پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را گرفته بود و تا اکنون نیز ادامه دارد .


حضرت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند :
«مَا أُوذِیَ‏ نَبِیٌّ مِثْلَ مَا أُوذِیت‏ /هیچ پیامبری مثل من اذیّت نشد.»(مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 247)
  حال سؤالی که پیش می‌آید این است که چگونه می شود ، پیامبران اُولوالعزمی همچون نوح نبی ع با 950 سال نبوّت طاقت فرسا و جذب اندک از مشرکان ، حضرت موسی ع با بیش از 70 سال نبوّت و گرفتاریهایی که در آن سنوات از فرعون و بنی اسرائیل بدان دچار شدند و حضرت عیسی ع در مدت کمتر از 30 سال نبّوت خود و مشقّاتی که از فرّیسیان یهودی بر ایشان تحمیل شد ؛ کمتر از پیامبر اکرم ص اذیّت شدند و چرا شدّت این آزارها در مدت 23 سال نبوّت ایشان بیش از سایر پیامبران بود ؟
علّت آنرا میتوان در نفاق و نفوذی تبیین کرد که در صف یاران درجه اوّل پیامبر بودند و در یاران پیامبران پیشین نبودند .
تمام انبیاء اُولوالعزم با کافران و مشرکینی مبارزه میکردند که دشمنی آنان آشکار و هویدا بود و تکلیف ایشان با آنان مشخص بود و مبرهن .
اما پیامبر اکرم ص از همان روزهای آغازین شروع نبوّت خود گرفتار یهودیانی بود که در صف یاران صدیق او نفوذ کرده بودند تا مدام در راه تشکیل حکومت جهانی حضرت رسول سنگ اندازی کنند .
این نفاق از شهر مکّه شروع شد و در مدینه و در جریاناتی چون شکستن رأی پیامبر در جنگ بدر و تنگه احد ، تحریک قبایل یهودی شمال مدینة برای جنگ با پیامبر و در جنگ احزاب ادامه پیدا کرد و در تبوک با دسیسه برای ترور ایشان به اوج رسید .
 البته نبیّ مکرّم این نفاق و نفوذ را به خوبی میدید و آنرا میشناخت ، اما چون ایشان مأمور به حفظ ظاهر بودند نمیتوانستند آنرا علنی کنند و مردم هم توان فهم این نفوذ را نداشتند .
همین نفاق بود که باعث شد رسول اکرم ص فرمودند که هیچ پیامبری مثل من اذیّت نشد و همین نفاق بود که در نهایت رسول خدا را در انجام مأموریتش ناکام گذاشت و دست آخر منجر به شهادت ایشان شد .
حال نسخهء بروز شدهء همین نفاق و نفوذ در انقلاب اسلامی ما که از اوایل انقلاب در صف یاران امام راحل شکل گرفت و اکنون نیز در حال به نتیجه رسیدن است ، مانند موریانه در حال جویدن پایه های حکومت اسلامی است . 
پس آگاه شدن و آگاه کردن مردم از وظایف ماست و این انتخابات پبشرو عیار بینش و بصیرت ما را تعیین خواهد کرد تا مصداق آیه شریفهٔ ذیل قرار بگیریم و دست نفاق و نفوذ را از ضربه زدن به پیکر انقلاب اسلامی کوتاه کنیم .
(فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ . [احقاف35]  پس پایدارى كن، همچنان كه پیامبران اُولوالعزم پایدارى كرده بودند.

و باید در نظر گرفت که اگر ایمان داشته باشیم به تکلیف خود عمل میکنیم و به نتیجه مقیّد نخواهیم بود و در نهایت وعده‌ی الهی این است که: 
«انّ اللَّه یدافع عن الّذین امنوا»  
 خدای متعال از مؤمنین دفاع می‌کند؛ 


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

پیامبر اكرم(ص) و امام اهل بیت(ع) در روایات متعدّدی به توصیف آخرالزّمان و بیان نشانه‌های عمومی این دوران پرداخته‌اند. یکی از این روایات، روایت مفصّلی است که در کتاب «الکافی» از امام ششم شیعیان(ع) نقل شده است. امام صادق(ع) در ابتدای این روایت، در پاسخ یکی از یاران خود که با ‌اشاره به برخورد تحقیرآمیز منصور عبّاسی با آن حضرت از ایشان می‌پرسد: اینان تا کی باید سلطنت کنند و ماکی از [آزار آنها] راحت و آسایش می‌یابیم. می‌فرماید: «آیا نمی‌دانی که هر چیزی مدّتی دارد ؟...آیا این سخن تو را سود می‌بخشد که بدانی هر گاه زمان این امر و [پایان دولت آنان] فرا رسد، از چشم بر هم زدنی زودتر رخ می‌دهد؟ اگر تو می‌دانستی که آنها در درگاه خداوند چه وضعی دارند، خشم تو نسبت به آنها بیشتر می‌شد. اگر تو یا [حتّی] همه ساکنان زمین کوشش کنند که آنها را از نظر گناه به وضعی بدتر از آنچه اکنون در آن به سر می‌برند، در آورند، نمی‌توانند. پس [مراقب باش] شیطان تو را نلغزاند و پریشان نکند؛ زیرا عزّت و سربلندی تنها از آن خدا، رسول او و مؤمنان است؛ ولی منافقان نمی‌دانند. آیا نمی‌دانی هر کس منتظر این امر باشد و در برابر آزار و‌ ترسی كه به او وارد می‌شود، شکیبایی پیشه کند، فردای قیامت در صف ما محشور می‌شود».

  1. آنگاه که دیدی حق مرده است و اهل حق از میان رفته‌اند؛
  2. ستم همه جا را فراگرفته است؛
  3. قرآن فرسوده شده و بدعت‌هایی از روی هوا و هوس در مفاهیم آن به وجود آمده است؛
  4. دین بی‌محتوا شده است، همانند ظرفی که آن را واژگون می‌سازند؛
  5. اهل باطل بر اهل حق بزرگی می‌جویند؛
  6. شرّ آشکار شده است و از آن نهی نمی‌شود و هر که کار زشت انجام دهد، معذورش نمی‌دارند؛
  7. فسق آشکار شده است و مردان به مردان و زنان به زنان بسنده می‌کنند؛
  8. مؤمن، سکوت اختیار کرده است و سخنش را نمی‌پذیرند؛
  9. فاسق دروغ می‌گوید و کسی دروغ و افترایش را به او باز نمی‌گرداند؛
  10. بچّه کوچک، مرد بزرگ را خوار می‌شمارد؛
  11. پیوند خویشاوندی بریده می‌شود؛
  12. هر که را به کار بد بستایند،خوشحال می‌شود؛
  13. پسر بچّه همان می‌کند که زن می‌کند؛
  14. زنان با زنان ازدواج می‌کنند؛
  15. مدّاحی و چاپلوسی فراوان می‌شود؛
  16. مرد، مال خود را در غیر راه طاعت خدا خرج می‌کند و کسی از او جلوگیری نمی‌کند؛
  17. چون شخص مؤمنی را ببیند، از کوشش او به خدا پناه برد؛
  18. همسایه، همسایه خود را آزار می‌دهد و در این کار مانعی برای او نیست؛
  19. کافر خوشحال است از آنچه در مؤمن می‌بیند و شاد است از اینکه در روی زمین فساد و تباهی می‌بیند؛
  20. آشکارا شراب بنوشند و کسانی که از خدای عزّوجلّ نمی‌ترسد، برای نوشیدنش گرد هم می‌آیند؛
  21. امر به معروف کننده، خوار است؛
  22. فاسق در آنچه خدا دوست ندارد، نیرومند و ستوده است؛
  23. اهل قرآن و هر که آنان را دوست دارد، خوار است؛
  24. راه خیر بسته شده و راه شرّ مورد توجّه قرار گرفته است؛
  25. خانه کعبه تعطیل شده است و دستور به ‌ترک آن داده می‌شود؛
  26. مرد به زبان می‌گوید، آنچه را که به آن عمل نمی‌کند؛
  27. مردان، خود را برای استفاده مردان فربه می‌کنند و زنان برای زنان؛
  28. زندگی مرد از پس او اداره می‌شود و زندگی زن از فرج او؛
  29. زنان مانند مردان برای خود انجمن‌ها‌ ترتیب می‌دهند؛
  30. در میان فرزندان عبّاس، کارهای زنانگی آشکار می‌شود (و خود را مانند زنان زینت می‌کنند، همان گونه که زن برای جلب نظر شوهرش، خود را آرایش می‌کند)؛
  31. به مردها پول می‌دهند که با آنها یا زنانشان عمل نامشروع انجام دهند؛
  32. توانگر از شخص با ایمان عزیزتر است؛
  33. رباخواری آشکار است و رباخوار سرزنش نمی‌شود؛
  34. زن‌ها به زنا افتخار می‌کنند؛
  35. زن برای نکاح مردان با شوهر خود همکاری می‌کند؛
  36. بیشتر مردم و بهترین خانه‌ها آن باشد که به زنان در هرزگی‌شان کمک می‌کنند؛
  37. مؤمن به خاطر ایمانش غمناک و پست و خوار می‌شود؛
  38. بدعت و زنا آشکار می‌شود؛
  39. مردم به شهادت ناحق اعتماد می‌کنند؛
  40. دستورهای دینی بر اساس تمایلات ‌اشخاص تفسیر می‌شود؛
  41. حلال، تحریم شود و حرام ، مجاز؛
  42. مردم چنان در ارتکاب گناه گستاخ شده‌اند که منتظر رسیدن شب نیستند؛
  43. مؤمن نمی‌تواند کار بد را نکوهش کند، جز با قلب؛
  44. مال کلان در راه غضب الهی خرج می‌شود؛
  45. زمام‌داران به کافران نزدیک می‌شوند و از نیکان دوری می‌گزینند؛
  46. والیان در داوری رشوه می‌گیرند؛
  47. پست‌های حسّاس دولتی به مزایده گذارده می‌شود؛
  48. مردم با محارم خود نزدیکی می‌کنند؛
  49. به تهمت و سوءظن، مرد به قتل می‌رسد؛
  50. مرد به مرد پیشنهاد عمل زشت می‌کند و خود و اموالش را در اختیار او می‌گذارد؛
  51. مرد به خاطر آمیزش با زنان سرزنش می‌شود (که چرا با مردان آمیزش نمی‌کند)؛
  52. مرد از کسب زنش از هرزگی نان می‌خورد و آن را می‌داند و به آن تن می‌دهد؛
  53. زن بر مرد خود مسلّط می‌شود وکاری را که مرد نمی‌خواهد انجام می‌دهد و به شوهر خود خرجی می‌دهد؛
  54. مرد، زن و کنیزش را (برای زنا) کرایه می‌دهد و به خوراک و نوشیدنی پستی تن در می‌دهد؛
  55. سوگندهای به ناحق به نام خدا بسیار می‌شود؛
  56. قمار آشکار می‌شود؛
  57. شراب را بدون مانع و آشکارا می‌فروشند؛
  58. زنان مسلمان، خود را در اختیار کافران می‌گذارند؛
  59. لهو ولعب آشکار می‌شود و کسی که از کنار آن می‌گذرد، از آن جلوگیری نمی‌کند (و کسی جرئت جلوگیری را ندارد)؛
  60. کسی که مردم از تسلّط و قدرتش‌ ترس دارند، مردم شریف را خوار می‌کند؛
  61. نزدیک‌ترین مردم به فرمان روایان کسی است که به دشنام گویی ما خاندان ستایش شود؛
  62. هر کس ما را دوست دارد، دروغ گویش می‌دانند و شهادت او را نمی‌پذیرند؛
  63. مردم، در گفتن حرف زور و ناحق با یكدیگر رقابت می‌کنند؛
  64. شنیدن قرآن بر مردم سنگین و گران می‌آید و در عوض، شنیدن سخنان باطل بر مردم آسان است؛
  65. همسایه، همسایه را از‌ترس زبانش گرامی می‌دارد؛
  66. حدود خدا تعطیل می‌شود و در آن به دلخواه خود عمل می‌کنند؛
  67. مساجد طلا کاری می‌شود؛
  68. راستگو‌ترین مردم پیش آنها، مفتریان دروغ گویند؛
  69. شرّ و سخن‌چینی آشکار می‌شود؛
  70. ستم کاری گسترش می‌یابد؛
  71. غیبت را سخن نمکین می‌شمارند و مردم یكدیگر را بدان مژده می‌دهند؛
  72. برای غیرخدا به حج و جهاد می‌روند؛
  73. سلطان به خاطر کافر، مؤمن را خوار می‌کند؛
  74. خرابی و ویرانی بیش از آبادی است؛
  75. زندگی مرد از کم فروشی اداره می‌شود؛
  76. خون ریزی را آسان می‌شمارند؛
  77. مرد برای غرض دنیایی ریاست می‌طلبد و خود را به بدزبانی مشهور می‌سازد تا از او بترسند و کارها را به او واگذار کنند؛
  78. نماز را سبک می‌شمارند؛
  79. مرد مال بسیار دارد؛ ولی از وقتی که آن را پیدا کرده، زکات آن را نپرداخته است؛
  80. قبر مرده‌ها را می‌شکافند و آنها را می‌آزارند و کفن‌هایشان را می‌فروشند؛
  81. آشوب بسیار می‌شود؛
  82. مرد روز خود را به نشئه (شراب) به شب می‌برد و شب را به مستی صبح می‌کند
  83. با حیوانات عمل زشت انجام می‌دهند؛
  84. حیوانات یكدیگر را می‌درند؛ مرد به مصلّی می‌رود؛ ولی چون بر می‌گردد،جامه در تن ندارد؛
  85. دل مردم سخت و چشمانشان خشک می‌شود و یاد خدا بر آنان سنگین می‌آید؛
  86. کسب‌های حرام گسترش می‌یابد و بر سر آن رقابت می‌کنند؛
  87. نماز خوان برای ریا و خودنمایی نماز می‌خواند؛
  88. فقیه برای غیر دین فقه می‌آموزد و دنیا و ریاست، طلب می‌کند؛
  89. مردم دور کسی را گرفته‌اند که قدرت دارد؛
  90. هر کس روزی حلال می‌جوید، سرزنش می‌شود و جوینده حرام ، مورد ستایش و تعظیم است؛
  91. در مکّه و مدینه کارهایی می‌کنند که خداوند دوست ندارد و کسی هم نیست که مانع شود و هیچ کس آنها را از این کارهای زشت باز نمی‌دارد؛
  92. آلات لهو و لعب [حتّی] در مکّه و مدینه آشکار می‌شود؛
  93. مرد سخن حق می‌گوید و امر به معروف و نهی از منکر می‌کند؛ دیگران او را نصیحت می‌کنند و می‌گویند این کار بر تو لازم نیست؛
  94. مردم به همدیگر نگاه می‌کنند و به مردم بدکار اقتدا می‌کنند؛
  95. راه خیر به کلّی خالی است و کسی از آن راه نمی‌رود؛
  96. مرده را به مسخره می‌گیرند و کسی برای مرگ او غمگین نمی‌شود؛
  97. هر سال بدعت و شرارت بیشتر می‌شود؛
  98. مردم و انجمن‌ها تنها از توانگران پیروی می‌کنند؛
  99. به فقیر چیزی می‌دهند؛ در حالی که به او می‌خندند و برای غیر خدا به او ‌ترحّم می‌کنند؛
  100. نشانه‌های آسمانی پدید می‌آید؛ ولی کسی از آن هراس ندارد؛
  101. مردم در حضور جمع، همانند بهایم مرتکب اعمال جنسی می‌شوند و هیچ کس از‌ ترس، کار زشت را انکار نمی‌کند؛
  102. مرد در غیر اطاعت خدا زیاد خرج می‌کند؛ ولی در مورد اطاعت خدا از کم هم دریغ می‌ورزد؛
  103. آزار به پدر و مادر آشکار می‌شود و مقام آنها را سبک می‌شمارند و حال آنها در پیش فرزند از همه بدتر باشد و از اینکه به آنها افترا زده شود، خوشحال می‌شوند؛
  104. زن‌ها بر حکومت چیره می‌شوند و پست‌های حسّاس را قبضه می‌کنند و کاری پیش نمی‌رود، جز آنچه به دلخواه آنان باشد؛
  105. پسربه پدر خود افترا می‌زند و به پدر و مادر خود نفرین می‌کند و از مرگشان خوشحال می‌شود؛
  106. اگر روزی بر مردی بگذرد که در آن روز، گناه بزرگ مرتکب نشده باشد، مانند هرزگی یا کم فروشی یا انجام کار حرام یا می‌خوارگی، آن روز غمگین است و خیال می‌کند که وزش به هدر رفته و عمرش در آن روز بیهوده تلف شده است؛
  107. سلطان موّاد غذایی را احتکار می‌کند،
  108. حقّ خویشاوندان پیامبر (خمس) به ناحق تقسیم می‌شود و بدان قمار بازی و می‌خوارگی می‌کنند؛
  109. با شراب درمان می‌کنند و بدان بهبودی می‌جویند؛
  110. مردم در مورد ‌ترک امر به معروف و نهی از منکر و بی‌عقیدگی یکسان می‌شوند؛
  111. منافقان و اهل نفاق سر وصدایی دارند و اهل حق، بی‌سر و صدا و خاموشند؛
  112. برای اذان گفتن و نماز خواندن مزد می‌گیرند؛
  113. مسجد‌ها پر است از کسانی که از خدا‌ ترس ندارند و برای غیبت و خوردن گوشت اهل حق به مسجد می‌آیند و در مساجد، از شراب مست
  114. شخص مست که از خود تهی است، بر مردم پیش نمازی می‌کند و به مستی او ایراد نمی‌گیرد و چون مست شود، گرامی‌اش می‌دارند؛
  115. هر که مال یتیمان را بخورد، شایستگی او را می‌ستایند؛
  116. قاضیان به خلاف دستور خدا داوری می‌کنند؛
  117. زمام داران از روی طمع، خیانت‌كاران را امین خود می‌سازند؛
  118. میراث (یتیمان ) را فرمان روایان به دست افراد بدکار و بی باک نسبت به خدا داده‌اند، از آنها حقّ حساب می‌گیرند و زمام آنها را رهایی می‌سازند تا هر چه می‌خواهند انجام دهند؛
  119. بر فراز منبرها، مردم را به پرهیزکاری دستور می‌دهند؛ ولی خود گویندگان به آن دستور عمل نمی‌کنند؛
  120. وقت نماز‌ها را سبک می‌شمارند؛
  121. صدقه را به وساطت دیگران به اهل آن می‌دهند و به خاطر رضای خدا نمی‌دهند؛ بلکه از روی درخواست مردم و اصرار به آنها می‌پردازند؛
  122. تمام همّ و غمّ مردم، شکم و عورتشان است، باکی ندارند که چه بخورند و با چه آمیزش کنند؛
  123. نشانه‌های حقّ کهنه گشته است». دنیا به آنها روی آورده است؛
  124. امام صادق(ع)پس از پیش‌بینی این حوادث، خطاب به راوی فرمود :«در چنین زمانی مراقب خود باش. نجات خود را از خداوند بخواه (فرج نزدیک است) و بدان که مردم با این نافرمانی‌ها سزاوار عذابند. اگر عذاب بر آنها فرود آمد و تو در میان آنها بودی، باید به سوی رحمت حق بشتابی تا از کیفری که آنها به واسطه سرپیچی از فرمان خدا می‌بینند، بیرون بیایی». بدان که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمی‌گرداند: «و إنّ رحمه الله قریبٌ من المحسنین»


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
￿                        بسم الله الرحمن الرحیم.
لازم دانستم از حسن تدبیر امام جمعه ی محترم شهرمان از همراهی وهمکاری با جوانان درشب چهارشنبه سوری تقدیر وتشکر نمایم .اینجانب سالهای گذشته نیز مکررا عرض کردم بجای اعمال خشونت که جوانان را گریزان میکند عطوفت مهربانی واینکه با فرهنگ سازی در شب چهارشبه سوری نهاد های اجرایی وانتظامی مکانهایی را در اختیار جوانان قرار دهند تا هم به شور ونشاط جوانی پرداخته و هم ناهنجاری و حوادث به صفر برسد وامسال با توجه به اینکه مکانی نبود اما درایت امام جمعه ی محترم سبب گردید تا هم جوانان به به تفریح سالم پرداخته وهم حوادث به صفر برسد و هم مقبولیت ایشان بین جوانان مضاعف گردد .که امیدوارم درهمه ی زمینه های فرهنگی واجتماعی درشهر از ظرفیت بالای جوانان استفاده ی لازم را ببرند.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
در حمله هوایی اسراییل به فرودگاه دمشق:
شبکه خبری المیادین دقایقی پیش در خبری فوری از شهادت "سید مصطفی بدرالدین" فرمانده کل شاخه نظامی حزب الله در حمله هوایی بمب افکنهای اسراییلی به فرودگاه نظامی دمشق سوریه خبر داد.
جاما . شبکه خبری المیادین دقایقی پیش در خبری فوری از شهادت "سید مصطفی بدرالدین" فرمانده کل شاخه نظامی حزب الله در حمله هوایی بمب افکنهای اسراییلی به فرودگاه نظامی دمشق سوریه خبر داد.

بنابر این گزارش، حمله هوایی به محل استقرار وی در منطقه حاشیه فرودگاه نظامی دمشق صورت گرفته است که طی آن این مقر منهدم و فرمانده شاخه نظامی حزب الله به همراه گروهی از همراهانش به شهادت رسیده است. شهید مصطفی بدرالدین برادر همسر و جانشین سردار شهید "حاج عماد مغنیه" فرمانده شهید شاخه نظامی حزب الله بود. این شهید طی 30 سال گذشته از سوی سازمانهای جاسوسی اسراییل، امریکا و انگلیس تحت تعقیب قرار داشته و بارها از عملیات های ترور جان سالم بدر برده بود. شهید مصطفی بدرالدین فرمانده جهادی حزب‌الله لبنان سال گذشته در دیداری خصوصی به یکی از فعالان رسانه ای لبنان گفته بود : وظیفه من تلاش برای مقابله با تمامی پروژه‌های آنها است و من فعالیت در لبنان یا سوریه یا هر عرصه دیگری را غیر از  رسیدن به شهادت یا در دست گرفتن پرچم پیروزی رها نخواهم کرد.

شهادت مصطفی بدرالدین فرمانده شاخه نظامی حزب الله+عکس

حزب الله لبنان در بیانیه‌ای بدون اشاره به نحوه شهادت بدرالدین، خبر شهادت فرمانده کل شاخه نظامی خود در سوریه را اعلام کرد و این ضایعه را تسلیت گفت.

شهید مصطفی بدرالدین برادر همسر و جانشین سردار شهید «حاج عماد مغنیه»، فرمانده سابق شاخه نظامی حزب الله بود. وی از سال 1982 هنگامی‌که از زندان کویت آزاد شد و فعالیت جهادی و مبارزاتی خود را در دوایر حساس امنیتی و نظامی مقاومت آغاز کرد، همواره از سوی سازمان‌های جاسوسی اسرائیل، آمریکا و انگلیس تحت تعقیب قرار داشت و بارها از عملیات ترور جان سالم بدر برده بود.

سازمان‌های جاسوسی اسرائیل، آمریکا و انگلیس بر این باور بودند که شهید بدرالدین در پس بزرگترین عملیات مقاومت در شناسایی و انهدام شبکه‌های جاسوسی آنها در لبنان و سوریه و بازداشت عوامل آنها در این شبکه‌ها قرار دارد.

پس از آن وی به دست داشتن در ترور «رفیق حریری»، نخست وزیر اسبق لبنان متهم و تلاش شد، با معرفی کردن وی به عنوان تروریست، امکان پیگرد او را در هر نقطه از جهان فراهم کنند.


شهادت فرمانده شاخه نظامی حزب الله/ مصطفی بدرالدین که بود؟ +عکس اختصاصی
عکس هایی از دوران جوانی شهید مصطفی بدرالدین جانشین شهید عماد مغنیه


پس از ترور شهید «عماد مغنیه» مسئولیت هدایت و راهبری شاخه نظامی حزب الله را برعهده گرفت. با آغاز بحران سوریه و ورود آن به مرحله نظامی، شهید بدرالدین حضور در این عرصه و مبارزه با گروه‌های تکفیری را وظیفه خود شمرد. وی سال گذشته در دیداری خصوصی به یکی از فعالان رسانه‌ای لبنان گفته بود: «وظیفه من مبارزه با توطئه‌های این کشورهاست و مبارزه در لبنان یا سوریه یا هر جای دیگر جز با در دست گرفتن پرچم پیروزی و با رسیدن به شهادت رها نخواهم کرد».

بیانیه حزب الله درباره شهادت مصطفی‌بدرالدین


در بیانیه حزب‌الله آمده است «مصطفی بدرالدین (ذوالفقار) فرمانده ارشد امروز شهید به لبنان بازگشت در حالی‌که پیکرش در میان پرچم پیروزی قرار دارد.»

این بیانیه افزود «این فرمانده بزرگ در راس نبرد با طرح آمریکایی- صهیونیستی در منطقه بود و در جهاد و رویارویی با گروه‌های تکفیری در سوریه مصمم بود. ذوالفقار که زندگیش مملو از جهاد، اسارت، مجروحیت و موفقیت‌های ویژه بزرگ بود، زندگی‌اش به شهادت ختم شد و به کاروان فرماندهان شهید (رحمت خدا بر آنها باد) و به‌ویژه رفیق و همرزمش، فرمانده شهید حاج «عماد مغنیه پیوست.»

حزب‌الله افزود «مقاومت با فرماندهان (شهید خود)، که همواره زنده هستند و به وجود آنها افتخار و احساس غرور می‌کند،، بزرگ می‌شود. از خداوند متعال می‌خواهیم فرماندهان شهید ما را مشمول رحمت گسترده و نعمت‌های پایدار خود کند.»

مصطفی بدرالدین که بود؟

سید مصطفی بدرالدین معروف به«الیاس صعب» متولد سال ۱۹۶۱ میلادی در منطقه «الغبیری» بود.

وی سابقه و تاریخ گسترده‌ای در حزب‌الله و جایگاه ویژه‌ای در عملیات مقاومت داشت.

از سید بدرالدین به عنوان یکی از مسئولان ارشد امنیتی در گروه حزب‌الله لبنان، و جانشین شهید «عماد مغنیه» نام برده شده است. منابع صهیونیستی می‌گویند احتمالا بدرالدین پس از «سید حسن نصرالله» دبیرکل حزب‌الله، نفر دوم در این گروه به شمار می‌رفت.مصطفی بدرالدین برادر همسر عماد مغنیه بود


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بسیاری از مردم تحمل عدالت و عدالت خواهی علی علیه السلام را نداشتند؛ چرا که عدة زیادی از آنها رشد یافته در جامعه تبعیضی بودند و می دانستند با حاکمیت علی علیه السلام راه منافع نامشروع آنها بسته خواهد شد

سؤال: با توجه به اینکه مردم می دانستند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله امام علی علیه السلام را برای جانشینی خود انتخاب کرده، چرا حضرت علی علیه السلام را رها کردند و یار و یاور دیگر خلفاء شدند؟

پاسخ:

 

1. وجود هوای نفس

 

صرف دانستن غصب ولایت از طرف خلفاء نمی تواند مردم را از خلفاء دور کند؛ زیرا خیلی وقتها انسان می داند که تکلیف و راه و روش رسیدن به معبود چیست، اما در عین حال به تکلیفش عمل نمی کند یا اینکه می داند شایستگی فلان سمت و مقام را ندارد و لیاقت و شایستگی از آن دیگری است، ولی با ده­ها حیله و تزویر و ... حق او را غصب می کند؛ چنان که خود خلفاء می دانستند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روز غدیر حضرت علی علیه السلام را برای جانشینی خود معرفی کرده است و تبریکات عمر را در قالب واژه «بخّ بخّ لک یا علی ...»[1] ضبط کرده اند یا اینکه عمر در بارة بیعت با ابابکر می گوید: «بیعت با ابابکر کاری بی رویه و اتفاقی و بدون تدبیر بود ... پس هر کس این اشتباه را بکند، او را بکشید!»[2] ولی با این حال منصب و مقام خلافت را از او گرفتند.

بنابراین، به همان دلیلی که خلفاء حق علی علیه السلام را غصب کردند، با آنکه می دانستند خلافت حق علی علیه السلام است، بعضی از مردم هم با اینکه می دانستند خلفاء غاصب حق علی علیه السلام می باشند، در زیر بیرق غاصبان رفتند.

ابو حامد محمد بن محمد غزالی از علماء بزرگ اهل سنت می نویسد: «همه اجماع و اتفاق بر متن حدیث دارند که در خطبة روز غدیرخم، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس من مولا و آقای او هستم، بعد از من علی مولی و آقای اوست. عمر فوری مبادرت به تظاهر کرد و تبریکات لازمه را در ضمن بخّ بخّ لک یا علی تقدیم کرد. پس نفس اماره بر آنان غلبه کرد و حب ریاست و جاه طلبی عواطف و مزایای انسانیت را از آنها سلب کرد و در سقیفه به خلیفه تراشی پرداختند و جام شراب هوای نفسانی را نوشیدند و به قهقرا برگشتند، قرآن را پشت سر انداختند و احکام و سنت پیامبر را ملعبة خود کردند.»

بعد اشاره می کند به جریان مخالفت کردن عمر از آوردن قلم و کاغذ برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که نشان می دهد آنهایی که بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله با فرمایش آن حضرت مخالفت کردند، کار تازه ای نکردند.

در زمان خود پیامبر صلی الله علیه و آله هم مخالفتها کرده بودند، مثل: مخالفت از حضور در لشکر اسامه و ... سپس غزالی می نویسد: «دین را به دنیا فروختند و چه زشت معامله ای کردند... .»[3]

 

2. عدالت خواهی علی علیه السلام

 

بسیاری از مردم تحمل عدالت و عدالت خواهی علی علیه السلام را نداشتند؛ چرا که عدة زیادی از آنها رشد یافته در جامعه تبعیضی بودند و می دانستند با حاکمیت علی علیه السلام راه منافع نامشروع آنها بسته خواهد شد.

در احتجاج طبرسی آمده است: «... امام علی علیه السلام فرمود: حالا که اقرار کردید و گفتار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برای شما آشکار شد، از خدای یکتا بپرهیزید! ... حق را به اهل آن رد کنید و پیرو سنت پیامبر شوید! ... پس خلافت را به کسی که شایسته آن است بسپارید که حق اوست... .

به وسیلة چشم و ابرو با یکدیگر رمزهایی رد و بدل کردند و به مشورت پرداختند و بالاخره گفتند: ما مقام و موقعیت او را منکر نیستیم. او از همه شایسته تر به خلافت است، ولی مردی است که هیچ کس را بر دیگری برتری نمی دهد. اگر او به خلافت برسد، شما و دیگران را به یک چشم نگاه می کند و برای او مساوی و برابرید؛ اما اگر عثمان به خلافت برسد، خواستة شما بر آورده است. او آنچه که شما تمایل دارید، انجام می دهد و خلافت را به عثمان واگذار کردند.»[4]

شهید مطهری رحمه الله تحت عنوان «آغاز کناره گیریها و بهانه گیریها» می نویسد:

«روز دیگر آنها که می دانستند مشمول حکم علی علیه السلام [یعنی باز پس گیری بیت المال و عدل گستری او] خواهند شد، آمدند و به کناری نشستند و مدتی با هم مشورت کردند. نماینده ای از طرف خود فرستادند ... آمد و اظهار داشت یا اباالحسن! خودت می دانی که همه ما که اینجا نشسته ایم، به واسطه سوابقی که با تو در جنگهای اسلام داریم، دل خوشی از تو نداریم و غالباً هر کدام از ما یک­نفر داریم که در آن وقتها به دست تو کشته شده، ولی ما از این جهت صرف نظر می کنیم و با دو شرط حاضریم با تو بیعت کنیم: یکی اینکه عطف بما سبق نکنی و به گذشته هر چه شده کاری نداشته باشی. بعد از این هر طور می خواهی، عمل کن. دوم آنکه قاتلان عثمان را که الان آزاد هستند، به ما تسلیم کن که قصاص کنیم و اگر هیچ کدام را قبول نمی کنی، ما ناچاریم برویم شام و به معاویه ملحق شویم.

فرمود: اما موضوع خونهایی که در سابق ریخته شده، خونی نبوده که به واسطة کینة شخصی ریخته شده باشد، اختلاف عقیده و مسلک بود؛ ما برای حق می جنگیدیم و شما برای باطل... . اگر اعتراض دارید و خونبهایی می خواهید، بروید از حق بگیرید که چرا باطل را در هم شکست و نابود ساخت. اما موضوع اینکه من به گذشته کاری نداشته باشم و عطف به ما سبق نکنم، در اختیار من نیست. وظیفه ای است که خدا به عهده من گذاشته. اما موضوع قاتلین عثمان، اگر من وظیفه خود می دانستم که آنها را قصاص کنم، خودم همان دیروز قصاص می کردم... .

آنها هم حرکت کردند و رفتند و تصمیم خود را بر مخالفت و دشمنی، یک­طرفی و علنی کردند.»[5]

 

3. حسادت و کینه نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام

 

ابن ابی الحدید پس از اشاره به این نکته که مردم در صفین، منتظر بودند تا حضور عمار را در یک جبهه، معیار حقانیت آن جبهه بدانند، می نویسد:

«تعجب از این مردم است که عمار را به عنوان ملاک حق و باطل می پذیرند، اما خود علی را که پیامبر صلی الله علیه و آله حدیث ولایت را در باره اش فرمود و نیز فرمود: «لَا یُحِبُّکَ اِلَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا یُبْغِضُکَ اِلَّا مُنَافِقٌ» معیار قرار نمی دهند. دلیل این مطلب آن است که تمامی قریش از همان آغاز در پوشاندن فضائل او، فراموش کردن یاد او، محو خصائص او و حذف مرتبت والای او از سینه های مردم کوشیدند.»[6]

این عالم اهل سنت تحلیل جالبی نیز از علل بغض قریش نسبت به امام علی علیه السلام به دست می دهد و می نویسد:

«یک بار کسی از امام علی علیه السلام می پرسد: به اعتقاد شما اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله فرزند پسری می داشت که بالغ و رشید بود، آیا عرب حکومت خود را به او می سپرد؟ امام پاسخ می دهد: اگر جز آنچه من می کردم، انجام می داد، او را می کشتند. عرب از کار محمد صلی الله علیه و آله متنفر بود و نسبت به آنچه خداوند به او عنایت کرده بود، حسادت می ورزید... آنها از همان دوران پیامبر صلی الله علیه و آله کوشیدند تا کار را پس از رحلت آن حضرت از دست اهل بیت خارج کنند. اگر نبود که قریش نام او را وسیله ای برای سلطة خویش قرار داده و نردبان ترقی خود می دید، حتی یک روز پس از رحلت آن حضرت خدا را نمی پرستیدند و به ارتداد می گراییدند ... در این شرائط فرزند پسر چه می توانست بکند! می دانید که رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا به خاطر خویشی به خود نزدیک نمی کرد، بلکه برای جهاد و نصیحت چنین می کرد.»[7]

ابن ابی الحدید می نویسد: «من از ابو جعفر نقیب [یحیی بن ابی زید] پرسیدم: شگفتی من از علی است که چگونه در این مدت طولانی بعد از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله زنده ماند و با وجود آن همه کینه های قریش جان سالم به در برد؟ ابو جعفر به من گفت: اگر او خود را تا به آن اندازه کوچک نکرده و کنج انزوا نخزیده بود، کشته شده بود؛ اما او خود را از یادها برد و به عبادت و نماز و قرآن مشغول کرد و از آن ذی اول خود خارج شد و شمشیر را به فراموشی سپرد؛ گویی چون کسی که توبه کرده، به سیر در زمین پرداخته و یا راهب در کوهها شده بود ... .»[8]

 

4. جهالت و نفهمی

 

در رأس این گروه، خوارج بودند. شهید مطهری رحمه الله می نویسد:

«خوارج از فرق اسلامی هستند. گو اینکه طبق عقیده ما آنها کافرند، امّا آنها خود را مسلمان می دانستند، بلکه فقط خودشان را مسلمان می دانستند ... هیچ کس ادعا نکرده که خوارج به اسلام عقیده نداشته اند، بلکه همه اعتراف دارند که آنها شدیداً و با تعصب زیادی به اسلام معتقد بودند. خصلت بارز اینها دوری شان از فکر و تعقّل است. خود علی علیه السلام که از آنها نام می برد، آنها را مردمی معتقد، ولی جاهل و قشری معرفی می کند. مردمی بودند متعبد، شب زنده دار و قاری قرآن، اما جاهل و سبک مغز و کم تعقل و بلکه مخالف فکر و تعقل در کار دین ... در مورد خلافت معتقد بودند لزومی ندارد یک نفر خلیفه باشد، قرآن هست، مردم به قرآن عمل کنند.

ابن ابی الحدید می گوید: بعد که دیدند نمی توانند بدون زعیم و رئیس باشند، از این عقیده عدول کردند و با عبدالله بن وهب راسبی که از خودشان بود، بیعت کردند. همان طوری که مقتضای کم عقلی و سبک مغزی است، بسیار در عقائد خودشان تنگ نظر بودند. اکثر خوارج همه فرق مسلمین را کافر می دانستند، با آنها نماز نمی خواندند... به آنها زن نمی دادند و از آنها زن نمی گرفتند... .»[9]

بالاخره کج فهمی این گروه به جایی رسید که حضرت علی علیه السلام را به شهادت رساندند. شهید مطهری رحمه الله می نویسد: «... عبدالرحمن بن ملجم خارجی مذهب بود. همان طوری که خود امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود، هیچ گونه کدورت شخصی و نارضایتی بین او و امیر المؤمنین علیه السلام نبود. امیرالمؤمنین علیه السلام احسانها به او کرده بود، ولی این مرد بی باک، طبق عقیده خارجی خود معتقد شده بود که علی علیه السلام کافر شده.»[10]

«... ابن ابی الحدید می گوید: بیا و تعجب کن از تعصب در عقیده که اگر توأم با جهالت شود، چه می کند! می گوید: اینها این شب را انتخاب کردند؛ چون شب عزیز و مبارکی بود و شب عبادت بود. خواستند این جنایت را که از نظر آنها عبادت بود، در شب عزیز و مبارکی انجام دهند... با اینکه اینها رسماً علی را تکفیر می کردند، ولی او به همین جهت که اینها جاهل اند، سهمیة آنها را از بیت المال قطع نکرد ... اینها در اثر شدت عملی که به خرج می دادند، وحشت عجیبی ایجاد کرده بودند. جملة «لا حکم الا لله» دلها را پر از وحشت می کرد.»[11]

عمر بن عبدالعزیز در باره نفهمی مردم عصر امام علی علیه السلام می گوید: اگر این مردم نفهم از آنچه ما در بارة علی علیه السلام می دانستیم، آگاه بودند، دو نفرشان از ما متابعت نمی کردند.»[12]

منبع: 

مبلغان > مهر و آبان 1384، شماره 71 ، صفحه 181

پاورقی ها: 

[1]. به به بر تو ای فرزند ابوطالب که از این پس در هر صبح و شام مولای من و مولای هر مرد و زن مؤمن هستی.

[2]. زندگانی امیر المؤمنین، سید هاشم محلاتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ ششم، ص 76.

[3]. سر العالمین و کشف ما فی الدارین، ابو حامد الغزالی، مکتبة الثقافة الدینیة فی النجف الاشرف، ج 4، ص 2.

[4]. احتجاج طبرسی، ج 1، ص 210؛ مناظرات امامت و رهبری، موسی خسروی، چ اول، مطبوعاتی اسلامی، ج 3، ص 118.

[5]. بیست گفتار، شهید مطهری رحمه الله، انتشارات صدرا، چاپ پنجم، ص 17.

[6]. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، مصر، دار احیاء الکتب العربیه، 1387 ق، ج 8، ص 18؛ حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، رسول جعفریان، انتشارات انصاریان، صص 55 ـ 56.

[7]. شرح نهج البلاغه، ج 13، صص 299 ـ 300.

[8]. همان، ج17، ص62.

[9]. بیست گفتار، شهید مطهری، ص 40.

[10]. همان، ص 46.

[11]. همان، ص 47.

[12]. ربیع الابرار و نصوص الاخبار، ابوالقاسم محمود بن عمر الزمخشری، قم، افست رضی، 1369 ق، ج 1، ص 499.

موضوع مقالات: 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

مژده که خانه وحی، با درخشش نام فاطمه ، روشن‏تر شد، تا نشانه‏ای باشد بر حرمت زن، تا دیگر رنگ چهره‏ها با شنیدن صدای تولد دختران، سیاه نشود /مادر خوبم ؛به تو سلام می کنم، تا خانه عروجم با دعای تو بنا شودو دلم در آسمان آبی مهرت رها شود/ همسر مهربانم ؛وقتی محبتت را با همه وجود به من تقدیم کردی؛ و مرا شرمنده الطافت نمودی؛ و دل قشنگت را مالامال از عشق به من کردی؛ بار دلدادگی را سخت بر دلم نهادی و امانت عشق را در وجودم نهادی...


 میلاد حضرت زهرا (س) و، روز مادر و روز زن مبارک باد.


میلاد با برکت حضرت فاطمه زهرا (س) ، روز مادر و هفته زن مبارک باد

................

بر آینه‏ جمال داور صلوات

بر آبروی آل پیمبر صلوات

بر فاطمه‏ای که شد به شأنش نازل

از سوی خدا سوره کوثر صلوات

................

میلاد حضرت زهرا(س) و امام خمینی(ره) مبارک باد

................

سرفصل کتاب آفرینش زهراست

روح ادب و کمال و بینش زهراست

فردا که گشایند در باغ بهشت

مسؤول گزینش و پذیرش زهراست

................

شادی روح طاهر زهرای اطهر(س) صلوات

................

ایام شادمانی و روز ولادت است

هنگام شاد بودن و وقت عبادت است

در مصحف خدای تعالی نوشته بود

این نور با طهور ولایت سر شته بود

................

بشارت باد بر اهالی زمین که سیب سرخ بهشت، جوانه زده است!

................

سرای احمد امشب رشک طور است

زمین و آسمان غرق سرور است

نهد پا در جهان دخت محمد

به راهش از جهان گلریز حور است

................

مژده که خانه وحی، با درخشش نام فاطمه ، روشن‏تر شد، تا نشانه‏ای باشد بر حرمت زن، تا دیگر رنگ چهره‏ها با شنیدن صدای تولد دختران، سیاه نشود...

................

میلاد دختر نبوت ، همسر ولایت ، مادر امامت ، برشما مبارک باد . . .

................

زهرا که از فروغش عالم ضیا گرفته

دین نبی ز فیضش نشو و نما گرفته

مریم ز مکتب او درس حیا گرفته

جشنی به عرش اعلی بهرش خدا گرفته

................

خوش آمدی به زمین ای شروع زیبایی

تو عطر یاسی و نرگس ، تویی که زهرایی

تو آن طلوع قشنگی که در کنار علی

برای وصف خدا شرح بهترین غزلی

................

در زاد روز این پسر و آن مادر

شمس و قمر قرینهی یکدیگر

مادر، بزرگ بانوی دین، زهرا

فرزند او، خمینی روح الله

مادر، چراغ روشن ایمان است

فرزند، روشنایی ایران است

از مهر مادر و خط این فرزند

یا رب به ما جدایی از آن مپسند

 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
درد دل با حضرت صاحب الزمان علیه السلام

آقا بیا که پیش قدمهات پا شوم *** در محضرت نشینم مست از لقاء شوم

یادم اگر کنی به دعای سحرگَهَت *** من نیز می شود که ز عصیان جدا شوم

نذر کرده ام که به صبح ظهور تو *** آیی و پیش مقدم پاکت فدا شوم

حیف است با دلی که به تو خو گرفته است ***بر غیر مهر فاطمی ات مبتلا شوم

گفتی ز حال و روز تو غفلت نمی کنم *** من دائما ز یاد تو غافل چرا شوم

می آمدی و می تراویدم تو را چو آب *** اما نشد که طالب آب بقا شوم

آزرده خاطر از گنه عاشقان شوی *** شرمنده ام که باعث اخم شما شدم

ماه محرم است بگو روضه ات کجاست *** تا میهمان هیئت آل عبا شوم

گریه کنان به سینه زنم در غم حسین *** بلکه کمی شبیه صاحب عزا شوم

یک شب مرا به شوق زیارت صدا نما *** تا آنکه زائر صحن کرب و بلا شوم



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

شماری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به رییس‌جمهور درباره عدم‌اجرای صحیح سیاست‌های اصل ۴۴ قانون اساسی و مقاومت دولتی‌ها در برابر واگذاریها هشدار دادند.

جاما ."مقاومت در برابر خصوصی‌سازی"؛ موضوعی که نه‌تنها در کشور ما بلکه در همه دنیا در مسیر واگذاریها وجود داشته و دارد؛ چرا که برخی افراد دارای نفع و رانت با اجرای سیاست خصوصی سازی از منفعت خود دور شده و این موضوع موجب می‌شود تا در برابر اجرای خصوصی سازی از خود مقاومت نشان دهند و چوب لای چرخ واگذاریها بگذارند.


در کشور ما اما این موضوع در دولت یازدهم پررنگ‌تر جلوه کرده است؛ تا جایی که تازگی‌ها رئیس کل سازمان خصوصی‌سازی گفته اوج مقاومتها در برابر واگذاریهای دولت در سالهای 94 و 95 اتفاق افتاده است و در این مدت تقریباً هیچ مزایده‌ای برگزار نشده که با مقاومت از طرف دستگاههای مختلف مواجه نبوده باشد.

البته برخی بر این باورند که بزرگنمایی وجود مقاومتها در برابر خصوصی سازی از سوی دولت یازدهم به‌نوعی تلاش برای انحراف افکار از ناکامی در اجرای اصل 44 قانون اساسی است؛ چرا که بر اساس قانون می‌بایست واگذاری سهام دولتی در سال 93 پایان می‌یافت که این واگذارها با تأخیر سه‌ساله کماکان ادامه دارد.

بر این اساس تازگی‌ها نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز دست به قلم شده‌اند و 156 نفر از آنها پای نامه‌ای را امضا کرده‌اند که در آن به رییس جمهور درباره عدم اجرای صحیح سیاست‌های اصل 44 قانون اساسی اشاره شده که متن آن به‌شرح زیر است:

جناب آقای دکتر حسن روحانی

رئیس محترم جمهور

با سلام

همان‌طوری که استحضار دارید چندین سال است سیاستهای اصل 44 قانون اساسی از سوی مقام معظم رهبری برای نجات اقتصاد ملی از تصدیگری بسترسازی برای مشارکت مردم در حوزه اقتصاد تهیه و ابلاغ شده است، بر این اساس جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی با دریافت آخرین گزارشها بر این باوریم که بعضی از کارگزاران نظام در مورد واگذاریهای مطرح در متن سیاستها مقاومت منفی از خودشان نشان می‌دهند که در صورت عدم تمهید آنی جبران ناپذیر است.

با این وصف خواهشمندیم به‌نحوی که مصلحت می‌دانید نسبت به تسریع در این امر و عدم توقف آغازهای سخن علاج فرمایید.
منبع: تسنیم


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

جنایتکار بعثی عراق که در سال 2003 به هلاکت رسید، از ابتدا قاتل پروش یافته است.

جاما .به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، صدام حسین که در جهان به عنوان شخصیتی دیکتاتور معرفی شده است خوی وحشی‌گری خود را در زمان جنگ تحمیلی برای جهانیان که در آن زمان چه از لحاظ مالی و چه از لحاظ تسلیحاتی به عراق کمک می‌کردند نشان داده است.

بعد از جنگ تحمیلی، حیوان رام شده غربی‌ها افسار گسیخته شد و دیگر دولت‌های غربی به ویژه آمریکا و انگلستان تاب تحملشان به سرآمد و در سال 2003 خودخوانده استکبار را به هلاکت رساندند.
 
در تصویر زیر صدام حسین را در حالی مشاهده می‌کنید که کلت خود را روی سر همسر خود قرار داده است.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


0247-1

دیروز شیطان را دیدم.
در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود؛ فریب می‌فروخت.
مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هیاهو می‌کردند و بیشتر می‌خواستند.
توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص،‌ دروغ ،‌ خیانت،‌ بی آبرویی ، ‌جاه‌طلبی و هزاران چیز دیگه
هر کس چیزی می‌خرید و در ازایش چیزی می‌داد. بعضی‌ها تکه‌ای از قلبشان را می‌دادند و بعضی‌ پاره‌ای از روحشان را. بعضی‌ها ایمانشان را می‌دادند و بعضی آزادگیشان را و بعضی تنشان را.
شیطان می‌خندید و دهانش بوی گند جهنم می‌داد.
حالم را به هم می‌زد. دلم می‌خواست همه نفرتم را توی صورتش تف کنم.
انگار ذهنم را خواند.
موذیانه خندید و گفت: من کاری با کسی ندارم،‌ فقط گوشه‌ای بساطم را پهن کرده‌ام و آرام نجوا می‌کنم. نه قیل و قال می‌کنم و نه کسی را مجبور می‌کنم چیزی از من بخرد.

می‌بینی! آدم‌ها خودشان دور من جمع شده‌اند.
جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزدیک‌تر آورد و گفت‌: البته تو با اینها فرق می‌کنی. تو زیرکی و مومن. زیرکی و ایمان، آدم را نجات می‌دهد. اینها ساده‌اند و گرسنه. به جای هر چیزی فریب می‌خورند.
از شیطان بدم می‌آمد. حرف‌هایش اما شیرین بود. گذاشتم که حرف بزند و او هی گفت و گفت و گفت….

ساعت‌ها کنار بساطش نشستم تا این که چشمم به جعبه‌ای عبادت افتاد که لا به لای چیز‌های دیگر بود.
دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم.
با خودم گفتم: بگذار یک بار هم شده کسی، چیزی از شیطان بدزدد. بگذار یک بار هم او فریب بخورد.
به خانه آمدم و در کوچک جعبه عبادت را باز کردم.
توی آن اما جز غرور چیزی نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت. فریب خورده بودم، فریب.
دستم را روی قلبم گذاشتم،‌ نبود! فهمیدم که آن را کنار بساط شیطان جا گذاشته‌ام.
تمام راه را دویدم. تمام راه لعنتش کردم. تمام راه خدا خدا کردم. می‌خواستم یقه نامردش را بگیرم. عبادت دروغی‌اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم.
به میدان رسیدم، شیطان اما نبود.

آن وقت نشستم و های های گریه کردم. اشک‌هایم که تمام شد،‌بلند شدم. بلند شدم تا بی‌دلی‌ام را با خود ببرم که صدایی شنیدم، صدای قلبم را.
و همان‌جا بی‌اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم. به شکرانه قلبی که پیدا شده بود .



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

ما به دنبال شناخت وظیفه ای هستیم که بتوانیم در مقابل خدا جوابگو باشیم هر گاه تشخیص دهیم  کسی اصلح است، از او حمایت می‌کنیم و اگر کار به جایی رسید که قرار است کسی رأی بیاورد که ضررش بیشتر است و رأی به رقیب او سبب دفع ضرر بیشتر می‌شود، دفع بدبه بدتر می‌کنیم؛ اما قرارنیست از اول بدتر را ترویج کنیم. در صورتی می‌توانیم به کسی رأی دهیم که بینی و بین الله تشخیص دهیم از میان افراد موجود، او اصلح است؛ اما قول دیگران برای ما حجت نیست؛ البته رفت و آمد، و بحث و گفتگو با دوستان گرامی را با کمال میل انجام می‌دهیم، اما نمی توانیم به کسی قولی دهیم که از فلانی حمایت می‌کنیم، چون حجتی پیش خدا نداریم اما با تمام وجود سعی می‌کنیم اگر کسی معرفی شد که در شاخص‌های گفته شده، برتر و اصلح باشد و برای ما هم ثابت شد، از وی حمایت کنیم؛ البته منتی بر کسی ندارییم . بلکه وظیفه ای است که در مقابل خدا باید انجام دهیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

حسام الدین آشنا مشاور روحانی و مغز متفکر دولت تدبیر و امید در زمینه عملیات روانی هم اکنون با ارسال توئیت هایی نشان داده است که از کاندیداتوری 2 شخصیت انقلابی واهمه دارد.

جاما "حسام الدین آشنا مشاور روحانی و مغز متفکر دولت تدبیر و امید در زمینه عملیات روانی هم اکنون با ارسال توئیت هایی نشان داده است که از کاندیداتوری 2 شخصیت انقلابی  واهمه دارد!

 حسام الدین آشنا مدت هاست وظیفه جدیدی برای خود تعریف کرده و آن، مخالفت با هر کاندیدایی است که می تواند رقیب حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری 96 باشد.

ترس مشاور روحانی از کاندیداتوری 2 چهره سیاسی؟!

او در توئیتی هراس خود را از کاندیداتوری حجت الاسلام رئیسی تولیت آستان قدس رضوی و سردار سلیمانی نشان داده است. شخصیت هایی که بارها خدمت در عرصه های دیگر را بر خود بالاتر دانسته اند اما آشنا می داند که محبوبیت این دو چهره انقلابی بزرگ ترین رقیب روحانی خواهند بود و در این راستا تلاش می کند تا با توئیت های مختلف این دو نفر را در جایی که هستند نگه داشته تا وارد پیکار انتخابات نشوند.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

به مرحوم چمران گفتم: «چطور است من هم لباس بپوشم بیایم؟» گفت: «خوب است. بد نیست.» گفتم: «پس یک دست لباس هم به من بدهید.» یکدست لباس سربازی آوردند، پوشیدم که البته لباس خیلی گشادی بود! بنده حالا هم لاغرم؛ اما آن‌وقت لاغرتر هم بودم.

جاما "به نقل از مشرق، مقام معظم رهبری اوایل جنگ با شهید چمران همراهی زیادی داشتند و  به همراه وی، نمایندگی امام در شورای عالی دفاع را بر عهده داشتند. ایشان در سال 1372 و در مصاحبه با تهیه‌کنندگان مجموعه روایت فتح در خاطره‌ای درباره شروع جنگ می‌فرمایند:

مرحوم چمران هم با من به اهواز آمد. در یک هواپیما، با هم وارد اهواز شدیم. یک مقدار لباس آورده بودند توی همان پادگان لشکر ۹۲، برای همراهان مرحوم چمران. من همراهی نداشتم. محافظینی را هم که داشتم همه را مرخّص کردم. گفتم من دیگر به منطقه‌ی خطر می‌روم؛ شما می‌خواهید حفاظت جانِ مرا بکنید؟! دیگر حفاظت معنی ندارد! البته، چند نفرشان، به اصرار زیاد گفتند: «ما هم می‌خواهیم به عنوان بسیجی در آن‌جا بجنگیم.» گفتیم: «عیبی ندارد.» لذا بودند و می‌رفتند کارهای خودشان را می‌کردند و به من کاری نداشتند.

مرحوم چمران، همراهان زیادی با خودش داشت. شاید حدود پنجاه، شصت نفر با ایشان بودند. تعدادی لباس سربازی آوردند که اینها بپوشند، تا از همان شبِ اوّل شروع کنیم. یعنی دوستانی که آن‌جا در استانداری و لشکر بودند، گفتند: «الان میدان برای شکار تانک و کارهای چریکی هست.» ایشان گفت: «از همین حالا شروع می‌کنیم.» خلاصه، برای آنها لباس آوردند. من به مرحوم چمران گفتم: «چطور است من هم لباس بپوشم بیایم؟» گفت: «خوب است. بد نیست.» گفتم: «پس یک دست لباس هم به من بدهید.»

یکدست لباس سربازی آوردند، پوشیدم که البته لباس خیلی گشادی بود! بنده حالا هم لاغرم؛ اما آن‌وقت لاغرتر هم بودم. خیلی به تن من نمی‌خورد. چند روزی که گذشت، یکدست لباس درجه داری برایم آوردند که اتّفاقاً علامت رسته زرهی هم روی آن بود. رسته‌های دیگر، بعد از این‌که چند ماه آن‌جا ماندم و با من مأنوس شده بودند، گله می‌کردند که چرا لباس شما رستة توپخانه نیست؟ چرا رستة پیاده نیست؟ زرهی چه خصوصیتی دارد؟

لذا آن علامت رسته زرهی را کندم که این امتیازی برای آنها نباشد. به‌هرحال، لباس پوشیدم و تفنگ هم خودم داشتم. البته حالا یادم نیست تفنگ خودم را برده بودم یا نه. همین تفنگی که این‌جا توی فیلم دیدید روی دوش من است، کلاشینکف خودم است. الان هم آن را دارم. یعنی شخصی است و ارتباطی به دستگاه دولتی ندارد. کسی یک وقت به من هدیه کرده بود.

کلاشینفک مخصوصی است که بر خلاف کلاشینکفهای دیگر، یک خشاب پنجاه تایی دارد. غرض؛ حالا یادم نیست کلاشینکفِ خودم همراهم بود، یا آن‌جا، گرفتم. همان شبِ اوّل رفتیم به عملیات. شاید دو، سه ساعت طول کشید و این در حالی بود که من جنگیدن بلد نبودم. فقط بلد بودم تیراندازی کنم. عملیات جنگی اصلاً بلد نبودم. غرض؛ این، یک کار ما بود که در اهواز بود و عبارت بود از تشکیل گروههایی که به اصطلاحِ آن روزها، برای شکار تانک می‌رفتند. تانکهای دشمن تا «دبّ حردان» آمده بودند و حدود هفده، هیجده یا پانزده، شانزده کیلومتر تا اهواز فاصله داشتند و خمپاره‌هایشان تا اهواز می‌آمد. خمپاره‌ی ۱۲۰ یا کمتر از ۱۲۰ هم تا اهواز می‌آمد.

به‌هرحال، این تربیت و آموزشهای جنگ را مرحوم چمران درست کرد. جاهایی را معیّن کرد برای تمرین. خود ایشان، انصافاً به کارهای چریکی وارد بود. در قضایای قبل از انقلاب، در فلسطین و مصر تمرین دیده بود. به‌خلاف ما که هیچ سابقه نداشتیم، ایشان سابقه‌ی نظامیِ حسابی داشت و از لحاظ جسمانی هم، از من قویتر و کار کشته‌تر و زبده‌تر بود. لذا، وقتی صحبت شد که «کی فرمانده‌ی این عملیات باشد؟» بیتردید، همه نظر دادیم که مرحوم چمران، فرمانده‌ی این تشکیلات شود. ما هم جزو ابواب جمع آن تشکیلات شدیم. [1


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

ستاد انتخاباتی رئیس‌جمهور بدون استعفای رئیس آن از مسئولیت دولتی تشکیل شده است.

جاما "ایسنا نوشت:ستاد تبلیغاتی حسن روحانی برای حمایت از کاندیداتوری وی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 96 تشکیل شده و همان‌طور که پیش از این در اخبار و فضای مجازی مطرح شده بود محمد شریعتمداری به عنوان رئیس ستاد انتخابات حسن روحانی، اشرف بروجردی به عنوان رئیس کمیته زنان و علی جنتی نیز به عنوان رئیس کمیته اطلاع‌رسانی این ستاد انتخاب شده‌اند.


جالب اینکه ایسنا مدعی شده «این ستاد تا زمان قانونی تبلیغات هیچ فعالیت تبلیغاتی نخواهد داشت و اعضاء تنها بسترهای لازم برای فعالیت در زمان مقرر را مهیا می‌کنند»!!

منبع: کیهان.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 184 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی